تاکید ایت الله العظمی حکیم (مدظله) بر صبر، ثبات در مبانی حق و اهتمام ویژه به فرهنگ اهل بیت (عليهم السلام)، ارتباط با ایشان و نشر فرهنگ آنان در میان مردم

تاکید ایت الله العظمی حکیم (مدظله)  بر صبر، ثبات در مبانی حق و اهتمام ویژه به فرهنگ اهل بیت (عليهم السلام)، ارتباط با ایشان و نشر فرهنگ آنان در میان مردم
۱۳۹۸/۰۸/۲۵

مرجع عاليقدر حاج سيد محمد سعید حکیم (مدظله) با هیئتی از حوزه علمیه الغدیر تهران ديدار كرد.
ايشان طلاب را به تقوای الهی، صبر، اخلاص و عزم و اراده برای طلب علم دعوت کردند و از آنان خواستند به سلاح ایمان مسلح شوند تا در نبرد علمی از آن استفاده کنند.
معظم له همچنین  طلاب را به صبر، ثبات در مبانی حق و اهتمام ویژه به فرهنگ اهل بیت (عليهم السلام)، ارتباط با ایشان و نشر فرهنگ آنان در میان مردم توصیه کردند.
در پایان معظم له اعضای این هیئت را به تقوای الهی، اخلاص و توکل بر خدا دعوت نمودند.


كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اميدوارم كه قاعده اى آغاز مسافت را در شهرهاى بزرگ بطور واضح بيان فرمائيد؟ و اينكه از كجا مبداء حساب مى شود آيا كنار محله است، آنوقت جدا شدن محله ها را چگونه تشخيص دهيم؟ و يا به لحاظ خريدهاى روزانه است؟ و يا به جهت تمامى ارتباطات ميان محله ها است؟ مخصوصاً كه احتياجات اهل شهرهاى بزرگ براى بعضى ها پيچيده است مثلاً اى بسا دكتر متخصص در محلّه پيدا نمى شود و يا برخى از لوازمات چرخ ها و ماشين ها در محله مقدم مى باشد و يا به خاطر كمتر بودن رابطه هاى اجتماعى آن ميان اهل يك شهر بزرگ تردد به آن محله ها كمتر مى شود؟ آيا اين و همانند آن باعث مى شود كه آغاز مسافت براى شكست خواندن نماز آخر محلّه را قرار دهيم، اميد است كه قاعده اى اين را به تفصيل بيان فرمائيد؟

مقصود از اين در وضع زندگانى عمومى خودش به آنچه در محله اى خودش هست بسنده كند به طورى كه بيرون رفتن از محلّه يك حالت فوق العاده و استثنائى باشد و همانند سفر كردن باشد، و اين با اشخاص تفاوت مى كند و بعضى از اشخاص هستند كه لوازمات اجتماعى خودش را از تمامى اطراف شهر تهيّه مى كند آنوقت تمامى شهر بر او وطن شمرده مى شود و برخى لوازمات را فقط از محله اى خود فراهم مى نمايد و احتياج در ساير شئون زندگيش به محله هاى ديگر ندارد آنوقت محله اى آن وطنش مى باشد نه محله هاى ديگر و تشخيص با عرف است.

در اينجا ما با مشكلى مواجه هستيم كه چگونه غناء مناسب با مجالس اهل فسق را تعريف و تبيين كنيم زيرا ما مى بينيم كه خوانندگان در مرثيه ها و مولودها از آواز خوانهاى غناء كننده تقليد در لحن مى نمايند فقط مضمونش را تغيير مى دهند كه انسان را به شك مى اندازد در حكم آن كه چگونه غناء را تعريف كند و در صورت شك كردن در غناء بودن حكم چيست؟

از آنچه قبلا گفتيم روشن مى شود كه لحنهاى غناء كنندگان را در مجالس روضه خوانى تقليد كردن جايز مى باشد زيرا كه قصد لهو و عبث در آن نيست بلكه مقصود اشك ريختن بر حق پامال شده و جلوه كردن مصيبتى است كه شرعاً خوب و مطلوب است.

مالى را شخصى كه خمس نمى دهد به كسى كه آن را سر سال هست بدهد آيا آن را داخل در مؤنه و مخارج سالانه اش قرار مى دهد؟

خمس دادن بر آن فوراً لازم نيست بلكه از منفعت سال حساب مى شود و اگر پس از سر سال آن مانده باشد و صرف نشود خمس دادن بر آن واجب مى باشد.