كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

نظر شرع مقدس را درباره اى شخصى كه بر دو هم بزنى اقدام مى كند و ميان دو برادر و زن و شوهر و پدر و پسر و... جدائى مى اندازد، آيا غيبت آن و بيان حال آن به پيروانش و ديگران جايز است؟ تا از ضررى كه در اثر فرمانبردارى از اوامر آن و تأثّر از انكار آن دامنگير آنان نشود در صورتى كه ما مى دانيم كه او شخص مذهبى نيست ولى با نام دين سخن مى گويد و با زيركى و خوش رفتاريش در ديگران اثر مى گذارد؟

حالتى كه در سئوال گفته شده از سخن چينى است در صورتى كه شخص سخن كسى را به ديگرى كه سبب به هم خوردن ميان آنها مى شود نقل مى كند آن از گناهان كبيره است كه خداوند به آن وعده اى آتش داده است، و ترسانيدن مردم از آن با اظهار چگونگى وضع آن بدون كوچك شمردن و يا عيب جوئى كردن جايز است و گفتن حال آن به قصد نقل واقع قضيّه مى باشد اين در صورتى است كه مخفى باشد و اما اگر آشكارا به اين عمل اقدام نمايد آنوقت متجاهر به فسق (آشكارا معصيت كننده) است غيبتش و كوچك شمردنش و ترسانيدن مردم از او و بد جلوه دادن كارش جايز مى باشد.

مردى كه مادرش و خواهرش و دختر خواهرش را در مكانهاى مرگ زا به آتش كشيد و شاهد جريان دو تا دختر كوچك بود كه سنّ اولى شش سال و نيم و سنّ دومى پنج سال و نيم بود آنها جريان را اين چنين تعريف كردند كه مرد اول مادرش را و پس از آن خواهرش را و در آخر دختر خواهرش را به آتش كشيد، ولى بدست آوردن اينكه كدامين آنها در اول روحش از بدن خارج شد نه بوسيله دكتر و نه از روى تحقيق ممكن نيست، و در اينجا غير از آن دو كودك شاهد ديگرى نيست كه ترتيب قتل را توضيح دهد و قاتل هم فرار كرده است: 1 ـ آيا دختر از مادرش كه اول آن به آتش كشيده شده ارث مى برد؟ 2 ـ و آيا دختر دختر آن هم از مادرش كه در مرحله دوم به آتش كشيده شده ارث مى برد؟

اول به آتش كشيده شدن در ارث اثر ندارد، بلكه معيار در ارث بردن جلوتر مردن است و آنكه بعد از آن مرده از آنكه جلوتر مرده ارث مى برد، و در صورت اشتباه و احتمال جلوتر بودن هر كدام از آنها و يا همزمان مردن آنها ديگر نمى توانند از يكديگر ارث ببرند، بلكه ميراث از آن وارث باقيمانده است، نه آنكه مشتبه است.

آيا وقف مسجد وقف فضايش را هم از ته زمين تا بلنداى آسمان لازم گرفته است تا اينكه در نتيجه نتوان بناى ساختمانى در مرتبه دوم براى اجاره دادن به نفع مسجد ساخت؟

بلى وقف را مطلق گذاشتن تقاضا مى كند كه از ته زمين تا بلنداى آسمان مسجد باشد، و اگر بخواهد بعض طبقه ها مسجد باشد بايد قيد بزند.