كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

از خويشان من زن سيّده اى مستحق است و شوهرش سيّد نيست مريض شد و وفات كرد شوهرش آمد و از من پولى خواست كه در مخارج دفن و فاتحه صرف نمايد و من هم از رد كردن آن خجالت كشيدم و بيست هزار دينار دادم و من از بابت سهم امام (عليه السلام) چهارده هزار دينار و از سهم سادات نوزده هزار دينار بدهكار هستم، آيا مى توانم آن وجه را از خمس و يا از كدام سهم حساب كنم و ذمّه اى آن را از مبلغى كه داده ام برئ نمايم و من ميدانم كه آن شخص مستحق است و پاى بند دين است؟

اگر آنكه داده اى از باب هديّه و احسان داده اى ديگر آن را از مال امام حساب كردن صحيح نيست بلكه آن از عملهاى خير است كه ذخيره خواهد شد ان شاءالله تعالى و اگر آنچه داده اى از بابت وام است و گيرنده مؤمنى است كه احتياج زياد و شديدى دارد ممكن است آن را فقط از سهم امام حساب كنى و باقى وام در ذمّه اى آن باقى مى ماند و خداوند توفيق دهنده است.

آنهائى كه در گذشته از اهالى فاو بودند و اكنون هم به آنها اهالى فاو گفته مى شود در صورتى كه در آنجا نمى نشينند ولى براى گرفتن ماهى از دريا كه مى روند از محل سكونت خودشان به اندازه اى مسافت شرعى مسافرت مى كنند،ليكن در فاو دو روز و يا بيشتر مى مانند آيا حكم روزه و نمازشان چيست؟

آنان با اين وضع مسافرند و لازم است روزه شان را افطار و نمازشان را شكسته بخوانند مگر اينكه زندگى بيشتر آنها در سفر باشد به طورى كه در زندگى آنها مسافرت عادتشان شمرده شود و بيشتر مسافرت نمايند كه در آنوقت تمام نمودن نماز و روزه گرفتن واجب مى شود مگر اينكه يكى از آنها ده روزى در يك جا بماند كه در اين صورت در سفر اوّل قصر مى خواند و روزه را مى خورد سپس در سفر دوم و بعد از آن برمى گردد بر اينكه نماز را تمام بخواند و روزه را بگيرد.

آيا دادن حق ملى از خمس و زكات بر هر مرجعى جايز است يا نه؟ و يا اينكه نمى تواند به غير از مرجع خودش بدهد، و اگر مرجع تقليدش مرده باشد بايستى به اعلم مجتهدين زنده بدهد؟

بر آنكه حق برگردنش هست لازم است به آنكسى كه مورد اعتمادش در امانت و معرفت و نيكو تصرف كردن و دور انديشى و در رساندن حقّ به مستحق و صرف آن در مصرفش بهتر باشد بدهد.