كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اگر اجاره كننده با اجازه صاحب زمين كه اجاره داده است يك منزلى بنا كند ( ديوارها و سقف را بسازد ) پس از پايان مدت اجاره آن آيا جايز است اجاره كننده تازه كه تمامى آنجا را اجاره نموده است به آن منزل مذكور بدون اجازه مستأجر گذشته وارد شود و به عبارت ديگر داخل شدن به آن غرفه آيا تصرّف در مال اجاره كننده اول است كه مستحق اجرت مثل باشد؟

اين بستگى دارد بر اين كه در اول اجازه ساخت غرفه چسان شده است: 1 ـ اگر اجازه بدين سان باشد كه سازنده غرفه در زمين حق دارد مادامى كه آن بنا باقى است آن وقت سازنده حق دارد كه بدون اذن مالك و مستأجر دوم آنجا داخل شود. 2 ـ و اگر قرارداد اجازه بر ماندن بناء در ملك آن تا آن وقتى كه مدت اجاره تمام شود و حسابشان تصفيه شود باشد بدون اينكه سازنده بناء را حقى در زمين و در آمدن به آنجا بوده باشد آن وقت در حكم آن كسى مى باشد كه در زمين ديگرى از روى اشتباه بنايى كرده است كه لازم است كه صلح برقرار باشد ميان آنها بر آنچه مشكل حلّ شود. 3 ـ و اگر در قرارداد اجازه بر اين باشد كه او تنها در مدت اجاره اش مى تواند از آن بناء استفاده كند آن وقت پس از تمام شدن مدت اجاره مى تواند ساختمانش را بردارد و بس. 4 ـ و اگر قرار گذاشته باشند كه آن غرفه را به صاحب ملك بسازد و تا زمانى كه مستأجر است از آن استفاده نمايد و بعد از پايان مدت اجاره او را حقى در آن نمى باشد. و شايد متعارف ميان مردم يكى از دو وجه اخير مخصوصاً آخرى مى باشد، پس اين شرط ضمنى است ( بايد به شرط عمل كرد ) و با اشتباه حال عمل كردن به سومى معيّن مى شود.

معناى تعرّب بعد از هجرت كه در باب گناهان كبيره آمده است چيست؟

مقصود از آن سفر به شهرهايست كه مسلمان نمى تواند دين خود را در آنجا نگه دارد، و يا به واجبات اسلام نمى تواند عمل كند.

مردى زنى را به مدت دو روز عقد موقّت كرد و پيش از تمام شدن دو روز با اينكه مدت باقيمانده را بذل نكرد او را عقد دائمى نمود، و مرد پس از تمام شدن دو روز با او هم بستر شد، و باز پس از گذشتن چند روزى احتياطاً عقد را دوباره خواندند، با اينكه هيچ چيزى از گذشته را نمى دانستند و پس از خواندن عقد دوباره مقاربت كردند حكم شرعى اين مسئله را بيان فرمائيد؟ اميدواريم كه جواب بطور تفصيل باشد؟

عقد دائمى اوّل كه پيش از تمام شدن مدت عقد موقت واقع شده باطل است، و وطى پس از آن وطى به شبهه است كه به جهت آن گنه كار نمى باشند، ولى زن به مهرى كه معين كرده اند و به آن اتفاق نموده اند مستحق مى باشد، و عقد دوم هم صحيح است و بر آن اشكالى نيست و باز هم زن به مهرى كه معين كرده اند مستحق مى شود پس براى زن دو تا مهر مى باشد.

در برخى از كفّاره ها واجب است كه دو ماه پى در پى روزه بگيرند و تلفيق كفايت نمى كند بدين معنى كه واجب است اوّل روزه گرفتن از اوّل ديده شدن ماه تا اينكه به ماه دوّم داخل شود (حداقل يك روز از ماه دوّم هم روزه بگيرد) سپس مخيّر مى باشد كه آن ماه را با روزه گرفتن به اتمام برساند و يا اينكه بقيّه روزه را در ماههاى ديگر بگيرد، همانطورى كه كفّاره كشتن در ماههاى حرام اين چنين است، آيا تلفيق ميان ماهها (بدين معنى كه از نيمه ماه شروع به گرفتن روزه بنمايد تا شانزدهم ماه ديگر) در حالات و كفارهائى كه در زير نوشته مى شود جايز است يا نه؟ الف ـ كسى كه عمداً در ماه مبارك رمضان روزه اش را مى خورد؟ ب ـ كسى را از روى خطا در ماههاى حرام كشته است؟ ج ـ كسى كه از روى خطا در غير ماههاى حرام كشته است؟ د ـ ظهار كرده (زنش را به مادر به صيغه مخصوصى تشبيه كرده است؟ هـ ـ كفّاره نزديكى نمودن با همسرش در حال اعتكاف؟ و ـ عمداً در غير ماههاى حرام قتل نفس كرده است؟ ز ـ در مسجد حرام قتل عمدى نموده است؟

تلفيق در روزه دو ماه پى در پى جايز نيست، مگر در روزه دو ماه پشت سر هم در كفّاره قتل عمدى و خطائى در ماههاى حرام و حرم مكّه معظمّه، به درستى كه در آن بايستى از اوّل ماه شروع به روزه گرفتن نمود، همانطورى كه يك ماه و يك روز از ماه ديگر هم كفايت نمى كند، بلكه بايستى تمامى دو ماه را پشت سر هم روزه گرفت، و هم چنين بايستى روزه را در ماههاى حرام بايد بگيرد، پس ذيقعدة و ذيحجّة را روزه مى گيرد، و يا ذيحجّه و محرّم را روزه مى گيرد، و لزوم روزه گرفتن روز عيد قربان زيان نمى رساند زيرا كه از حرمت روزه گرفتن در روز عيد قربان، اين استثناء شده است، و با اين بيان جواب صورتهاى مندرجه در سئوال روشن مى شود.