11

مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) بر الگوگیری درست از معصومین (علیهم السلام) در داخل نکردن مسائل دور از شأن فاجعه کربلا در نهضت سید الشهداء (علیه السلام) تأکید کردند.

مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) در دیدار با ادیبان عرصه حماسه کربلا و صاحبان منابر و عزاداران دسته های حسینی بر الگوگیری درست از معصومین (علیهم السلام) در داخل نکردن مسائل دور از شأن فاجعه کربلا در نهضت سید الشهداء (علیه السلام) تأکید کردند.

موسسه «شعائر» از مراکز تحت نظر دفتر مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) مراسم سوگواری عزاداری عاشوراء را در حسینیه امام حکیم (قدس سره) در شهر سلیمانیه برگزار و کمک های خود را تقدیم دسته‌ های عزاداری در کردستان عراق کرد.

موسسه «شعائر» از مراکز تحت نظر دفتر مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) مراسم سوگواری عزاداری عاشوراء را در حسینیه امام حکیم (قدس سره) در شهر سلیمانیه برگزار و کمک های خود را تقدیم دسته‌ های عزاداری در کردستان عراق کرد.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اين ايام عادت در خصوص ميانجيگرى ميان عشاير و ميان فاميلهايى كه با هم نزاع و كدورت دارند بر اين جارى شده است واسطه هايى براى حلّ اختلاف و نزاع كه اصطلاحاً به آن مشيه گويند قيام مى نمايند و عادت در خصوص حلّ اختلاف مطابق بعض طريقه هايى است كه واسطه ها بدان عمل مى كنند يعنى آن طريقه كه معمول است و مردم با رضايت خود آن را قبول نموده اند و بيشتر مواد اين طريقه ( سانية ) كه ميان عشاير مرسوم است برخلاف حكم شرعى مى باشد، همانطورى كه برخى از شركت كنندگان در ميانجيگرى نمى دانند كدامين كارى را كه لازم مى دانند آنها بكنند و كدامين كار را كه بايستى نكنند مطابق با شرع مقدس اسلام است يا نه؟ اگر امكان داشته باشد لطف فرموده بعض توجيهات و گفتنى هايى كه تناسب با اين مقام دارد بيان فرماييد، همانطورى كه از آن محضر تقاضامنديم كه به سؤالات ذيل به مختصر توضيح جواب فرماييد: 1 ـ آيا جايز است كه در ميانجيگرى شركت كند، در صورتى كه مى داند راه حلى كه مطرح مى شود از ناحيه طرفها با شرع مقدس مطابقت ندارد؟ ب ـ بيشتر اين اتفاق مى افتد كه مردى به ربودن زنى به اكراه و اجبار اقدام مى كند و آن زن گاهى باكره و گاهى شوهردار مى باشد، سپس با آن زنا مى كند و در اينجا حكم قضاوت عشايرى اينست كه زن ربوده شده را مى كشند آيا قتل آن جايز است؟

جايز نيست شركت كردن در ميانجيگرى كه مقدمه است براى قطع نزاع و اختلاف ميان طرفها در صورتى كه شركت كردن در آن بر پايه به كرسى نشاندن حكم غير شرعى باشد، كه خداوند متعال فرموده است: ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) و آنها كه به احكامى كه خداوند نازل كرده است حكم نمى كنند كافرند و خداوند تعالى فرموده است ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا آنها حكم جاهليت را از تو مى خواهند و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند، بلى اگر مقصود از ميانجيگرى شفاعت براى عفو و يا تخفيف دادن از آنكه شرعاً ديه در دست اوست باشد اين عيب ندارد كه شركت نمايد، و همچنين اگر غرض اين باشد كه واسطه براى اصلاح و سازش و خاموشى آتش فتنه باشد بدون اينكه چگونگى حلّ قضيّه را در نظر بگيرند و بدان آماده باشند و در آن شركت نمايند بلكه به خاطر ترغيب شارع اقدس بر اصلاح ميان دو طرف قدم به ميدان بگذارند اى بسا كه اين واجب باشد بر آن كسى كه مى تواند به اين امر به بهترين وجه قيام كند همانطورى كه اگر بترسد كه با ترك نمودن ميانجيگرى فتنه شدت يابد، و به دنبال شدت يافتن آن تبهكارى و خونريزى و هتك حرمتها ببار آيد باز هم شركت نمودن لازم مى شود. ب ـ كشتن زن نامبرده جايز نيست، و كمك كردن به قتل آن و ترغيب نمودن به آن حرام است، بلكه آن خودش ظلم شده است و از گناه برئ است اگر با اجبار باشد و خداوند متعال فرموده است ( و من يقتل مؤمناً متعمدا فجزائه جهنم خالداً فيها )( )و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند جزاى او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مى ماند. اما اگر مجبور نباشد اگر چه گنهكار است و براى آن حدّ است لكن از طرف عشيره و يا رئيس قبيله اجراء نمودن حدّ بر او حرام است.

آيا شوهر خواهر و برادر شوهر نامحرمند كه لازم است از آنها زن خود را بپوشاند يا نه؟

بلى آنها نسبت به زن نامحرمند و واجب است كه خود را از آنها بپوشاند.

و اگر شغل اولى آن رانندگى در وطنش بود و از شغلش به مسافت سفرى فرستاده كه بهمان رانندگى او مربوط بود حكم آن چيست؟ و آيا براى چند بار مسافرت كردن عدد معينى هست مثلاً سه بار و يا بيشتر مسافرت نمايد كه به او شغلش در سفر گفته شود؟

لابد است كه سفر از او تكرار شود به طورى كه مقتضاى وضع طبيعى متعارف او در زندگيش سفر باشد و حالت مخصوص و استثنائى نباشد و اين هم با آن مى شود كه مسافرتش با بودن در وطنش نزديك و يا زيادتر باشد.

زيد يك قطعه زمين دارد و خانه اى ملكى براى سكونت ندارد و او را براى ساختن خانه در آن زمين پول ندارد تا اينكه بر آن سالى گذشت و آن زمين را نفروخت آيا در آن خمس واجب مى شود اگر جواب آرى باشد آيا قيمت خريدن را حساب خواهد كرد و يا قيمت روز وجوب خمس را حساب خواهد نمود؟

اگر زمين ملك او بوده، باشد (به لحاظ اينكه آباد شده است فعلا و يا در اصل آباد شده بوسيله اى شخصى كه در گذشته ملك او بود) واجب است به قيمت سر سال خمس آن را پرداخت نمايد، مگر اينكه خريده شده از مالى باشد كه بر آن خمس واجب شده بود و به صاحبش پرداخت نكرده بود آنوقت واجب است از قيمت روز خريد خمس آن را بدهد، و اگر زمين ملك او نباشد همانند زمين متروكه اى غير آباد كه انسان از دولت مى خرد و يا از كسى كه از دولت خريده مى خرد پيش از آباد كردن و ملك شدن آن، خمس بر زمين واجب نيست بلكه فقط به پولش خمس بايد بدهد نه به غير آن.

آرشیو اخبار