كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا براى مؤمن جايز است فروختن مار ماهى با اينكه مى داند خوردن آن حرام است؟

احتياط وجوبى آنست كه نفروشد اگر مقصود از آن خوردن باشد و يا به كسى كه حلال مى داند خوردن آن را هم نفروشد و اما براى كود كردن و خوردن حيوانات و مانند آنها جايز است بلى اگر گناه كرد و فروخت بر آن كسى كه خوردن آن را حلال مى داند از مخالفها جايز است كه پول آن را بگيرد.

خداوند متعال در سوره احزاب آيه ( 53 ) فرموده است: ( و اذا سألتموهن متاعا فسئلوهن من واراء حجاب )( ) و هنگامى كه چيزى از وسايل زندگى را ( به عنوان عاريت ) از آنان ( همسران پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) ) مى خواهيد از پشت پرده بخواهيد، آيا مقصود از حجاب كه در آيه مباركه آمده است بطور قطعى حجاب زنان نمى باشد، زيرا كه زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) حجاب شرعى را پيش از نزول آيه و بعد از نزول آيه مباركه مراعات مى كردند تا چه رسد كه مقصود از آن حجاب زنان باشد و آن وقت متوجه شدن خطاب در آيه به زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)شايسته تر مى شود تا آنها را مأمور به رعايت حجاب نمايد عوض اينكه مسلمانان را مورد خطاب قرار دهد، سؤال اينست كه مقصود از كلمه حجاب كه در آيه كريمه آمده است چيست؟

ظاهر از آيه اينست كه زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مأمور شدند كه از قاطى شدن ( أختلاط ) با بيگانه ها خوددارى نمايند، همانطورى كه مردان هم مأمور شدند كه با آنها قاطى نباشند، و اگر چنانچه خواستند به منزل آنها بروند، و يا اينكه از آنها چيزى بخواهند لازم است كه ميان آنان و زنان پرده باشد كه خود را بوسيله آن پوشش نمايند.

كسى كه كارش در سفر است و فرستاده شد به محل ديگرى كه آنهم سفر است و مربوط به كار اولش است حكم نماز و روزه اى آن نسبت به عمل دومش چگونه است؟

اما در قسم اول، پس سفر دوم در حكم سفر اول نمى شود مگر اينكه مثل آن كار باز هم براى آن شخص كارش شمرده شود همانند راننده در ميان دو شهر كه براى كرايه كشى به شهر سومى مى رود و اگر اينطور نباشد به سفر اوليش لاحق نمى شود. و اما قسم دوم، پس سفر دوم حكم آن قصر كردن و افطار نمودن است همانند نظامى كه كارش در غير شهر خودش هست كه آن شهر را براى خود جايگاه قرار داده است پس از آنجا بيرون مى رود براى انجام دادن خدمات نظاميش به شهر سومى (در اين سفر دوم بايد قصر و افطار نمايد)