كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا دادن چك به منزله دادن مال است ذمّه دهنده با دادن آن بريئى مى شود؟

اگر دهنده چك بدهكار به گيرنده باشد و بناء بر اين باشد كه چك را داده تا وامش را به بانك تحويل دهد آن وقت ذمّه اش بريئى مى شود اگر چه وام را تحويل نگيرد، اما اگر دادن چك مبتنى بر تحويل دين به بانك نباشد بلكه تنها وكيل نمودن باشد كه وام را از حساب چك دهنده بردارد آن وقت تا آن وام را نگرفته ذمّه چك دهنده بريئى نمى شود، و همه اين در آن صورتى است كه بانك دولتى نباشد ولى اگر دولتى باشد آن وقت لازم است در بريئى بودن ذمّه چك دهنده آن مبلغ را بگيرد و حكم مجهول المالك بر آن جارى كند سپس با آن پرداخت شدن وام را از طرف چك دهنده قصد نمايد.

اكنون ميان جوانان با ايمان سيماى عرفان و روحان و عالم به خدا و عارف باالله و سالك... تا آخر و غير از اينها از كلمه هائى كه جوان مؤمن را جذب مى كند، معناى اين كلمه ها چيست؟ و آيا اين طريق بر مكلّفها واجب است يا نه؟ و اگر چنانچه واجب نباشد، آيا پيروى كردن از آن صحيح است و سلوك و غير آن از سئوالها در خصوص اين موضوع چگونه بايد باشد؟

اين الفاظ پايه اش بر ادعاهائى است كه هيچ دليلى بر آن نمى باشد، و اين ادعاها از معارف اهل بيت (عليهم السلام) آب نخورده (بدست نيامده) است بطوريكه بشود با آن دليل آورد، پس لازم است كه انسان دورى كند از آن كسى كه اين ادعا را مى كند، زيرا كه آنها يا غافل و مغلوب و فريفته شده بر امرش بوده اند و يا گمراه كننده و افتراء گوينده اى مى باشند كه انسان مى ترسد از آنان به دين و مؤمنين صدمه برسد، و اى بسا كار آنها به آنجا مى رسد كه حرامها را حلال و حرمتها را هتك مى كنند، همانطورى كه ديگران از آنها كارشان به آنجا منجّر شد ( انالله و اناالله راجعون ) همانا بر اين ادعّاها پذيرش نيست مگر ميان مردمى كه از معارف اصلى حوزه هاى علميّه به جهت ضعف حوزه و كمتر بودن مبلغّين درست و حسابى محروم مى باشند.

حكم گوسفندى كه به خانه انسان مى آيد و صاحبش شناخته نمى شود چيست؟

احتياط واجب اينست كه تعريف كند آن را تا اينكه از پيدا شدن صاحبش مأيوس گردد و يكسال بر آن بگذرد سپس آن را تصدق ( احسان ) نمايد، و اگر احتياج به آذوقه داشت و بستگى به خرج مال داشت دادن آذوقه جايز بلكه واجب مى شود و در اين هنگام به حاكم شرعى رجوع مى كند و در فروش آن اجازه مى خواهد تا از زيان دورى نمايد، و اگر مراجعه ممكن نشد جايز است كه آن را بفروشد و حكم گذشته به پول آن جارى مى گردد.

آرشیو اخبار