مرجع عاليقدر تشيع حاج سيد محمدسعید طباطبایی حکیم (قدس سره) به ملکوت اعلا پیوست

مرجع عاليقدر تشيع حاج سيد محمدسعید طباطبایی حکیم (قدس سره) به ملکوت اعلا پیوست
۱۴۰۰/۰۶/۱۲

  

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا مفهوم غناء در نظر حضرتعالى به عرف باز مى گردد و تشخيص آن با عرف است؟

غناء آن آواز خوانى است كه مشتمل به بر گرداندن صدا و كشيدن آن است به سبك مخصوصى كه در نزد اهل فسق و خوش گذرانها مى باشد. و منظور از آن اين نيست كه در حال حاضر طرب آور باشد تا اينكه آواز خوانى كه در نزد اهل فسق و عياشها است حلال باشد، بلكه هر آنچه ساختار آن بر خوشگذرانى لهوى است بوسيله اى بدر رفتن از موقعيت جدّى و واقعيت حاضر به سوى نوعى از بيهوده كه ساختار آن هم توجه دادن به خواسته هاى نفسانى و بيدار كردن غرائز آن و برانگيختن مشاعر آن با آواز خوانى غنائى است مى باشد در حالى كه رغبت آن را براى بيشتر بودن شادمانى و يا غمگينى و يا فخر نمودن و يا عشق ورزيدن... برطبق غرضهاى گوناگون اشباع و سير مى نمايد.

اينجا شخصى هست كه به من مبلغى از مال پيش از سه سال داده است تا اينكه در خريد و فروش انجام وظيفه نمايم و توافق كرديم كه سود را ميان خودمان تقسيم نمائيم و به اندازه سود هر يك هم توافق نموديم، در سال اول هنگام حساب كردنم سودها را آشكار شد كه من قسمتى از سودم را خرج كرده ام اما باقيمانده سود به سرمايه اى كه جنس بود به صورت جنس اضافه نمودم و سود خودم و سود آن را به نقد تبديل نكردم زيرا كه آن شخص در عراق نمى باشد و از من سهم خودش را نخواسته است و لذا صلاح ديدم كه آن را با جنس بودن كه بهتر مى توان نگه داشت و با اميد افزايش قيمت جنس به جنس مبدل كردم و سال آينده هم جريان تكرار شد، اما در اين سال زيان بيشترى نصيب ما شد، و لذا از حضرتعالى سؤال مى كنيم آيا سهم آن از سودهايى كه آماده شده بود كه بهره گيرى براى دومين بار شود بر ذمّه من دين است همانطورى كه در نوبت اول دين بود و يا زيان به نظر اعتبار حساب مى شود: يعنى آيا زيان به سهم آن به سودهاى سالهاى گذشته اش هم حساب مى شود؟

اگر اضافه كردن سودها به سرمايه با اجازه خاص آن باشد و يا اينكه از اول كار بطور عمومى به شما حق داده و واگذار كرده است آن وقت سودها را شما مديون نمى باشيد بلكه به آن سودها زيان مى رسد و حساب مى شود، و همچنين است اگر جنسى كه سود در آن بوده به حال خود بماند و به نقد تبديل نشود و اما اگر آن جنس تبديل به نقد شود و دوباره جنس ديگرى خريده شود و از طرف آن اذنى نباشد و بطور عموم اختيار به تو واگذار نشده باشد كه سودها را به سرمايه اضافى كنى آن وقت سودها در عهده تو دين ( وام ) مى باشد و به آن زيان وارد نمى شود، خداوند توفيقش را هميشه شامل حال تو گرداند و امورات ترا مبارك نمايد.

آنكه متداول است مجتهدين ميان بانك شخصى و دولتى فرق مى گذارند با اينكه روشن است در برخى از شهرها اموال بانكها در خود بانكها نمى ماند بلكه هر روز در خزانه اى بانك مركزى جمع مى شود آيا با اين وصف تمامى اموال بانك ها ( حتّى شخصى ها ) در حكم مجهول المالك نمى شود؟

اموال بانكهاى شخصى در آن فرض وقتى در حكم مجهول المالك مى شود كه وديعه گذاردن در بانك مركزى روى اين حساب باشد كه اموال در آنجا قاطى خواهد شد، و مالى كه از بانكهاى شخصى گرفته مى شود در جريان باشد و از دست مسلمانان بگذرد. و پول تازه چاپ شده نباشد، و دانسته شود كه خود اين مال از بانك مركزى گرفته شده است و از شعبه هايش گرفته نشده است و اين ( به حكم مجهول المالك شدن ) در صورتى است كه بانك مركزى تابع دولتى باشد كه ادّعاى ولايت دينى را به خود ننمايد و بر پايه دينى تشكيل نگشته باشد، وگرنه حكم مجهول المالك بر بانكهاى شخصى و دولتى جارى نمى شود مگر اينكه غصب بودن عين آن مال معلوم باشد و صاحبش شناخته نشود.