زيارت اربعين حسينى

2017/06/04 4733

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا صوفيگرى چيست؟ و حدود آن چيست؟ و آيا آن جايز است و يا جايز نيست؟

در اين فرصت براى ما ممكن نيست كه در اين موضوع موشكافى كنيم و حدود و تفصيل آن را بيان كنيم، ولى آنكه سزاوار است گفته شود اينست كه تمامى طريقه هاى درويشى كه در اين روزها رايج است همه اش بدعت است و اساسى بر آن در دين و شريعت نيست، و ما را در اين باره استفتاء مفصل و مستقلى هست .

شخصى وكيل مدافعى گرفته تا اينكه از قوانين به نفع او استفاده نمايد و شرط كرده با او كه اگر قضيّه را بطور كامل به پايان رسانيد مزد او را خواهد داد ولى برخلاف قرارداد، در اول چندين هزار دينار داد ( همانند بيعانه ) و به او گفت اگر كارمان به مصالحه بكشد اجرت قراردادى را بطور كامل خواهم داد ولى بعداً روشن شد كه او در وكالت وارد نبوده و يا اينكه اهميّت نمى داد به آنچه در توانش بود كه به طرف دعوايى كه مى رفت و پرس و جو مى كرد كه چگونه شئون قانونى جريان را اداره كند فائق آيد فقط او وكيل مدافع زبانى بود مى گفت و عمل نمى كرد تا اينكه كار صاحب قضيه به مصالحه با طرفهايش كشيد سؤال اين است كه آيا به اين وكيل چيزى بايد داد يا نه؟

اگر قرارداد ميان آنان از اول بر اين بود كه مزد او را با شروع كردن تعقيب جريان و لو اينكه كار به مصالحه بيانجامد خواهد داد واجب است بر او كه حق وكالت را بطور كامل بدهد. و اما اگر از اول توافق كنند بر اينكه اگر در محكمه جريان فيصله يابد فقط آن وقت اجرت كامل خواهد داد، اگر چنانكه با طرف بدون اتفاق قبلى مصالحه كنند ديگر واجب نمى شود مزد و حق وكالت كامل پرداخت نمايد.

آيا به طلبه جايز است كه خانه اش را بفروشد و خانه اى گران بها بخرد و بدهكار بماند تا به خاطر اينكه بدهكار است حقوق شرعى بگيرد؟

اين موضوع با مواردش فرق مى كند و هر بدهكارى مستحق حق مخصوصاً سهم امام (عليه السلام) نمى باشد و اين سهم امام امانت است در دست صاحبش و وظيفه اى او است كه آن را در جائى صرف كند كه رضايت امام (عليه السلام) را كه او صاحب حق است احراز نمايد، و اشكال نيست در اينكه آنچه كه محل بهتر و برتر است رضايت او در آن است روح ما فدايش باشد.

شخصى پنجاه هزار ريال وام گرفته و پنجاه هزار ريال ارث به او رسيده است از تركه مرحوم پدرش سپس آن را به برادرش هبه كرده بشرط اينكه خانه اى براى او براى نشستن بدهد و برادرش آن را گرفته و پس از دو ماه يك خانه اى كه قيمتش (100000) ريال است بخشوده و به تصرفش داده است ولى او مدت يكسال در آن خانه سكونت نكرده است آيا به اين خانه خمس واجب مى شود يا نه؟

خمس به آن خانه واجب نيست زيرا كه پنجاه هزار ريالى كه از ارث رسيده از منفعت نمى باشد (و ما در مسئله 45 آنرا ذكر كرده ايم كه از مؤنه اى تحصيل منفعت نمى باشد) و به جهت اينكه پنجاه هزار ريال ديگر هم كه وام گرفته است آنهم منفعت نيست، بلى اگر از آن وام اگر مقدارى را پرداخت نموده باشد به اندازه اى پرداخت شده خمس واجب مى شود.

آرشیو اخبار