پيام تسليت حجت الاسلام والمسلمین احمد واعظی ـ رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

پيام تسليت حجت الاسلام والمسلمین احمد واعظی ـ رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم
۱۴۰۰/۰۸/۰۱

بسمه تعالی
إِذَا مَاتَ الْعَالِمُ ثُلِمَ فِی الْإِسْلَامِ ثُلْمَهٌ لَا یَسُدُّهَا شَیْءٌ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَهِ.
ضایعه ارتحال مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی سیدمحمد حکیم را به محضر مبارک حضرت ولی‌عصر(عج)، مراجع عظام، حوزه‌های علمیه، فرزندان معظم له و خاندان مکرم حکیم تسلیت عرض می‌کنم.

آن عالم پارسا پس از عمری تلاش و فعالیت در مسیر تحکیم مبانی و احیای سنت‌های اسلامی، برکات فراوانی را در تربیت نسلی از عالمان فاضل و آثار فاخر علمی به یادگار گذاشت.

نقش ارزنده آن فقیه بزرگوار در احیای آئین پیاده‌روی اربعین در کنار فعالیت‌ها و خدمات اجتماعی ، او را برای همیشه در اذهان خادمان و عاشقان اباعبدالله الحسین(ع) زنده نگه خواهد داشت.

آن سلاله پاک پیامبر در دفاع از کیان اسلام و فرهنگ اسلامی، تا پای‌جان در مقابل رژیم بعث عراق ایستاد و سال‌ها رنج زندان و شکنجه را به جان خرید.

از خداوند متعال علو درجات آن عالم ربانی و صبر و اجر برای فرزندان و خاندان معظم حکیم و شاگردان و بازماندگان آن عزیز خواستارم.

احمد واعظی
رئیس دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا قمار چيست و آيا نر تخت حرام است و حكم بازى كردن با آن براى سرگرمى نه براى برد و باخت چيست؟

قمار عبارت از بازى است كه ساختار آن بر برد و باخت بوده و براى بدست آوردن مال اختراع شده، و دومله از قمار است و بازى با آن بدون برد و با برد حرام است.

معلمى است كه ماهيانه اش را بطور چك دريافت مى كند سپس آن را به بانك مى گذارد و يا كسى را وكيل مى كند كه آن را در يافت نموده و به بانك بگذارد آيا با گذشتن سال به آن خمس بر آن واجب مى شود؟

پس از دريافت وجه چك آن از منفعت سال دريافت وجه حساب مى شود و واجب مى شود خمس آن پس از رسيدن سر سالش و با گرفتن چك خمس واجب نمى شود.

مبلّغى كه به مملكت ديگر مى رود در ميان افكار و عقيده هاى اسلامى و غير اسلامى كه به هم آميخته شده است زندگى مى كند، آيا حضرتعالى لطف مى فرمائيد كه راهنمائيهاى لازم را در اين خصوص بنمائيد تا اينكه او را در انجام وظيفه اى شرعى خودش به طور صحيح و آسان كمك نمايد؟

براى مبلغ لازم است بطور كلّى از گنجاندن مطالب غير اسلامى را در تبليغ جدّاً خوددارى نمايد، بلكه حتّى از وارد كردن بعض افكار انحرافى كه به اسلام نسبت داده شده است، و به حساب اسلام مى گذارند هم پرهيز جدّى بنمايد و اگر از آنها خوددارى نكند آنوقت بزرگترين جرم را مرتكب شده است، زيرا كه در آن مسخ كردن و بد نشان دادن حقيقت و مبدأ بوده و گمراه كردن مردم و مسموم كردن افكار آنها مى باشد، و براى ما در افكار و عقايد بزرگترين و بهترين برنامه است كه از قران مجيد و تعليمات پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيت (عليهم السلام) در احاديث و خطبه ها و دعاهايشان استفاده مى شود و هم چنين از طرز رفتار و سلوك آنها و سلوك پيروان آنها كه به طريقه آنها رفتند بدست مى آوريم، همانا در همه اى اينها بيان كفايت كننده در قسمت عقايد، و فقه، و اخلاق، رفتار، تهذيب نفوس، و سير كردن انسانها به سوى كمال موجود است، و آنها به آسانى در دسترس ما است، و استفاده نمودن از آنها براى ما ميسر است، و جا دارد و حق داريم كه سرمان را با افتخار بلند كنيم و بوسيله آنها بنازيم، و با اين سرمايه هاى غنى، بحث كننده و مبلّغ از افكار و طرحهاى ديگر هر چه باشد و از طرف هر كسى باشد بى نياز مى شود. بدرستى كه كمى از حق از باطل زيادى بى نياز مى نمايد، در صورتى كه بيشتر و بيشتر هم هست خداوند تبارك و تعالى فرموده ( الم تر كيف ضرب الله مثلا كلمة طيبة اصلها ثابت و فرعها فى السّماء تؤتى اكلها كل حين باذن ربّها و يضرب الله الأمثال للناس لعلّهم يتذّ كرون و مثل كلمة كشجرة خبيثة اجتثّت من فوق الارض مالها من قرار ). آيا نديدى چگونه خداوند كلمه طيبه (و گفتار پاكيزه) را به درخت پاكيزه اى تشبيه كرده كه ريشه آن (در زمين) ثابت و شاخه آن در آسمان است. هر زمان ميوه خود را به اذن پروردگارش مى دهد. و خداوند براى مردم مثلها مى زند شايد متذكر شوند (و پند گيرند) (هم چنين) كلمه خبيثه (و سخن آلوده) را به درخت ناپاكى تشبيه نموده كه از روى زمين بركنده شده و قرار و ثباتى ندارد. و خدا را سپاسگزاريم بر آنچه به ما با هدايت و ارشادش احسان نموده است.

پس اگر خبر دهنده در حرج واقع شود، و يا در صورت گفتن احتمال هست كه زن و شوهر نتوانند اين را تحمل كنند آنوقت تكليف شرعى چيست؟

اگر منظور از حرج سخت بودن رساندن مثل اين حكم است، آن عذر نيست و اگر منظور اينست كه خبر دهنده در فشارات و سختيهاى مهمّى قرار مى گيرد آن عذر است. و اگر مقصود از عدم تحمّل زن و شوهر اين باشد كه آنها به حكم شرعى تسليم نخواهند شد آن باعث نمى شود كه خبر ندادن به آنها خوب باشد، و اگر مراد از آن اين باشد كه آنها در فشار شديد روحى قرار خواهند گرفت كه به آنها صدمه و لطمه بسيارى خواهد رسيد در اين صورت خبر ندادن جايز مى شود.