كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اينجا بعضى كارمندان دولتى هستند، وقتى كه رجوع كننده به عنوان مثال مى خواهد كه كار آن زودتر از وقت مقرر تمام شود براى آن چيزى مى دهد كه كارش را زودتر انجام دهد، با اين كه مى داند وقتى كه او به كار اين اقدام كرد كار ديگران به واسطه اين عمل به تأخير خواهد افتاد آيا اين عمل عنوان رشوت دهنده و رشوت گيرنده به خود مى گيرد تا اينكه عمل آن حرام باشد و يا اينكه از باب جلو انداختن كار آن كار بيشترى را انجام مى دهد و از جهت اينكه عمل مسلمان محترم است، گرفتن مال براى جلوتر انداختن جايز مى باشد؟

اگر كار رجوع كنندگان كه به تأخير مى افتد از قبيل آزادى زندانيان، ترخيص اجناس از گمرك، و يا دادن گذرنامه باشد آن وقت به تأخير انداختن كار آنها حرام است، ولى اگر كار مراجعين در خصوص تخفيف يا بخشودن ماليات و يا جلب منفعت به سود مراجعين باشد آنوقت در مقابل زودتر به راه انداختن راه آن چيزى گرفتن مانعى ندارد و به تأخير انداختن كار مراجعه كنندگان به واسطه اين كار حرام نمى شود.

برخى از اشخاص كار جمعيتّى را به عهده مى گيرد و هر فردى به اندازه اى توان خودش پولى در هر ماه مى دهد كه همان رئيس جمعيت در هر ماه به يكى از اعضاء شركت كننده وام بدهد ولى معلوم نيست كه پرداخت كنندگان پول آيا آن را به عنوان امانت و يا وكالت و يا هبه و يا قرض و يا به هر عنوان ديگر به رئيس مى دهند و آنان ميان اين عنوانها فرق نمى گذارند و يا اينكه هيچ كدام را قصد نمى نمايند كه سهمى كه داده است آن را از منفعت سالش حساب كند و خمسش را بدهد؟

اگر دادن مال به رئيس به جهت اين است كه او اقدام به وام دادن به اعضاء بدهد كه مفروض سؤال هم همين است رئيس وكيل مى شود و خودش هم نمى تواند وام بردارد مگر آنوقتى كه به او هم نوبه برسد و يا اينكه مشتركين همگى اجازه دهند كه پيش از نوبه او وام بردارد، و هر عضو آن وجهى كه داده است از منفعت سالش حساب مى كند و پس از استثناء وامهايش و با شرايط مقرر شده خمسش را واجب است پرداخت نمايد.

زمانى كه عقيل به امام على (عليه السلام) اصرار كرد كه صاعى از گندم به او بدهد، آهن گرم شده را نزد او برد، آيا امام (عليه السلام) مقيد است كه اموال را طبق قانون الهى تقسيم نمايد؟

اشكال در اين موضوع نيست كه او مقيد است طبق قانون الهى عمل نمايد، آرى در خود قانون استثناهائى هست، و حضرتش حصول آن را در جريان عقيل مشاهده نكرد تا اينكه بتواند از حكم عمومى خارج شود.

آرشیو اخبار