دیدار نماینده مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) با استادان و طلاب دانشگاه علوم دینی «ناظمیه» در شهر «لکنو» در هندوستان

دیدار نماینده مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) با استادان و طلاب دانشگاه علوم دینی «ناظمیه» در شهر «لکنو» در هندوستان
۱۳۹۷/۱۲/۰۶

نماینده مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) سلام و دعای ایشان را به استادان و طلاب دانشگاه علوم دینی «ناظمیه» در شهر «لکنو» در هندوستان ابلاغ و در سخنان خود به دو حدیث ثقلین و غدیر، که امت را از گمراهی حفظ کرده‌اند، اشاره کرد.
حجت الاسلام و المسلمین سید عزالدین حکیم، نماینده مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) در این دیدار با اساتید و طلاب علوم دینی در دانشگاه علوم دینی ناظمیه در شهر لکنو واقع در ایالت اوتار پرادش هند، ضمن سخنانی با اشاره به دو حدیث ثقلین و غدیر، از چگونگی حفظ و حراست امت اسلامی توسط حضرت رسول اعظم (صلی الله علیه و آله) از هر نوع گمراهی پس از خود، سخن به میان آورد.
در ادامه این دیدار، حجت الاسلام سید عزالدین حکیم (دام عزه) وضعیت تحصیلی دانشجویان دانشگاه ناظمیه را از حجت الاسلام سید حمید حسن (دام توفیقه)، نماینده مرجع عالی قدر آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) در شهرستان لکنو هند جویا شد.
در پایان هیأت اعزامی از سوی مرجعیت عالی قدر، پرچم حرم امیرالمومنین حضرت علی (علیه السلام) را تقدیم مدیریت و دانشجویان دانشگاه کرد. آنان نیز در پاسخ، از دریافت این هدیه مبارک تشکر و بر توجه خود نسبت به این پرچم، که آن را در ایام محرم به خواست خداوند متعال به اهتزاز درخواهند آورد، تأکید کردند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود خداوند لعنت كند دروغگو را اگرچه مزاح كننده باشد (لعن الله الكاذب ولوكان مازحاً) آيادروغ به صورت مزاح جايز است و آيا دروغ به كودكى كه تمييز نمى دهد جايز است؟

خبر دادن دروغ جايز نيست اگرچه از باب مزاح باشد و امّا دروغ بر كودك كه داراى تمييز نيست ظاهر اين است كه آن به قصد خبر دادن نمى باشد كه دروغ باشد در آن بلكه مقصود از آن صورت خبر است دروغ نمى شود بلى اگر مقصود از آن خبر دادن باشد آنوقت دروغ حرام مى شود.

كفاره هائى كه در حكم كفّاره قسم (سوگند) هستند كدامين مى باشند؟

كفّاره هاى ذكر شده عبارتند از كفّاره نذر و كفّاره لباس پاره كردن شوهر در مرگ زنش و پدر به پسرش، و كفّاره خراش نمودن زن رويش را كه از آن خون بيايد و كفّاره كندن مويش در مصيبت، اينها در حكم كفّاره يمين (سوگند) مى باشند.

معروف است كه خون بستن عشايرى در ديه نفس براى آن اصل شرعى هست، زيرا كه معلوم است كه كشته شده را شرعاً در بعضى موقع ها ديه هست ولى چه كسى مستحق ديه مى باشد، و به چه كسى ديه بايد پرداخت بشود، و آيا جايز است يك قسمت از ديه را به افراد قبيله داد و يا در مجلس فاتحه صرف كرد؟ و اگر چنانچه به برخى از افراد قبيله سهمى از ديه داده شد، آيا گرفتن آن جايز است مخصوصاً در جايى كه برخى از اولاد ميّت قاصر ( صغير و مجنون ) باشند؟

ديه از آن ورثه ميّت است به غير از برادر و خواهر مادرى كه آنها از ديه ارث نمى برند، و در اين صورت افراد قبيله نمى توانند از وى چيزى بگيرند مگر با رضايت ورثه اى كه ذكر شد، و اگر چنانچه در ميان آنها قاصر ( صغير و مجنون ) باشد رضايت آن كافى نمى باشد، بلكه لازم است كه سهم آن را كنار گذاشت، و جايز است از حصّه و سهم ديگران با رضايت آنها اخذ نمود. و اميد از مؤمنين اين است كه به احكام خداوند متعال پاى بند باشند، و از آنها روگردان نشوند و بسوى حكمهاى جاهليّت بى محتوا رو نياورند كه خداوند عزوجل فرموده است: ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا حكم جاهليت را از تو مى خواهند، و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند فاسقند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند ستمگرند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند كافرند. ( فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم ) پس آنان كه امر او را مخالفت مى كنند بايد بترسند كه فتنه اى دامنشان را بگيرد يا عذاب دردناك به آنها برسد و از لحاظ تهديد خداوند متعال كفايت مى كند كه مؤمنين را باز دارد اينكه فرموده است: ( ان الله لايغير ما لقوم حتّى يغير و اما بانفسهم و اذا اراد الله بقوم سوءًا فلا مردله و ما لهم من دونه من وال ) اما خداوند سرنوشت هيچ قومى ( و ملّتى ) را تغيير نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان هست تغيير دهند، و هنگامى كه اراده سوئى به قومى ( بخاطر اعمالشان ) كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد، و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت. و از خداوند متعال خواستاريم كه توفيق عمل بدانچه او دوست دارد و رضايتش در آنست مرحمت فرمايد و او ارحم الراحمين است.

آرشیو اخبار