كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اگر ماه نزد حاكم شرعى ثابت شود آيا براى مكلف جايز است روزه اش را افطار نمايد اگر قانع شود بر ثبوت آن نزد حاكم شرعى و يا اينكه واجب است خودش جستجو كند و بدست آورد؟

اگر بداند كه حتماً در نزد حاكم شرعى ثابت شده است به طورى كه نزد او ماه ثابت نمى شود مگر اينكه ماه در واقع بوده باشد و يا بواسطه اى بينّه اى شرعى (شهادت دو شاهد عادل) ثابت شده باشد آنوقت جايز است كه بر ثابت شدن نزد او اعتماد كند.

معروف است كه خون بستن عشايرى در ديه نفس براى آن اصل شرعى هست، زيرا كه معلوم است كه كشته شده را شرعاً در بعضى موقع ها ديه هست ولى چه كسى مستحق ديه مى باشد، و به چه كسى ديه بايد پرداخت بشود، و آيا جايز است يك قسمت از ديه را به افراد قبيله داد و يا در مجلس فاتحه صرف كرد؟ و اگر چنانچه به برخى از افراد قبيله سهمى از ديه داده شد، آيا گرفتن آن جايز است مخصوصاً در جايى كه برخى از اولاد ميّت قاصر ( صغير و مجنون ) باشند؟

ديه از آن ورثه ميّت است به غير از برادر و خواهر مادرى كه آنها از ديه ارث نمى برند، و در اين صورت افراد قبيله نمى توانند از وى چيزى بگيرند مگر با رضايت ورثه اى كه ذكر شد، و اگر چنانچه در ميان آنها قاصر ( صغير و مجنون ) باشد رضايت آن كافى نمى باشد، بلكه لازم است كه سهم آن را كنار گذاشت، و جايز است از حصّه و سهم ديگران با رضايت آنها اخذ نمود. و اميد از مؤمنين اين است كه به احكام خداوند متعال پاى بند باشند، و از آنها روگردان نشوند و بسوى حكمهاى جاهليّت بى محتوا رو نياورند كه خداوند عزوجل فرموده است: ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا حكم جاهليت را از تو مى خواهند، و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند فاسقند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند ستمگرند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند كافرند. ( فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم ) پس آنان كه امر او را مخالفت مى كنند بايد بترسند كه فتنه اى دامنشان را بگيرد يا عذاب دردناك به آنها برسد و از لحاظ تهديد خداوند متعال كفايت مى كند كه مؤمنين را باز دارد اينكه فرموده است: ( ان الله لايغير ما لقوم حتّى يغير و اما بانفسهم و اذا اراد الله بقوم سوءًا فلا مردله و ما لهم من دونه من وال ) اما خداوند سرنوشت هيچ قومى ( و ملّتى ) را تغيير نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان هست تغيير دهند، و هنگامى كه اراده سوئى به قومى ( بخاطر اعمالشان ) كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد، و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت. و از خداوند متعال خواستاريم كه توفيق عمل بدانچه او دوست دارد و رضايتش در آنست مرحمت فرمايد و او ارحم الراحمين است.

در اينجا حالتهاى مخصوصى است در غرب دولت اجاره بهاى منزل مسكونى را مى دهد و دولت ضامن منزل دادن به اشخاص است و لذا اين مسئله را جواب بدهيد. 1 ـ اگر شخصى منزلى براى سكونت بگيرد و او در آن حالت است آيا خانه اش اضافه است كه خمس واجب باشد؟ 2 ـ در صورتى كه اين خانه اضافه باشد آيا مى تواند منزلى را كه دولت داده آن را اجاره دهد و موقتاً در منزلى كه خريده است بنشيند تا خمس از او ساقط شود سپس از آنجا به منزل دولتى برود و اين خانه را كه خريده است اجاره دهد؟ 3 ـ و اگر آن را به نام ديگرى بنمايد و آن را در آنجا بنشاند آيا مى تواند مال دولت را كه به نام او مى دهند بگيرد 4 ـ سپس آيا مى تواند آن را به اجاره اى ديگرى بدهد و در آنجا بطور موقت بنشاند تا خمس از او ساقط شود سپس از خانه خارج شود و آن خانه اى خود را اجاره دهد و خمس منفعت را بدهد؟

آماده كردن خانه براى نشستن آن را از مؤنه قرار نمى دهد و خمس از آن ساقط نمى شود بلكه لازم است كه آن خانه را نشيمن نمايد به طورى كه خانه مسكونى شمرده شود؟ امّا اگر خانه اى خودش را مسكن قرار داد و خمس از آن ساقط شد عيب ندارد كه اجرت مسكن از دولت بگيرد اگر چه بنام ديگرى نوشته شود.

آرشیو اخبار