كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

نزد ما در دولتهاى خليج دستگاههاى گيرنده اى هست كه مى تواند تمامى كانالهاى ايستگاههاى تلويزيونى جهان را كه بنام ماهواره مى باشد مى گيرد و بيشتر كانالها فيلمهاى زننده و لخت و عور و يا مقدمات آن را نشان مى دهند، آيا شخص مى تواند كه با اين دستگاه آن كانالها را بگيرد و آيا نظرتان اينست كه استعمال آن بطور كلّى حرام است و يا تنها آن كانالها را كه فيلمهاى زننده و لخت و عور را نشان مى دهند حرام است، و ما جريان قطيف را مى دانيم و آنها در معرض خطر از لحاظى و جهت ديگرى بودند چه بهتر كه حكم قطعى آن بدون تفصيلى كه در آن اعتبار اذيّت نوع باشد بيان گردد؟

چه بهتر كه در صورت امكان سعى شود اين دستگاهها وارد مملكت و شهرها نشود تا از فساد عمومى جلوگيرى شود و پس از وارد شدن آنها به مملكت و شهر چاره اى براى جلوگيرى از آن نباشد و لازم است بر مؤمن كه اگر از خود و خانواده اش از مرتكب شدن به حرام خاطر جمع نباشد از آن دورى گزيند و اجتناب نمايد، و چنانكه اگر خريدن آن ديگران را كه اطمينان نيست كه از حرام خوددارى كنند جرئت به خريدن آن و استعمال آن در حرام بنمايد باز هم لازم است آن را نخرد زيرا كه حرام است جرئت دادن و تشويق كردن به حرام همانطورى كه عقلا و شرعاً خودش و خانواده اش را در معرض انجام دادن حرام قرار دادن حرام است و خداوند از نيّت ها آگاه است.

دادن حقوق، بر آن نماينده كه مشهور است برمى گرداند به دهنده اش آيا از ذمّه ساقط مى كند اگر چه مكلّف يقين داشته باشد كه برمى گرداند؟

حقوق را به آن نحو پرداختن كفايت نمى كند مگر در مواقع بسيار كم كه آن را هم مجتهد تشخيص مى دهد.

من بنام احمد عباسّى نسب من به عباس ابن عبدالمطلب عموى پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) آن طورى كه مشهور است مى رسد و فاميل من همان قرابت را دارند: 1 ـ آيا در درجه اوّل سهم سادات را به آنها در صورت فقير بودن مى توان داد؟ 2 ـ آيا گفتن لفظ سيدّ به آنها جايز است؟ 3 ـ آيا پوشيدن عمامه سياه و يا شال سبز بر آنها جايز است؟ 4 ـ آيا گرفتن نذر امام همانند ساير علوى ها براى آنان جايز است؟

اگر نسبت آنها به عباس با طريق شرعى ثابت بشود براى آنها در صورت فقير بودن اخذ سهم سادات جايز است امّا گفتن لفظ سيّد و پوشيدن لباسهاى كه علامت سادات است محل اشكال است، زيرا كه بعيد نيست كه اينها مخصوص به فاطمى ها و يا علوى ها (خدا به عزتشان بيافزايد) باشد و امّا گرفتن نذرى كه بر امامان است آن به علوى ها مخصوص نيست بلكه گرفتن آن به فقراء غير سيّد هم جايز مى باشد مگر اينكه نظر كننده طرز معينى را در نظر گرفته باشد.

باغى هست كه شش نفر در آن شريك هستند، يكى از شريكها با معيّت كشاورز يكصد و نود درخت خرما ( نخله ) بدون علم و بدون موافقت شريكها كنده، و پس از چند ماه پنج نفر شريك زمين را به مشترى معين فروختند، مشترى خواستار زيان درختهاى كنده شده از آنهايى كه كنده است ( شريك ششمى و كشاورز ) نمود و درختهاى كنده شده به مبلغ معين قيمت گذارى شد، معلوم باشد كه ما از مشترى نخواس بوديم كه پول درختها را مطالبه نمايد. الف: آيا شريك ششم حق دارد كه درختها را بدون اينكه شركاء ديگر را در جريان بگذارد بكند، و آيا عنوان مصلحت زمين و يا زياده شدن سود را مى توان دليل بر صحّت عمل خودشان بياورند. ب : آيا پول درختهاى كنده شده است مال فروشندگان است و يا مال مشترى است؟ ج: آيا مشترى حق دارد كه قيمت درختهاى كنده شده را از شريك ششم و كشاورز بخواهد؟ د: اگر مشترى با فروشنده مطالبه قيمت درختهاى كنده شده را شرط نكند حق دارد كه مطالبه كند؟ هـ : آيا فروشندگان حق دارند از شريك ششمى و كشاورز غرامت بگيرند؟ و : آيا مشترى حق دارد زيانهايى كه براى خواستن قيمت درختهاى كنده شده متحمّل شده است آنها را مطالبه نمايد و معلوم باشد كه ما مطالبه كردن درختها را نگفته ايم. ز : آيا فروشندگان بعد از گذشتن پنجاه سال مى توانند طرح دعوا نمايند چون آنان مخارج طرح كردن دعوى را نداشتند؟ ح : آيا سهم هاى مردان و زنان درباره درختها يكسان است؟ ط : اگر كسى كه درختها را كنده يك چهارم قيمت درختها را بدهد آيا براى فروشندگان جايز است كه آن را بگيرند با حفظ حق مطالبه بقيّه حقشان كه در آينده بنمايند؟ ى : اگر آنهايى كه درختها را كنده اند و يا واسطه هاى آنان قيمت درختها را به يك چهارم قيمت حقيقى آنها قيمت بگذارند و به پنج نفر شريكى كه فروخته اند بدهند آيا فروشندگان حق دارند كه آن مبلغ را بگيرند با محفوظ نگه داشتن حق باقيمانده شان يا نه؟ ك : آيا براى آنكه درختها را كنده است ( شريك ششم و كشاورز ) حق دارد كه چيزى از بهاى درختهاى كنده شده را بخواهد يا نه؟

اگر شريكى كه درختها را كنده است از طرف باقى شريكها مجاز بوده بر عهده او چيزى نيست و گرنه بر او لازم است كه قيمت درختهاى كنده شده را به شريكها پرداخت نمايد و به مشترى ضامن نيست، و اما مشترى اگر جريان زمين را وقت خريدن مى دانست ديگر از فروشنده نمى تواند چيزى مطالبه كند و اما اگر بر او نيرنگى از طرف فروشنده شده باشد آن وقت مى تواند معامله را فسخ كند و بر اين اساس جواب باقى سؤالها روشن مى باشد.

آرشیو اخبار