مقصود از اين در وضع زندگانى عمومى خودش به آنچه در محله اى خودش هست بسنده كند به طورى كه بيرون رفتن از محلّه يك حالت فوق العاده و استثنائى باشد و همانند سفر كردن باشد، و اين با اشخاص تفاوت مى كند و بعضى از اشخاص هستند كه لوازمات اجتماعى خودش را از تمامى اطراف شهر تهيّه مى كند آنوقت تمامى شهر بر او وطن شمرده مى شود و برخى لوازمات را فقط از محله اى خود فراهم مى نمايد و احتياج در ساير شئون زندگيش به محله هاى ديگر ندارد آنوقت محله اى آن وطنش مى باشد نه محله هاى ديگر و تشخيص با عرف است.
اگر عقد پسر به زن جلوتر باشد، عقد پدر بر آن عالم باشد و يا جاهل باشد اثرى بر آن مترتّب نمى شود و مقاربت با آن با علم زنا است و در صورت ندانستن وطى به شبهه است، و بر هر حال بر پسر حرام نمى شود بلكه مى تواند آن را پس از تمام شدن عدهّ اش ازدواج كند اگر وطى به شبهه باشد.
بلى اين عمل جايز است، ولى اين لازم گرفته است كه كشف عورت و لمس آن بوسيله خانم دكتر باشد، اقدام كردن به آن جايز نيست مگر اين كه زائيدن منحصر به آن باشد و ترك آن حرجى باشد.