كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا خواندن و مورد استفاده قرار دادن كتابهايى كه به كتابخانه حكيم (قدس سره)وقف شده است در فرماندارى قادسيّه است جايز است؟

بكار بردن آنها و نگهداشتن آنها جايز نيست بلكه واجب است آنها به متوّلى فعلى برگردانده شود تا اينكه آن را نگهدارى نموده و به كتابخانه در وقت مناسب برگرداند.

آيا به زنان مبتذل در تلويزيون و به عكس آنها در مجلّه ها مى توان نگاه كرد؟

اگر بدون ريبه باشد جايز است و بايستى طورى باشد كه شهوت انگيز نباشد اگر چه بهتر آنست كه از نگاه بر آنها خوددارى نمود زيرا كه اى بسا باعث مى شود كه انسان به حرام بيافتد.

اگر انسان گودالى درست كند كه ماهيها را در آنجا جمع نمايد، و برود و سپس بيايد و ببيند كه در آنجا يك ماهى مرده است آيا به پاكى آن حكم مى شود؟

اگر ماهى در آب مرده باشد خوردن آن حرام است، و اگر شك شود كه در آب مرده يا نه باز هم خوردنش حرام است، مگر اينكه يقين كند در بيرون از آب مرده است كه در اين صورت حلال است.

اگر زنى را عقد غير دائمى نمود و نزديكى كرد و پس از تمام شدن مدّت مقّرر دوباره بر آن عقد خواند و پيش از نزديكى مدتش را بخشيد، آيا جايز است كه شخص ديگرى پيش از تمام شدن عدّه اش از شوهر اوّل او را ازدواج غير دائمى نمايد، و اين به جهت عقد دوّم مى باشد كه در آن نزديكى نشده است، و دوّمى زن نزديكى نشده (غير مدخول بها) را ازدواج نموده است، همانطورى كه از بعضى فتوى در اين خصوص نقل شده است، و اتفاقات بسيارى به جهت اعتماد به اين فتوى در اين خصوص شده است، به طورى كه زن در يك شب با چند مرد ازدواج مى نمايد و هر يك از مردها دوبار عقد مى خوانند يك مرتبه نزديكى مى كنند دفعه آخرى نزديكى نمى كنند و مدت را مى بخشند و مردهاى ديگر هم همين طور مى كنند حكم اين را بيان فرمائيد.

انّا لله انّااليه راجعون، در واجب نبودن عدّه در صورت بذل مدّت پيش از نزديكى نمودن اشكالى نيست، ولى اين با وجوب عدّه نگه داشتن به عقد اولى كه دخول شده است منافات ندارد، به درستى كه عدّه ساقط مى شود در حقّ خود شوهر و در حق ديگرى ساقط نمى شود، پس چگونه بر ديگرى جايز مى شود كه تزويج كند او را بعد از بخشيدن مدت عده اى كه دخول نشده است پيش از آنكه عدّه اى عقدى كه در آن نزديكى شده است تمام گردد و سزاوار است كه روايت معتبره مفضل بن عمر را در (وسائل الشيعة حديث 5 ب 23 از ابواب متعه) ملاحظه نمود تا اينكه قباحت آنچه واقع شده است معلوم گردد.

آرشیو اخبار