پيام تسليت حضرت آیت اللّه نوری همدانی

پيام تسليت حضرت آیت اللّه نوری همدانی
۱۴۰۰/۰۸/۰۱

بسم الله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون

در سالروز شهادت حضرت علی بن الحسین، زین العابدین(علیه السلام)، ارتحال عالم بزرگوار و مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی حاج سید محمد سعید حکیم (رحمت الله علیه)که از خاندان بزرگ علم و فقاهت ، جهاد و شهادت بودند، موجب تأثر و تأسف گردید.

ایشان در کنار تالیف و تدریس معارف اسلامی و نشر فرهنگ اهل بیت عصمت وطهارت(علیهم السلام) و تربیت طلاب علوم دینی هرگز از حق طلبی دست بر نداشت. جهاد فی سبیل الله و تحمل زندان حزب بعث در سالیان طولانی، از معظم له چهره ای ماندگار در احقاق الحق و ازهاق الباطل به یادگار گذاشت.

اینجانب ارتحال این عالم ربانی را به محضر حضرت ولی‌عصر (اروحنا له الفداء) ، رهبر معظم انقلاب اسلامی، مراجع عظام تقلید، حوزه‌های‌ علمیه ‌نجف و قم، خاندان رفیع حکیم ، مخصوصاً فرزندان معزز ایشان، شاگردان و ارادتمندان آن فقید سعید تسلیت گفته و رحمت و غفران الهی را برای آن مرحوم از خداوند متعال مسئلت می‌نمایم.

حسین نوری همدانی
۱۳شهریورماه ۱۴۰۰

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

حكم حقوقى كه داده مى شود آيا با گذشت سال خمس بر آن واجب مى شود؟

اگر ملك باشد به آنكه داده شده مانند زكات و سهم سادات خمس واجب مى شود و امّا آنكه ملك نمى شود (همانطورى كه بيشتر در مال امام آن طور است) خمس بر آن واجب نيست.

خداوند متعال فرموده ( ادعونى استجب لكم )( ) مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم راست مى فرمايد خداوند على و عظيم من در بيشتر اوقات زندگيم، و در آن زمان با خودم مى گويم كه ( عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خيرلكم )( ) چه بسا چيزى را دوست نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است ولكن در برخى از وقتها به من حالت نااميدى رخ مى دهد و قول خداوند را به ياد مى آورم ( و ما دعا الكافرين الا فى ضلال )( ) و دعاى كافران جز در ضلال (گمراهى) نيست و از خدا طلب مغفرت مى كنم ومى گويم: ( ولا يياس من روح الله الا القوم الكافرون )( ) تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مى شوند. و با خود مى گويم ما مسلمانيم واجبات را به غير از (خمس) انجام مى دهيم، و تصميم جدّى گرفته بودم آن را هم بدهم ولى وفات مادرم آن را به تأخير انداخت، عرض مى كنم كه تمامى دعاها را تقريباً مى دانم شرط قبولى دعا نزد خداوندى از بنده اى مسلمان چيست؟ و آيا با نبودن يك شرط از شرايط، دعا و توسّل باطل مى شود، و آيا شرايط دعا در نيّت محقق مى شود، همانطورى كه از داستانهائى كه از بعضى مشايخ ما مى شود ما را در شك مى اندازد كه نيّت هاى ما خالص نيست با اينكه علم داريم و حمد مى كنيم كه نيّت ما تنها خداوند عزّوجل است و آيا سحر دعا را حبس مى كند كه به درجه اى اجابت خداوند متعال نرسد؟

براى سحر اثرى در دعا نمى باشد، و دعا گاهى كه به درجه اى اجابت نمى رسد بخاطر فراهم نشدن شرطهاى قبولى دعا است، و گاهى قبول نمى شود چون مصلحت در قبول شدن دعا نمى باشد، پس براى مؤمن لازم است كه دعا را بيشتر نمايد و شرايط قبول شدن دعا را فراهم كند، و سزاوار نيست كه به جهت تأخير افتادن قبولى دعايش دعا را ترك نمايد.