كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

نظر حضرتعالى بر كودك همانند مسأله نظرى است گر چه اين به لحاظ واقعى كه فعلا قائم است مى باشد آيا اندازه اطاعت لزومى پدر چه مقدار است، بر فرض اينكه موضوع را تشخيص بدهد ـ دست پدر باز است؟

براى پدر ولايت بر كودك هست عادل باشد و يا فاسق باشد، غايتش اينست كه تصرف آن نافذ نيست اگر آن تصرف را براى كودك زيانبار تشخيص دهد، و امّا بر فرزند بزرگ (بالغ) پدر ولايت بر آن ندارد خواه فاسق باشد يا عادل، و بر فرزند واجب است اطاعت او در موردى كه ترك اطاعتش بريدن و عاق شدن باشد، مثل اينكه پدر احتياج به كمكى داشته باشد كه به آن فرزند توانائى دارد، و از شأن او هست كه به آن اقدام نمايد پس پدر از او بخواهد آنهم نكند، در اين صورت واجب است، و در غير اين صورت واجب نيست اگر چه مستحب است، بلكه در صورت عدم اطاعت از سلب توفيق و شكست خوردن خودش بترسد، مگر در جائى كه ضرورت عرفى ايجاب مى نمايد.

مؤمنى خانه اى ساخته و آن را به همسرش بخشوده بدون اينكه خمسش را بدهد آيا لازم است همسرش خمس آن را بدهد؟ و وقتى كه همسر خواست به مكّه برود بدون اينكه خمس واجب از خانه را بدهد آيا حج او صحيح است؟ با توجه به اينكه خود آن زن و شوهرش و فرزندانش در آن خانه مى نشينند و غير از آن خانه اى ديگرى ندارند؟

بر شوهر واجب است كه خمس آن را به هنگاميكه از مؤنه اش خارج شد به موقع دادن به همسرش بدهد همانطورى كه به همسرش هم لازم است بعد از مالك شدن آن خانه اگر از مؤنه اش نباشد خمسش را بدهد ولى اگر از مؤنه باشد خمس واجب نيست و چنانچه خمس بر او واجب شد و خمس آن را نداد حجّ آن صحيح است اگر با كسر كردن مقدار خمسى كه بر او واجب شده است اموال باقى مانده اش استطاعت آور باشد.

بنابر آن قولى كه چرمهاى وارد شده از دولتهاى كافر نجس مى باشد اين سئوال مطرح مى شود كه اگر علم اجمالى داشته باشيم كه در دست كافر هم تذكيه شده است و هم غير تذكيه شده است آيا بناء را به پاكى مى توانيم بگذاريم؟

علم اجمالى همانا اصل ترخيصى را ساقط مى كند مانند اصل برائت و تذكيه همانند اينكه علم داشته باشيم به نجاسات بعض لباسهاى پاك، امّا علم اجمالى به ترخيص صلاحيّت ندارد كه اصل الزامى را ساقط كند همانطورى كه اجمالا بدانيم كه يكى از دو لباسى كه معلوم بود نجاست يكى از آنها يكى را پاك نموديم، و اينجا هم همين طور است، زيرا كه مقتضاى اصل اين است كه به وجه شرعى ذبح نشده است، كه ثابت مى كند نجاست چرم را، پس علم به بودن تذكيه شده به نحو اجمال دليل بر ساقط شدن اصل مذكور نمى باشد.

شركت سهامى است كه در مالك بودن سهام آن هزاران شخص سهيم شده اند اگر اين شركت مالك يك بانكى باشد حكم معامله كردن با اين بانك چگونه است آيا اموال آن محترم است با اينكه مى دانيم معامله ربوى مى نمايد، و بعضى از سهامداران هم از مسلمانان است.

بلى اموال آن محترم است، زيرا كه حرام بودن بعضى از اموال آن و مالك نشدن به قسمتى از اموال ( سود ربوى ) موجب نمى شود كه احترام باقى اموال برداشته شود بعد از آنكه آن در دست آن شخصى بوده است كه مالش محترم است.

آرشیو اخبار