كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آنكه متعارف نزد مردم در اين زمان است آيا در سقوط خيار مجلس كافى مى باشد؟

آنكه از متعارف يقينى است اين است كه با خيار مجلس فسخ نمى كنند و بعيد نيست كه بواسطه ندانستن اينكه او را حق فسخ كردن معامله در مجلس هست بوده باشد و لذا فسخ نمى كنند و يا موجب نشده كه فسخ نمايند اما متعارف اين باشد كه با وجود ملتفت بودن به اين حق ساقط مى كنند و اين قرينه عمومى باشد كه ساقط شدن اختيار فسخ در ضمن عقد شرط شده باشد ( كه آن معيار سقوط است ) ثابت نشده است بلكه ظاهر نبود آن است.

در اجتماع ما رايج مى شود كه دوست پنهانى و ازدواج نامشروع (زواج احذان) مى نمايند كه خداوند متعال در قران به آن اشاره كرده است (ولا متخذات احذان) و نه دوست پنهانى و ازدواج نامشروع بنمايند، مقصود از آن به عبارت ديگر اينست كه مرد به يك زن كفايت نمى كند مى رود اظهار علاقه به زنهاى هرزه مى نمايد، يعنى به مجرّد اينكه از مال دنيا برخوردار مى شوند غريزه جنسى خود را از راه غير مباح و نامشروع اشباع مى كنند، و آزادانه بدون اينكه به مانعى برخورد نمايند اين عمل را انجام مى دهند، و حدّ مرزى از حدود خداوندى را رعايت نمى كنند، و اين نوع از انحراف و كجروى خانواده را پاشيده مى نمايد، و زمانى كه شالوده خانواده به اين سبك بنيانگذارى شد و نسل آينده چشمش كشاد و نگاه به جامعه كرد و اين وضع ناشايسته را در پدرانشان ملاحظه كرد، آنها هم روش آنها را اختيار خواهند نمود و اين وضع اجتماع را به فساد و پاشيده شدن خواهد كشيد، و ما از محضرتان مى خواهيم كه بيان فرمائيد آيا شريعت راه چاره به اين وضع معين نموده است و عذاب كسى كه اين عمل را انجام مى دهد چيست؟

اين عمل زناى محض است كه شرع مقدس راه چاره بر آن گذاشته و ترغيب نموده است كه امر ازدواج را آسان بگيرند، و از آن طرف به زنها امر نموده كه با آرايش خودنمائى نكنند و جلب توجه نامحرمان ننمايند و با مردان اختلاط ننمايند، سپس براى زنا كار عقوبت و حدّى معين نموده است كه باز دارنده است، ولى مسلمانان كه ملتزم نيستند كه به دين و تعليمات دينى خودشان عمل نمايند به ناچار بايد از عواقب وخيم آن برخوردار باشند.

و اگر شغل اولى آن رانندگى در وطنش بود و از شغلش به مسافت سفرى فرستاده كه بهمان رانندگى او مربوط بود حكم آن چيست؟ و آيا براى چند بار مسافرت كردن عدد معينى هست مثلاً سه بار و يا بيشتر مسافرت نمايد كه به او شغلش در سفر گفته شود؟

لابد است كه سفر از او تكرار شود به طورى كه مقتضاى وضع طبيعى متعارف او در زندگيش سفر باشد و حالت مخصوص و استثنائى نباشد و اين هم با آن مى شود كه مسافرتش با بودن در وطنش نزديك و يا زيادتر باشد.

آيا جايز است به كار بردن بدن ميّت در تشريح به جهت درس دادن يا نه؟

حرام است بدن ميّت مسلمانى را كالبد شكافى براى درس گفتن هم بوده باشد بنمايند، امّا ميّت غير مسلمان تشريح آن جايز است.

آرشیو اخبار