كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا دادن حق ملى از خمس و زكات بر هر مرجعى جايز است يا نه؟ و يا اينكه نمى تواند به غير از مرجع خودش بدهد، و اگر مرجع تقليدش مرده باشد بايستى به اعلم مجتهدين زنده بدهد؟

بر آنكه حق برگردنش هست لازم است به آنكسى كه مورد اعتمادش در امانت و معرفت و نيكو تصرف كردن و دور انديشى و در رساندن حقّ به مستحق و صرف آن در مصرفش بهتر باشد بدهد.

اكنون ميان جوانان با ايمان سيماى عرفان و روحان و عالم به خدا و عارف باالله و سالك... تا آخر و غير از اينها از كلمه هائى كه جوان مؤمن را جذب مى كند، معناى اين كلمه ها چيست؟ و آيا اين طريق بر مكلّفها واجب است يا نه؟ و اگر چنانچه واجب نباشد، آيا پيروى كردن از آن صحيح است و سلوك و غير آن از سئوالها در خصوص اين موضوع چگونه بايد باشد؟

اين الفاظ پايه اش بر ادعاهائى است كه هيچ دليلى بر آن نمى باشد، و اين ادعاها از معارف اهل بيت (عليهم السلام) آب نخورده (بدست نيامده) است بطوريكه بشود با آن دليل آورد، پس لازم است كه انسان دورى كند از آن كسى كه اين ادعا را مى كند، زيرا كه آنها يا غافل و مغلوب و فريفته شده بر امرش بوده اند و يا گمراه كننده و افتراء گوينده اى مى باشند كه انسان مى ترسد از آنان به دين و مؤمنين صدمه برسد، و اى بسا كار آنها به آنجا مى رسد كه حرامها را حلال و حرمتها را هتك مى كنند، همانطورى كه ديگران از آنها كارشان به آنجا منجّر شد ( انالله و اناالله راجعون ) همانا بر اين ادعّاها پذيرش نيست مگر ميان مردمى كه از معارف اصلى حوزه هاى علميّه به جهت ضعف حوزه و كمتر بودن مبلغّين درست و حسابى محروم مى باشند.

در شرعى بودن متعه (عقد غير دائمى) و نسخ شدن آن ميان مسلمانان اختلاف هست آيا ممكن است كه ما را به صورت مختصر از واقع امر آگاه فرمائيد؟

تمامى مسلمانان اتفاق نظر دارند كه متعه در زمان پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) شرعى بوده، و معلوم است كه مذهب اهل بيت عصمت (عليهم السلام) اينست كه شرعى بودن آن ادامه دارد و نسخ نشده است، ولى باقى مذهبهاى اسلامى به حرام بودن آن قائلند، با اينكه روايات بسيارى در كتابها و صحاح مسلمانها هست كه دلالت مى نمايند كه شرعى بودن آن تا زمان خليفه عمر بن الخطاب ادامه داشت و او با صراحت از آن نهى كرد، و وارد شده است كه او در خطابه اش گفت: (متعتان كانتا على عهد رسول الله و انا محرمهما و اعاقب عليهما) دو متعه بود كه در زمان پيامبر بود و من هر دو تاى آنها را حرام مى كنم و بر آنها عقوبت مى نمايم ولكن به حرام كردن او بسيارى از صحابه و تابعين ملتزم نشده و قبول نكردند حتّى اينكه عبدالله فرزند عمر از كسانى بود كه مباح و جايز بودن متعه را نقل مى كرد و به او اعتراض كردند كه پدرت آن را حرام كرده است و او مى گفت كه تبعيت نمودن از سنت و طريقه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) اولى و شايسته تر است، و تفصيل اين مسئله براى ما در اين فرصت كم ممكن نيست، و در اين خصوص كتابهاى بسيارى هست كه به تفصيل اين مسئله پرداخته است.

آرشیو اخبار