كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

كسى كه با مادرش بدون اينكه بداند زنا كرده چونكه مواد مخدّر استعمال كرده بود و پس از گذاشتن زمانى مادرش حامله شد حكم اين فرزندى كه در بطن مادر است چيست و حكم اين پسر و مادرش چيست؟

اگر پدر آن پسر موجود است به طورى كه احتمال داده شود كه فرزندان از آن است فرزند ملحق به آن مى شود و اگر پدر مرده باشد و يا مسافرت رفته باشد فرزند ولد الزناء است و از پدرش ارث نمى برد لكن از مادرش ارث مى برد و آن در ساير احكام به اين دو تا ملحق است.

مردى در ماه رمضان پيش از اذان صبح محتلم و جنب شده است و چون مريض و بدنش ناتوان است و خانه اش درست و حسابى نيست و حمامى كه از سرما موقع غسل كردن نگه دارد ندارد و او غسل نكرد تا اينكه آفتاب درآمد و سپس نماز خواند و روزه را گرفت حكم آن با اين وضع چيست؟

روزه اش صحيح است و چيزى بر آن نيست اگر از غسل كردن براى ضررش بترسد همانطورى كه فرض شده است اگر چه احتياط مستحبى آن است كه تيمم بنمايد ولى براى آن به جهت نمازش تيمم واجب است.

رواياتى وارد شده كه بيش از سه روز دورى گزيدن از برادران را نهى نموده است، حكم قطع ارتباط ميان برادران چيست؟ و اندازه اى آن چقدر است؟ و آيا حكم نسبت به آنكه او اول قطع ارتباط نموده با ديگرى فرق دارد؟ و اندازه اى قطع ارتباط حرام چقدر مى باشد؟

قطع ارتباط اگر ساختار آن بر دشمنى مؤمن و يا توهين به او و سبك شمردن آن و اعراض از آن باشد حرام است، و ظاهر اينست كه روايات در اين خصوص نظر ندارد، بلكه آن روزى را كه به جهت يك و دو كردن و ستيزه كردن و كشمكش كردن در حقوق و همانند آن كه مبتنى بر اعراض كردن از خود آن نيست بلكه به جهت علّتى است كه پيش آمده است و آن هم ظاهر در حرمت است، اگر بنابر مقتضاى ظاهر مذكور باشد كفايت مى كند در عدم قطع ارتباط اينكه يكى از آنان ارتباط برقرار نمايد و لو اينكه با سلام دادن و آماده شدن بر ارتباط باشد به هنگاميكه آن ديگرى قبول نمايد، همانطورى كه در دو مورد زير قطع ارتباط حرام نمى باشد. 1 ـ دورى گزيدن به جهت بد رفتارى طرف ديگر از لحاظ دينى باشد. 2 ـ ارتباط برقرار كردن سبب ذليلى و توهينش باشد، آرى بيشتر دورى نمودن از ذلّت با منيّت و عناد ورزى مشبته مى شود لازم است كه از آن پرهيز گردد.

آيا وصيّت مريض در حال مرض وفاتش صحيح است؟ سپس منظور از مرض وفات چيست؟ مرضهايى هست كه زمان آن طول مى كشد مانند سرطان، آيا اين هم از اول ظهورش مرض موت حساب مى شود؟

وصيت نمودن به ثلث در تمامى حالات بدون اختلاف در ميان علماء صحيح است. و فقط جاى سخن در نافذ بودن معاملات قطعى آن است كه در آن به ورثه اجحاف مى شود كه در مرض موت آن را انجام مى دهد، ولى مختار ما اينست كه آنهم نافذ است، و در اين صورت محدود كردن به مرض موت اثر ندارد.