كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اين ايام عادت در خصوص ميانجيگرى ميان عشاير و ميان فاميلهايى كه با هم نزاع و كدورت دارند بر اين جارى شده است واسطه هايى براى حلّ اختلاف و نزاع كه اصطلاحاً به آن مشيه گويند قيام مى نمايند و عادت در خصوص حلّ اختلاف مطابق بعض طريقه هايى است كه واسطه ها بدان عمل مى كنند يعنى آن طريقه كه معمول است و مردم با رضايت خود آن را قبول نموده اند و بيشتر مواد اين طريقه ( سانية ) كه ميان عشاير مرسوم است برخلاف حكم شرعى مى باشد، همانطورى كه برخى از شركت كنندگان در ميانجيگرى نمى دانند كدامين كارى را كه لازم مى دانند آنها بكنند و كدامين كار را كه بايستى نكنند مطابق با شرع مقدس اسلام است يا نه؟ اگر امكان داشته باشد لطف فرموده بعض توجيهات و گفتنى هايى كه تناسب با اين مقام دارد بيان فرماييد، همانطورى كه از آن محضر تقاضامنديم كه به سؤالات ذيل به مختصر توضيح جواب فرماييد: 1 ـ آيا جايز است كه در ميانجيگرى شركت كند، در صورتى كه مى داند راه حلى كه مطرح مى شود از ناحيه طرفها با شرع مقدس مطابقت ندارد؟ ب ـ بيشتر اين اتفاق مى افتد كه مردى به ربودن زنى به اكراه و اجبار اقدام مى كند و آن زن گاهى باكره و گاهى شوهردار مى باشد، سپس با آن زنا مى كند و در اينجا حكم قضاوت عشايرى اينست كه زن ربوده شده را مى كشند آيا قتل آن جايز است؟

جايز نيست شركت كردن در ميانجيگرى كه مقدمه است براى قطع نزاع و اختلاف ميان طرفها در صورتى كه شركت كردن در آن بر پايه به كرسى نشاندن حكم غير شرعى باشد، كه خداوند متعال فرموده است: ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) و آنها كه به احكامى كه خداوند نازل كرده است حكم نمى كنند كافرند و خداوند تعالى فرموده است ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا آنها حكم جاهليت را از تو مى خواهند و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند، بلى اگر مقصود از ميانجيگرى شفاعت براى عفو و يا تخفيف دادن از آنكه شرعاً ديه در دست اوست باشد اين عيب ندارد كه شركت نمايد، و همچنين اگر غرض اين باشد كه واسطه براى اصلاح و سازش و خاموشى آتش فتنه باشد بدون اينكه چگونگى حلّ قضيّه را در نظر بگيرند و بدان آماده باشند و در آن شركت نمايند بلكه به خاطر ترغيب شارع اقدس بر اصلاح ميان دو طرف قدم به ميدان بگذارند اى بسا كه اين واجب باشد بر آن كسى كه مى تواند به اين امر به بهترين وجه قيام كند همانطورى كه اگر بترسد كه با ترك نمودن ميانجيگرى فتنه شدت يابد، و به دنبال شدت يافتن آن تبهكارى و خونريزى و هتك حرمتها ببار آيد باز هم شركت نمودن لازم مى شود. ب ـ كشتن زن نامبرده جايز نيست، و كمك كردن به قتل آن و ترغيب نمودن به آن حرام است، بلكه آن خودش ظلم شده است و از گناه برئ است اگر با اجبار باشد و خداوند متعال فرموده است ( و من يقتل مؤمناً متعمدا فجزائه جهنم خالداً فيها )( )و هر كس فرد با ايمانى را از روى عمد به قتل برساند جزاى او دوزخ است در حالى كه جاودانه در آن مى ماند. اما اگر مجبور نباشد اگر چه گنهكار است و براى آن حدّ است لكن از طرف عشيره و يا رئيس قبيله اجراء نمودن حدّ بر او حرام است.

آيا طريقه مستحبى در مو كوتاه بودن است يا بلند بودن با نرمه گوشها است؟

آنكه از اخبار ظاهر مى شود اين است كه سنّت در تراشيدن موى سر است بلى اگر بلند شد از نرمه گوشت تجاوز نكند.

شخصى كه سر سال شرعى ندارد و منفعت ناگهانى نمود و يا مقدارى از مال عايدش شد آيا لازم است خمس آن را بدهد و يا جايز است يكسال پس از منفعت نمودن خمسش را بدهد. الف ـ اگر محتاج به اين مال باشد در خريدن منزل يا ماشينى براى مؤنه اش و يا در اختيار كردن همسر براى خودش حكمش چيست؟ ب ـ اگر بخواهد با اين مال وسيله اى براى تحصيل مخارج زندگى بخرد و يا سرمايه براى تجارت نمايد كه سود ببرد و او را مالى غير از اين نبوده باشد و چيزى نداشته باشد كه مخارج زندگى خودش را كه لايق به حالش باشد تأمين نمايد حكم آن را بيان فرمائيد؟ ج ـ همان فرض (ب) ولى او وسيله اى خريد براى بدست آوردن مخارجشان همانند ماشين و يا مغازه اى كه بتواند داد و ستد كند و ثروت خود را بيافزايد. د ـ آن مال را در مخارج خود و خانواده اش (از خوردنى و آشاميدنى و لباس) خرج نمايد ولى در نزد او موارد در آمد ديگرى دارد كه مخارجاتش را كفايت مى كند اما خودش نمى خواهد از آنها مخارجاتش را تأمين نمايد حكمش چيست؟

واجب است بر او به حاكم شرع مراجعه كند تا بر او سر سال شرعى معيّن فرمايد و اندازه اى كه خمس بر او واجب مى شود تعيين كند و در اين جواب فرعهاى مطرح شده شريك مى باشند.

اگر مكلّف از شهر خودش به شهر ديگرى مسافرت كند و قصد ماندن ده روز را نمايد و وقت ظهر برسد آيا اين روز از روزهاى ده روز مى باشد و آيا نماز ظهر آن روز را تمام مى خواند و يا شكسته مى خواند.

آرى، همان روز از روزهاى ده روز حساب مى شود در صورتى كه در نيت آن ده روز را با ظهر روز يازدهم تمام كند پس واجب مى شود بر آن كه نماز ظهر روز اول را تمام بخواند. چنانچه قصد اقامه را با نيّت ماندن تا ظهر روز يازدهم تمام كند و اگر تمام نكند بايد شكسته بخواند.