كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در انگلستان بازيچه اى هست كه آن را بليط بخت آزمائى (اللوترى) گفته مى شود كه آن را شركت سهامى چاپ مى كند و در آن صورت چهارده رقم شماره هست و بليط بخت آزمائى را به مبلغ ارزان مى فروشد كه اختيار مى كند شركت كننده در آن بازى عدد شش رقمى را، و اگر آن عدد با شماره هاى پنهانى كه در نظر گرفته شده است مطابق آمد آنوقت شركت كننده به جايزه اى بزرگى كه اى بسا به ميليون ها تومان برسد دست خواهد يافت در صورتى كه شركت اعلان مى كند كه برخى از منفعت هاى مسابقه در كارهاى خيريّه كه نزد آنها هست صرف مى شود، آيا جايز است كه مسلمان يك بليط اين چنينى را بخرد به نيّت اينكه شايد برنده باشد و متعهد مى شود كه اگر برنده شدم قسمتى از آن و يا كلّ آن را در نيكوكاريهاى اسلامى خرج خواهد كرد و اين مال را از دست اينها بدر خواهد آورد؟

ظاهر اينست كه معامله صحيح است و آن از برد و باخت حرام نمى باشد زيرا كه برد و باخت حرام آنست كه به مال مالك نمى شود مگر با برنده بودن همانطورى كه بخت آزمائى اين چنين است اما معامله در اينجا عبارت است از اينكه شركت بليط را به پول كمى مى فروشد و خريدار آن را به پول كم مى گيرد به شرط اينكه اگر شماره اش مطابق آن عدد پنهانى شد كه شركت در نظر گرفته است آنوقت جايزه را بدهند.

شيعه اى اهل بيت (خداوند عزتشان را زياد كند) را مى بينم به هنگام نوشتن نامه و يا تابلو كه در آن نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و نام امام على (عليه السلام) است آن را با لفظ جلاله (نام خدا) تكميل مى نمايند، و اين كار آنها سه گانگى شيعى را تشكيل مى دهد كه مورد اعتراض ديگران مى شود، ما از محضر عالى تقاضا منديم كه به ما توضيح دهيد كه آيا اين كار توهين به خداوند عزوجل نمى شود، زيرا كه او با مخلوق ولواينكه درجه اش بالاتر باشد مقارن و همتا نمى شود، و يا اينكه جريان به نحو ديگر است؟

در نوشته اى ذكر شده اهانت به ذات مقدس الهى نيست زيرا كه نوشته اى نامبرده عبارت از وابسته بودن به خدا است، و آن را تكميل مى كند با ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن، و همانطورى كه كفايت نمودن بنام خداوند متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دوگانگى (ثنويت) مجوس را تشكيل نمى دهد، پس لاحق كردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آنها سه گانگى (ثالوث مقدس) همانند (ثالوث) نصارى را تشكيل نمى دهد. و توهين به حضرت بارى عزوجّل با الحاق دو بنده اى مقّربش به هنگام ذكر او در نزد او به جهت گرامى داشت آنكه او گرامى داشته است نمى شود. و لذا در قران مجيد امر به اطاعت خداوند متعال و پيامبرش در يك سياق تكرار شده و از اطاعت كنندگان به اين هر دو تعريف شده است، همانطورى كه خداوند سبحان به اطاعت خودش و پيامبرش و اولى الأمر در يك رديف امر نموده است و فرموده است: ( اطيعوالله و اطيعوالرسول واولى الامر منكم ).( ) اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر (اوصياى پيامبر) را و فرمود: ( و مانقموا الاّ ان اعناهم الله و رسوله من فضله ).( ) آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل و كرم خود بى نياز ساختند و فرمود: فسيرى الله عملكم و رسوله( ) و خدا و رسولش اعمال شما را مى بينند. و خداوند متعال نيكى به پدر و مادر را در چندين جاى قران مجيد به توحيد لاحق كرده است تمامى اينها به خاطر اهميّت شأن آنكه آن را لاحق كرده است، بدون اينكه از آن توهينى بر او كه عزيز است نام او وارد آيد، و ما از لاحق كردن نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نام خداوند متعال و پيامبر او (صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كردن بر اين است كه ما نام خدا را كه ذكر كرديم براى فهمانيدن اينكه ما يگانه پرست و موحدّيم و ياد آور شديم پيامبر او را كه اشعار كنيم كه ما مسلمانيم و از اميرالمؤمنين هم اسم برديم كه اعلان نمائيم كه ما مؤمنيم و منافق نيستيم، بدان لحاظى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده بر اين كه اگر على (عليه السلام)نمى بود منافقين شناخته نمى شدند، و اينكه على (عليه السلام) را دوست نمى دارد مگر مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق، و طبيعى است كه اين كار منافقين را به غيظ آورده و از آن كار دلتنگ باشند آنوقت ما را متهم به كارهاى بزرگى بنمايند و به ما تهمت زنند چيزهائى را كه ما از آنها برئ هستيم.

اگر شخص بداند كه زنى كه مى خواهد عقد غير دائمى نمايد عدّه نگه نمى دارد آيا واجب است كه او را ازدواج نكند؟

واجب نيست از ازدواج او خوددارى نمايد بلكه زن مسؤوليت آن را متحمل خواهد شد.

آرشیو اخبار