بيانيه دفتر ايت الله العظمى حكيم (مدظله) به مناسبت فاجعه هولناک تروریستی که منجر به شهادت دست جمعی وزخمی شدن شمار فراوانی از کودکان معصوم ومعلمان شیعه مدرسه دخترانه سید الشهدا (علیه السلام) در کابل

بيانيه دفتر ايت الله العظمى حكيم (مدظله) به مناسبت فاجعه هولناک تروریستی که منجر به شهادت دست جمعی وزخمی شدن شمار فراوانی از کودکان معصوم ومعلمان شیعه مدرسه دخترانه سید الشهدا (علیه السلام) در کابل
۱۴۰۰/۰۲/۲۰

بيانيه دفتر ايت الله العظمى حكيم (مدظله) به مناسبت فاجعه هولناک تروریستی که منجر به شهادت دست جمعی وزخمی شدن شمار فراوانی از کودکان معصوم ومعلمان شیعه مدرسه دخترانه سید الشهدا (علیه السلام) در کابل

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اختلافى ميان من كه صاحب كار هستم با كارگرم كه نزد من بيش از يك ماه است كار مى كند بوجود آمده است و آن اختلاف اين است: كارگرم در هر هفته هفت هزار دينار مزد مى گرفت و مدّتى است كه وضع بازار تغيير يافته و خريد و فروش كم است خواستم كه كار را مدّتى تعطيل نمايم كارگرم گفت تكليف من چگونه خواهد شد گفتم وقتى كه دوباره كار را شروع كرديم آن وقت مزد هفتگى را كم خواهم نمود و نگفتم كه تو كارت را بطور هميشه تعطيل كن و او به حسابى كه خودش مى كرد كارش را ادامه داد كه مزد خواهد گرفت در صورتى كه در نظر من كار تعطيل شده است و در صورت شروع دوباره مزد آن را به مزد جديد پرداخت خواهم كرد، ولى پس از چهار روز به خانه من آمد و گفت مزد كارم را مى خواهم گفتم مزدت چقدر است گفت چهار هزار دينار مقابل چهار روز كارم مى باشد من گفتم تو براى من كار مى كنى در صورتى كه من دوباره كار را شروع نكرده ام به او هزار دينار نه به جهت مزدش بلكه به لحاظ مساعدت دادم ( آيا اين حساب مى شود به آن چهار هزار دينار چهار روزى كه من كار را دوباره شروع نكرده ام؟ ) و در صورتى كه حضرتعالى پرداخت اجرت را لازم بدانيد آيا جايز است كه من آن هزار دينار را عوض مزد چهار روز آن قرار دهم با علم به اينكه ما توافق كرده بوديم كه اجرت را كم نماييم ولى اندازه كم كردن را معين نكرده بوديم؟

اگر كارمند در طول اين مدت كارى انجام ندهد چيزى را مستحق نيست و اما اگر با اجازه تو كار كرده باشد اجرت مثل بكارش مى رسد در صورتى كه به مزد اوّلى نرسيده باشد، و اما اگر از مزدى كه در اول تعيين شده بود زيادتر باشد احتياط وجوبى اين است كه مصالحه نمايند.

اميد است كه بفرماييد اين خبرها چه اندازه صحت دارد و معناهاى آنها چيست: الف ـ مردى خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مشرف شد و بر او عرض كرد: يا رسول الله من هلاك شدم فرمود به او آيا خبيث ( شيطان ) نزد تو آمده عرض كرد بلى يا رسول الله، فرمود به او آيا به تو از خلقت خداوندى گفت، عرض كرد بلى يا رسول الله، فرمود به او كه والله اين محض ايمان است؟ ب ـ امام على (عليه السلام) فرمود ( ان القطة منا اهل البيت ) گربه از ما اهل بيت است، مقصود از اين كلام چيست؟ معلوم باشد كه اين روايت در كتاب وسايل الشيعه در جلد اول از جزء اول كه مؤلف آن ابوالحسن محمّد بن الحر العاملى است نقل شده است.

الف ـ مقصود از اين اينست كه شيطان به انسان وسوسه مى كند، كه تا انسان را به شبهه بياندازد، پس وقتى كه انسان از اين وسوسه ها در باطن خود ناراحت شد و بيزار گرديد نبايستى از ايمان خود نگران باشد، زيرا كه همان ناراحتى و بيزارى باطنى دليل ايمان است. ب ـ اى بسا مقصود از اين بيان نمودن اين است كه گربه حيوانى است كه اجتناب كردن از آن واجب نيست، و اين مناسبت دارد با آنى كه وارد شده است: آبى كه از آن گربه مى نوشد پاك است.

آيا جايز است كه زن از خانه شوهرش در حالتى كه مورد ضرب و شتم و اذيت بدون جهت واقع مى شود بيرون برود، در صورتى كه كسى نيست كه شوهرش را از آن اذيت و آزارش باز دارد، مخصوصاً زمانى كه احتمال مى دهد و يا مى داند كه باز هم اين عمل را تكرار خواهد نمود؟ و اگر چنانچه برزن بيرون رفتن جايز باشد آيا بر شوهر نفقه و خوراكى زن لازم است كه بدهد در صورتى كه در خانه شوهر نيست، به طورى كه اگر ندهد زن مى تواند به حاكم شرع براى طلاق دادنش مراجعه كند يا نه؟

بلى بيرون رفتن از خانه شوهر اگر برطرف كردن ضرر از خودش به آن منحصر باشد جايز است، و نفقه اش بر شوهرش واجب است زيرا كه با بيرون رفتن ناشزه نمى شود و اگر از دادن نفقه خوددارى كرد و از او خواست كه به خانه برگردد بدون اينكه از ضرر نرساندن شوهرش خاطر جمع باشد در آنوقت جايز است كه به حاكم شرعى براى خواستن طلاقش مراجعه نمايد.