كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

مردى از منى خودش اسپرى خارج كرده و خواسته كه آن را نگه دارد و وصيت كرده كه اگر او وفات نمود به زنش تلقيح نمايند چون او صاحب فرزندى نشده است ـ پس او وفات نمود و پس از دو ماه به زنش تلقيح كردند و از آن بچه دار شد الف حكم اين وصيت چيست؟ ب ـ آيا براى زن قبول كردن جايز است و يا اينكه لازم است قبول ننمايد؟ جــ آيا فرزند براى مرده و زن آن فرزند شرعى مى شود؟ د ـ حكم ارث بردن ميان آن فرزند و هريك از پدر و مادر چگونه است؟ هـ ـ حكم آن در صورتى كه عدّه اى زن تمام شده باشد و تلقيح پس از عدّه باشد چيست؟

الف ـ اين وصيت نافذ نيست زيرا كه زن با مردن شوهر از عصمت آن خارج مى شود و حرام است كه به زن آب غير شوهرش را تلقيح نمود. بـ ـ واجب است بر زن قبول ننمايد و قبول كردنش حرام است. جـ ـ احتياط وجوبى اينست كه آن فرزند شرعى براى آنها مى باشد، بدين معنى كه واجب است در امر ارث بردن آن از آنها، وارث بردن آنها از آن احتياط نمود، بلى اگر تلقيح از روى غفلت از حرام بودن آن وبا خيال اينكه شرعاً جايز است بوده باشد، آنوقت حكم ولد شبهه جارى مى شود و فرزند شرعى مى باشد هم ارث مى برد وهم از او ارث مى برند. د ـ جواب آن از فرع گذشته معلوم مى شود. هــ براى عدّه اثرى نيست زيرا كه آن بائن است، پس فرق نيست در تمامى آنچه گفته شد ميان اينكه تلقيح پيش از خروج عدّه باشد و يا پس از خارج شدن عدّه باشد.

اشياء متعددى از شخصى خريدم كه از پدرش دزدى كرده بود، و من مى دانستم آن را سپس آنها را فروختم و اكنون مى خواهم مال را به صاحب اصلى برگردانم، ولى من نمى دانم كه آيا آن اشيائى كه فروختم موجود هست يا نه من چه كنم، و از اينكه به مالك خبر دهم مى ترسم كه ضررى بر من و يا پسرش برسد، آيا مى توانم آن مال را به عنوان هدّيه و يا قرض و يا بدون عنوانى به او بدهم و آيا اين مال را فرزندش به من مديون مى ماند كه از او هر وقت خواستم باز پس گيرم يا نه؟

اگر همانند اشياء ذكر شده را مى توان بدست آورد، واجب است كه مثل آنها را بدهى و اگر اشياء مخصوصى باشند واجب است قيمت موقع غصب آن را باملاحظه تفاوت نرخ روز بنا بر احتياط وجوبى بدهى، و عوضى كه مى خواهى بدهى به هر نحوى كه ممكن باشد بدست صاحب اصلى برسد مى توانى برسانى، ومالى كه آن را به فرزند دزدش داده اى در عهده او باقى مى ماند جايز است بر تو كه از آن بگيرى.

از مسلّمات مذهب ما اينست كه امامت با نصّى از طرف خداوند متعال است، و زمانى كه ما سيره اى پيامبر محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را بررسى مى كنيم در مى يابيم كه آيات ولايت و طاعت پس از هجرت به مدينه نازل گرديده است، آيا اين يعنى امامت او را خداوند متعال بعد از هجرت قرار داده است، يا اينكه او از زمان بعثت امام بود؟ و آيا دليل بر اين چيست؟

امامت اميرالمؤمنين (عليهم السلام) از ازل در علم خداوند تبارك و تعالى بود، امّا رساندن آن پس از بعثت در مواقع پيش آمدن شرايط مناسب عملى گرديد. و شايد اوّلين باريكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را ابلاغ فرمود، در حديث الدار در مكّه معظمه به هنگام نزول قول خداوند تبارك و تعالى (وانذر عشيرتك الاقربين) سوره شعراء آيه 214 و خويشاوندان نزديك را انذار كن مطابق آنچه مضمون مصادر حديث مذكور است در آن زمان بود.

اگر خانه در مدت سه سال ساخته شود يعنى در هر سال به اندازه اى امكاناتش از لحاظ مادّى آن را ساخته آيا اين خانه خمس دارد يا نه و چگونه است؟

آرى واجب است خمس آن را بدهند ولى قيمت آن پيش از كامل شدن ساختمان تا سال نشستن حساب مى شود زيرا آنكه در سال آخر به آن ساختمان خرج كرده است آن از مؤنه حساب مى شود و خمس ندارد.