كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

رواياتى وارد شده كه بيش از سه روز دورى گزيدن از برادران را نهى نموده است، حكم قطع ارتباط ميان برادران چيست؟ و اندازه اى آن چقدر است؟ و آيا حكم نسبت به آنكه او اول قطع ارتباط نموده با ديگرى فرق دارد؟ و اندازه اى قطع ارتباط حرام چقدر مى باشد؟

قطع ارتباط اگر ساختار آن بر دشمنى مؤمن و يا توهين به او و سبك شمردن آن و اعراض از آن باشد حرام است، و ظاهر اينست كه روايات در اين خصوص نظر ندارد، بلكه آن روزى را كه به جهت يك و دو كردن و ستيزه كردن و كشمكش كردن در حقوق و همانند آن كه مبتنى بر اعراض كردن از خود آن نيست بلكه به جهت علّتى است كه پيش آمده است و آن هم ظاهر در حرمت است، اگر بنابر مقتضاى ظاهر مذكور باشد كفايت مى كند در عدم قطع ارتباط اينكه يكى از آنان ارتباط برقرار نمايد و لو اينكه با سلام دادن و آماده شدن بر ارتباط باشد به هنگاميكه آن ديگرى قبول نمايد، همانطورى كه در دو مورد زير قطع ارتباط حرام نمى باشد. 1 ـ دورى گزيدن به جهت بد رفتارى طرف ديگر از لحاظ دينى باشد. 2 ـ ارتباط برقرار كردن سبب ذليلى و توهينش باشد، آرى بيشتر دورى نمودن از ذلّت با منيّت و عناد ورزى مشبته مى شود لازم است كه از آن پرهيز گردد.

در اينجا برخى از معلّمين و طلبه علوم دينى هستند كه آنها را پيش آمدهائى وادار كرده كه به بلاد غربى بيايند، و آنان هم در حال ترديد هستند كه آيا به وظيفه شرعى خود در تبليغ و تدريس علوم شرعى ادامه دهند،و يا اينكه از اين كار دست بكشند و شغل ديگرى پيدا كنند، زيرا كه زندگى در اينجا سخت است و با آن حال جمع كردن ميان دو امر سخت مى شود، و حقوق شرعى كه به بعض نماينده هاى مراجع و يا موسسّه هاى اسلامى مى رسد به علل گوناگونى به تمامى طلبه ها نمى رسد، آيا جايز است براى مبلّغ و طالب علوم دينى از وظيفه شرعى خود دست بكشد و به سراغ كار ديگرى برود، و احتياجات منطقه را بر مبلغين ناديده بگيرد؟

( لايكلّف الله نفساً الاوسعها )( ) خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمى كند. بلى اهميّت تبليغ در اين شهرها لازم گرفته است كه انسان اگر به مقدار كاملتر نتواند به تبليغ و درس ادامه دهد ولى به اندازه امكان گرچه مرتبه ضيعفش هم باشد بتواند انجام وظيفه نمايد بايستى ادامه دهد، و تعيين مقدار ميسر براى ما مقدور نيست،بلكه انسان بر وضع خودش آشناتر از ديگران است و انّالله وانّاالله راجعون.

آيا بر مؤمن جايز است كه نامش را تغيير دهد و آيا اين كار عنوان عاق والدينى بخود نمى گيرد؟

بلى اين كار جايز است و به عنوان عاق والدين لاحق نمى شود مگر اينكه به عنوان اعتراض به آنها باشد به طورى كه ترك كردن نام اوّل به خاطر اين باشد كه چون آنها انتخاب نموده اند و براى مخالفت با آنان بنمايد.