كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا به كسى كه بدون عذر ريش خود را مى تراشد فاسق گفته مى شود؟

ريش تراشيدن حرام است و از گناهان صغيره است كه به عدالت صدمه نمى رساند مگر با اصرارى كه به معناى خوار شمردن گناه باشد.

آيا كار كردن پنهان از دولت در مملكت غربى جايز است؟ در صورتى كه اين كار در قانون آنها قدغن است، و آن را كار سياه مى نامند، و اگر مسؤولين اين قسمت بدانند در آينده مرا جريمه مالى مى كنند، و گاهى زندانى مى نمايند، با اينكه من و خانواده ام ماهيانه اى بحّد كفايت بلكه زياده هم مى گيريم همانطورى كه گفتم آيا جايز است يا نه؟

جواب سئوال داير مدار مخالفت قانون است و رو آوردن به آن از لحاظ به دست آوردن مال مى باشد. و موقعيّت شريعت از قانون معروف است ولى شما و تمامى غرب رفته ها در شهرهائى هستيد كه اهالى آن عادت كردند كه به قانون احترام مى گذارند و آن را مقدس مى شمارند، و قانون شكنى را بد مى شمارند، و به چشم حقارت به قانون شكن مى نگرند، در صورتى كه آنان به شما به چشم مهمانى كه به نزد آنها آمده ايد و در شهرهاى آنها سكونت كرده ايد مى نگرند، و آنها خود مى بينند كه به شما نيكى كرده اند به هنگاميكه شما را قبول كردند و مهمانتان نمودند، و با شما مثل خودشان معامله كردند، و هر اندازه از شما احترام به قانونشان و مراعات نظامشان ببينند، در دل آنها جا مى گيرد و از ته دل به شما احترام مى كنند، و شما بر آنها شخصيّت خودتان و احترام دينتان و مبادى دينتان را لازم مى نمائيد، امّا اگر از شما قانون شكنى و به هم زدن نظام و فرصت طلبى براى دزدى و غارت بطورى كه غير شرعى است نزد آنها ببينند، همانا اين كار از شما در نظر آنها سيماى زشتى از شما نشان مى دهد و بد نام مى شويد و قباهت عملكرد شما را به گوش دولت هاى دشمن كه با شما و دينتان و مبادى دينتان ضدّ هستند مى رسانند، و آنها كه منتظر فرصت هستند بر عليه شما و دينتان و مبادى دينتان تبليغات زهرآگين دامنه دارى مى نمايند، پس در اين صورت شما هم بر خود و هم بر دين و مبادى دينتان جفا كرديد، در صورتى كه شما فرستادگان اسلام و الگوهاى ايمان در اين ممالك هستيد، واسلام و ايمان در دست شما امانت است، پس لازم است كه تلاش كنيد با تمام قوا در دعوت كردن مردم به سوى اسلام و ايمان با رفتار نيكتان، و با استقامت نمودن در سلوك خودتان و با بر خورد خوش در مجتمعاتتان به وظيفه خود عمل نمائيد. و امامان ما صلوات خدا بر آنها باد به اين موضوع تأكيد زيادى در روايات بسيارى نموده اند از آنها فرمايش حضرت صادق (عليه السلام) است ( و كونوا لنازينا ولاتكونوا علينا شينا حببّونا الى الناس ولاتبغضو نا اليهم جرّوا الينا كل مودة وادفعوا عنا كل شرّ ) فرمود: براى ما زينت باشد، و براى ما ننگ نباشيد، دوستى ما را در مردم ايجاد نمائيد و از دشمنى ما آنها را دور كنيد تمامى مهر و محبت را بسوى ما جلب كنيد و از ما هر شرّى را دفع نمائيد. و در حديث ديگرى امام صادق (عليه السلام) فرمود (فانّ الرجّل منكم اذاورع فى دينه و صدق الحديث و ادّى الأمانة و حسن خلقه مع الناس قيل هذا جعفرى فيسرنى ذلك و يدخل علّى منه السرور و قيل هذا ادب جعفر، و اذا كان على غير ذلك دخل على بلائه و عاره و قيل هذا ادب جعفر...) پس همانا مردى از شما وقتى كه در دينش پرهيزگار گرديد و راستگو شد، و رفتارش را با مردم نيكو كرد، و گفته شد كه اين مرد جعفرى است، اين نسبت دادن مرا مسرور مى نمايد و به من شادى از آن داخل مى شود، و گفته مى شود اين ادب (تربيت شده اى) جعفر است، و اگر بدينسان نباشد بر من بلا و عار او مى رسد در حالى كه گفته مى شود اين ادب (تربيت يافته اى) جعفر است... و غير از اين باز هم رواياتى به اين مضمون هست. علاوه بر اين اى بسا اين كارها باعث به بن بست رسيدن اموراتتان در آينده باشد و شما را در مشكلاتى قرار دهد كه نتوانيد به آنها فائق آئيد، بر شما باد به اين طرف قضيه اهميّت بدهيد، و از منافع مادى فعلى هر چند هم زياد باشد وقتى كه وابسته به مخالفت قوانين آنجا و بدنامى شما گردد اجتناب نمائيد.

اشياء متعددى از شخصى خريدم كه از پدرش دزدى كرده بود، و من مى دانستم آن را سپس آنها را فروختم و اكنون مى خواهم مال را به صاحب اصلى برگردانم، ولى من نمى دانم كه آيا آن اشيائى كه فروختم موجود هست يا نه من چه كنم، و از اينكه به مالك خبر دهم مى ترسم كه ضررى بر من و يا پسرش برسد، آيا مى توانم آن مال را به عنوان هدّيه و يا قرض و يا بدون عنوانى به او بدهم و آيا اين مال را فرزندش به من مديون مى ماند كه از او هر وقت خواستم باز پس گيرم يا نه؟

اگر همانند اشياء ذكر شده را مى توان بدست آورد، واجب است كه مثل آنها را بدهى و اگر اشياء مخصوصى باشند واجب است قيمت موقع غصب آن را باملاحظه تفاوت نرخ روز بنا بر احتياط وجوبى بدهى، و عوضى كه مى خواهى بدهى به هر نحوى كه ممكن باشد بدست صاحب اصلى برسد مى توانى برسانى، ومالى كه آن را به فرزند دزدش داده اى در عهده او باقى مى ماند جايز است بر تو كه از آن بگيرى.

در اجتماع ما رايج مى شود كه دوست پنهانى و ازدواج نامشروع (زواج احذان) مى نمايند كه خداوند متعال در قران به آن اشاره كرده است (ولا متخذات احذان) و نه دوست پنهانى و ازدواج نامشروع بنمايند، مقصود از آن به عبارت ديگر اينست كه مرد به يك زن كفايت نمى كند مى رود اظهار علاقه به زنهاى هرزه مى نمايد، يعنى به مجرّد اينكه از مال دنيا برخوردار مى شوند غريزه جنسى خود را از راه غير مباح و نامشروع اشباع مى كنند، و آزادانه بدون اينكه به مانعى برخورد نمايند اين عمل را انجام مى دهند، و حدّ مرزى از حدود خداوندى را رعايت نمى كنند، و اين نوع از انحراف و كجروى خانواده را پاشيده مى نمايد، و زمانى كه شالوده خانواده به اين سبك بنيانگذارى شد و نسل آينده چشمش كشاد و نگاه به جامعه كرد و اين وضع ناشايسته را در پدرانشان ملاحظه كرد، آنها هم روش آنها را اختيار خواهند نمود و اين وضع اجتماع را به فساد و پاشيده شدن خواهد كشيد، و ما از محضرتان مى خواهيم كه بيان فرمائيد آيا شريعت راه چاره به اين وضع معين نموده است و عذاب كسى كه اين عمل را انجام مى دهد چيست؟

اين عمل زناى محض است كه شرع مقدس راه چاره بر آن گذاشته و ترغيب نموده است كه امر ازدواج را آسان بگيرند، و از آن طرف به زنها امر نموده كه با آرايش خودنمائى نكنند و جلب توجه نامحرمان ننمايند و با مردان اختلاط ننمايند، سپس براى زنا كار عقوبت و حدّى معين نموده است كه باز دارنده است، ولى مسلمانان كه ملتزم نيستند كه به دين و تعليمات دينى خودشان عمل نمايند به ناچار بايد از عواقب وخيم آن برخوردار باشند.