پيام تسليت حجت الاسلام والمسلمین صادقی رشاد ـ رئیس شورای عالی حوزه های علمیه تهران

پيام تسليت حجت الاسلام والمسلمین صادقی رشاد ـ رئیس شورای عالی حوزه های علمیه تهران
۱۴۰۰/۰۸/۰۱

انا لله و انا الیه راجعون
خبر رحلت مرجع عالی‌شان شیعه، حضرت آیت الله سید محمدسعید حکیم (قدّس الله نفسه الزکیه) مایه‌ی تاسف و تاثر شد.

وجود ذی‌جود او که از اسباط مرجع بزرگ شیعه آیت الله العظمی سیدمحسن حکیم (قدّه) و فقهای برجسته‌ی عصر ما بود، منشا خدمات منور و ماندگاری در زمینه‌ی تبیین و ترویج تعالیم حیات‌بخش وحیانی و میراث معرفتی و معنوی اهل بیت وحی (سلام الله علیهم اجمعین) بود.

شاگردان فروان تربیت یافته در محضر او، و آثار فقهی و اصولی و آراء نوآورانه‌ی وی در عرصه‌ی فقه و اصول، میراث ماندگار آن راحل رستگار بشمار است که نسلهای آینده طی قرون از این مواریث گرانبها بهره خواهند برد.

اینجانب از سوی خود و ارکان حوزه‌ی عریق و عظیم تهران، این فاجعه‌ی مولمه را به رهبر معظم انقلاب اسلامی (دام ظله) و دیگر مراجع عظام (دامت برکاتهم) و مریدان و مقلدان این مرجع مجاهد تسلیت عرض کرده، از بارگاه بلند باری برای آن مرحوم مغفرت و علو مرتبت مسالت می‌کنم، و برای بازماندگان سوگوار خاصه فرزند فاضل و برومندش حضرت حجت الاسلام و المسلمین سید ریاض حکیم، صبر و اجر مسئلت دارم.

حشره الله مع اجداده الطاهرین و اسکنه فسیح جنانه.
علی اکبر رشاد
۱۳/۶/۱۴۰۰، مطابق بیست و ششم محرم ۱۴۴۳

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اينجا بنايى هست در كربلا كه من و شريكهايم آن را وقف كرده ام و آن را حسينيّه كرده ايم و من متوّلى آنجا هستم و همانطورى كه مى دانيد حسينيّه ها ويران شده و آنجا خالى مانده و جايى مهمل شده كه آشغال و نجاسات مى ريزند و محلّ تخلّى و مردارها شده ( اجلكم الله ) و همانطور كه مى دانيد اين وضع با حسينيّه بودن سازگار نمى باشد و موقعيت آن از سه طرف با بناها بسته است فقط از طرف جلو باز است، و من اقدام به كشيدن ديوار جلو نمودم و درى به آن گذاشتم تا اينكه نظافت و پاكى آن حفظ شود و برگشت آنجا مكان خلوت گرديد و از ديد مردم در امان شد و محلّى براى مفاسد و فسق و فجور و انحرافات اخلاقى گرديد و باز هم مردم جلو حسينيّه و از بالاى ديوار آشغالهايشان و نجاسات را بدانجا مى انداختند و جلوگيرى از مفاسد و كارهاى بد واجب است خواه در حسينيّه باشد و يا در جاى ديگر باشد و در حسينيه واجب تر است، و فقط باقى ماند راهى كه از نظر عقلى و شرعى مورد قبول است پس معين كردم به حسينيّه نگهبان و خادمى كه مسؤوليت حمايت و نگهدارى آنجا را از همه اين اعمال ناشايست به عهده بگيرد و او همّت ورزيد و ديگر از آن مفسده ها و كارهاى زشتى كه انجام مى شد خبرى نيست و آن محل از نجاسات هم پاك گرديد بلكه حتّى از جلو آنجا نجاسات برطرف شد، و از آن چيزهايى كه شك در آن نيست اينكه تعيين نگهبان از نظر عقلى بهتر است از اينكه آنجا را واگذارى تا محل مفاسد و نجاسات گردد، و به نظر ما راه حلّى غير از اين هم هست اميدواريم كه جواب سؤالات ذيل را بفرماييد: 1 ـ آيا در گرفتن و تعيين نگهبان و يا خادم اشكال و مسؤوليت شرعى هست در صورتى كه او مؤمن و متدين به حسب ظاهر است؟ و اگر به اجازه از حاكم شرع احتياج دارد ما از حضرتعالى در اين خصوص اجازه مى خواهيم. 2 ـ تعيين كردن نگهبان لازم گرفته است كه آنجا منزلى براى آن و خانواده اش درست كرد تا آنجا را اِشغال نمايد و اعلان باشد براى كسانى كه مى خواهند در آنجا فساد نمايند كه اينجا مسكونى است ديگر آن كارها را ننمايند و خالى ماندن آن لازم گرفته كه به حال گذشته برگردد؟ و چون مرد قسمتى از روز را براى كسب نمودن بيرون مى رود لذا لازم است كه خانواده اش در آنجا باشد، لذا اجازه دادم كه منزلى ساده در آن عرصه با دستشوئى ساخته شود، و اين بناء به زمين ضرر نمى رساند از جهت فنى و نه از جهت عملى بلكه از آن براى گذاشتن سيمان و بهره بردارى كاركنان در آينده استفاده مى شود و همانطورى كه مى دانيد نبود اينها لازم گرفته كه به حال گذشته برگردد؟ 3 ـ منزلى كه ساخته شده بام آن با بوريا و حصير پوشيده شده بود و آن جلو باران را به ساكنين آنجا نمى گرفت شخص نيكوكارى سقف آن را با چيزهايى كه جلو باران را بگيرد پوشانيد و آن چيزها را تابع حسينيّه نمود؟

1 ـ مانعى از اين نيست و به تو اجازه مى دهيم و ماجور هستى انشاءالله تعالى. 2 ـ عيب ندارد و تو مجاز هستى در آن عملت اگر در آينده به وضع حسينيّه ضرر نرساند. 3 ـ اين عمل اشكالى ندارد و از خداوند متعال مى خواهيم كه به شما و به شخص مذكور توفيق عطا فرمايد و عمل هايتان را قبول نمايد.

حكم خوردن دواجاتى كه داراى الكل مى باشد چيست؟

جايز نيست خوردن آن مگر در موقع ضرورت سختى كه به حدّ خطر رسيده باشد و دارو هم منحصر به آن باشد.

قاعده اى (قبح عقاب بلابيان) كيفر نمودن بدون بيان كردن قبيح است، آيا با آن قاعده اى (وجوب دفع الضرر المتحمل) ضرر احتمالى را بايد دفع نمود معارضه مى نمايد؟

قاعده اى قبح عقاب بلا بيان وارد است بر قاعده اى وجوب دفع الضرر المتحمل و موضوع آن را از ميان برمى دارد زيرا كه موضوع قاعده دفع ضرر متحمل به هنگام شك در تكليف همانا عقاب است، پس با جريان قاعده اى قبح عقاب بدون بيان از عقاب انسان خاطر جمع مى شود، و ديگر موضوعى به قاعده اى دفع ضرر اهتمالى نمى ماند، همانطورى كه در جزء چهارم كتاب ياد شده است ذكر نموده ايم.