بازدید سید ریاض حکیم از مناطق سیل زده استان خوزستان

بازدید سید ریاض حکیم از مناطق سیل زده استان خوزستان
۱۳۹۸/۰۲/۱۷

در چارچوب بررسی مشکلات ووضیعت زندگی  سیل زدگان وتلاش برای رفع رنج آنها، ایت الله سید ریاض حکیم (دام عزه) وهیئت همراه به مناطق سیل‌زده در استان خوزستان، به ویژه روستاهای زیان دیده  ودور افتاده، که با از بین رفتن مسیرهای ماشین رو ناگزیر با استفاد هاز قایق به دیدار انها رفتند .

 در جریان این دیدار ، ایشان وهیئت همراه از طرف دفتر مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مد ظله) ، کمک های نقدی وغیر نقدی ارائه کردند. شایان ذکر است که این دیدار تاثیر بسزایی بر بر روحیه مؤمنان داشت. همچنین مقرر شد که کاروان های دیگری برای کمک رسانی به مردم محروم در مناطق سیل‌زده ارسال شوند .

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

عرف رايج كه ( ادعا كننده بايستى شاهد بياورد و انكار كننده سوگند بخورد ) اگر چنانچه متهم به جرم بگويد كه من نكرده ام بر طبق قانون بايستى سوگند ياد كند، ولى اگر متّهم سنّش كوچك باشد، و تبرئه كردن خودش مورد اطمينان نگردد، ادعا كننده بخواهد كس ديگرى كه مورد اطمينان است، به جاى انكار كننده سوگند ياد كند تا جايگزين سوگند متهم باشد، آيا اين از نظر شرع مقدس جايز است؟ و اگر آن شخص سوم از سخن متهم يقين پيدا كند و عوض آن قسم بخورد سپس بعد از مدّتى دروغ متهم آشكار گردد آيا بر شخص سوگند خورنده كفّاره واجب مى شود، و حكم شرعى در اين موضوع چيست بيان فرماييد؟

خواستن سوگند از انكار كننده از شئون حاكم شرعى است، و براى هيچ كس حق سوگند دادن نيست، در صورتى كه منظور پايان دادن به نزاع باشد، بلى براى مدّعى از انكار كننده خواستن سوگند به خاطر اينكه اطمينان نمايد عيب ندارد، و انكار كننده مى تواند خواسته آن را قبول كند ولى بر آن واجب نيست بلكه جايز است، پس بنابر آن جايز نيست براى ادعا كننده در حالت ياد شده سوگند خواستن مگر از لحاظ اينكه اطمينان بدست آورد، و واجب نيست قبول كردن خواسته او بلكه جايز است، همانطورى كه سوگند خورنده را سوگند جايز نيست مگر با يقين و گرنه گنهكار مى شود، ولى بر سوگند مذكور كفّاره نيست.

آيا پدر مى تواند فرزند خودش را از انجام دادن كار معيّنى منع كند در صورتى كه احتمال ضرر در آن كار به آن و يا به آنها باشد؟ و آيا بدون اينكه ترس از ضرر باشد فقط براى اينكه آزمايش كند كه فرزندش چه اندازه در اطاعت او است نهى كند، مى گويم كه آيا واجب است بر فرزند اطاعت پدرش را بنمايد يا نه؟

امّا منع كردن بطور اجبار جايز نيست مگر اينكه ضرر مهمّ باشد به طورى كه آن ضرر را وارد كردن به خود هم حرام باشد، و امّا منع كردن با نهى كردن از انجام كارى بدون اينكه اجبار بر ترك آن نمايد آن به پدر جايز است لكن به فرزند واجب نيست اطاعت از او كند مگر اينكه از عمل نكردن به گفته او عاقّ بودن لازم بيايد بدين لحاظ كه بدى كردن با پدر بوده و از مقتضاى پدرى بدر رفتن در نظر عرف باشد به طورى كه آن را مردم تعدّى بشمارند، اين در فرزند بالغ و بزرگ است امّا در كودك كوچك ولىّ آن پدرش باشد و يا غير پدرش باشد مى تواند بطور اجبار از آنچه به او ضرر مى رساند هميشه منع كنند.

مقصود از نفقه متعارف واجب بر شوهر و پدر چه چيز است؟ آيا منظور مناسب شأن شوهر است و يا مناسب شأن زن هست در حدود آن اندازه كه بر آن شوهر بدون حرج توانائى داشته باشد؟

نفقه واجب بر زن و فرزند در خصوص نشيمنگاه آنست كه نشيننده را بپوشاند و آن را از سرما و گرما و باران و همانند آنها نگهدارد، و امّا خوراك بدان سان است كه بدن به آن احتياج دارد و قوام بدن با آن مى باشد و پيوست به آن مى گردد نوشيدنى و لباس به مقدارى كه بدن به آن احتياج دارد و از آن لحاظ مورد اهانت قرار نگيرند، و براى خصوص زن نفقه هائى كه لذت بردن شوهر به آن بستگى دارد در صورتى كه از او آن را بخواهد، همانند نفقه زينت و شستن كه بر طرف كننده نفرت هست و مانند آن بلكه احتياط وجوبى آنست كه خرج غسل كردن را هم كه او سبب شده است بايد بدهد، امّا بيشتر از اين پس آن از وسعت دادنى است كه استحباب شرعى دارد، همانطورى كه از رفتار خوب حساب مى شود كه افراد خانواده اگر برتر از آنچه بر او واجب است از مال و خدمت از او متوقع باشند و او بر آورده نمايد.

بسيارى از برادران شيعه در بيشتر كارهايشان مخصوصاً به هنگام پا شدن به كارى نام على (عليه السلام) را ذكر مى كنند و مى گويند (يا على) و اين مسئله برادران اهل سنّت را وادار به اعتراض مى كند، و مى گويند شما نام امام را جلوتر از خدا و پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مى گوئيد و اين را عيب مى شمارند، آيا نام بردن بدين طريقه جايز است؟ و علّت آن چيست؟

آرى جايز است، زيرا كه كمك خواستن از غير خداوند در صورتى كه انسان اعتقاد داشته باشد كه همانا خداوند آفريدگار و تدبير كننده هست، و تمامى نيرو و قدرتها از او سرچشمه گرفته و به طرف او باز مى گردد، و آنكه از او كمك خواسته شده يارى نمى كند مگر به اذن پروردگار مانعى ندارد همانطورى كه انسان به هنگاميكه در مشكله اى مى افتد كه احتياج به كمك ديگران دارد آنوقت از برادرش و فاميلش و ديگران طلب كمك مى نمايد.