كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

وقتى كه باز گذاشتن رو و دستها براى زن جايز شد آيا زينت نمودن آنها بطور عموم و يا بطور خصوص كه متعارف است مانند سرمه و حلقه جايز است يا نه؟

سرمه كشيدن و حلقه مانعى ندارد بلكه مطلق انگشتر اشكال ندارد و دستبند هم اشكال ندارد و غير از اينها جايز نمى باشد.

بيش از پنجاه سال است قرارداد ميان ما و يك نفر از صاحب باغ و زمين بياض منعقد گرديده است و ما به كشت و آبيارى و كارهاى زراعى آنجا مشغوليم و تا اين زمان و با بودن آن اجازه داده بود كه در آنجا سكونت نماييم و در زمان بودن آن در آنجا نشيمن مى كرديم و حتّى او خودش هم با ما مدتّى سكونت نمود، و نزد ما زمين و جايگاه ديگرى هم بود كه پس از مدّتى به آنجا منتقل شديم و ميان ما با او اختلافى در قرارداد كشتكارى نشد تا اينكه او با تمامى اهل و عيالش مسافرت كرد و از آنان كسى در اينجا باقى نمانده است و ما اكنون مى خواهيم كه خانه تازه كه بتواند افراد خانواده ما كه زيادتر شده است اداره كند در آن زمين بسازيم، و خاطرنشان كنم كه ما حق او را مادامى كه زمين در اختيار ما هست انكار نمى كنيم، آيا براى ما سكونت در آنجا و ساختن منزل جايز است؟

تصرف كردن در زمين و منزل ديگر درست كردن در آنجا جايز نيست مگر اينكه به مالك مراجعه نمايى و او هم اجازه دهد، و يا اينكه به راضى بودن آن اگر چنانچه اكنون بداند يقين نمايى اما بدون اجازه گرفتن و با شك كردن در رضايت آن به تصرّف شما ديگر تصرفتان جايز نمى باشد.

دكتر جرّاح در صورتى كه عمل جرّاحيش بدون اينكه كوتاهى و يا مسامحه كند نتيجه بخش نباشد ضامن است يا نه و آيا اينكه ضامن نبودن كه متعارف است ميان مردم، مى تواند شرط ضمنى باشد و ضمانت را ساقط نمايد؟

دكتر جرّاح در صورت تقصير ضامن است، و در صورت عدم كوتاهى باز هم ضامن است مگر اينكه از مريض و يا از ولىّ آن تبرئه بگيرد اگرچه قاصر هم بوده باشد، مثل اينكه موقع عمل كردن شعورش را از دست بدهد، و اما متعارف بودن عدم ضمانت ميان مردم كافى در برائت نيست اگر اقدام كردن مريض و يا ولىّ آن بر عدم ضمانت مبتنى نباشد، بلكه لازم است. كه مريض و يا ولىّ مريض اقدام به برائت نمايند گرچه آن هم شرط ضمنى ارتكازى در نزد هر دو طرف باشد كه آن شرط هم از واقعيت موجود در نزد مردم استفاده شود.

آيا مصالحه كردن خمس و نگرفتن آن و اسقاط آن جايز است؟

مصالحه بر خمس به هنگام شك نمودن در مقدار آن كه كم است يا بسيار است جايز مى باشد و آن با ساقط كردن ساقط نمى شود، و لازم است كه انسان از مراجعه به شخصى كه اين چنين مى كند پر هيز نمايد زيرا كه در آن حق را ضايع و حكم شرع ما تحريف و عوض مى نمايند و از خداوند خواستاريم كه ما را از تجاوز از حق و حدّ نگه دارد و ما را به ثواب هدايت فرمايد.