مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) در دیدار سفیر سوئد: مرجعیت دینی بر همزیستی مسالمت آمیز و احترام به دیگران تاکید دارد

مرجع عالیقدر حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) در دیدار سفیر سوئد:  مرجعیت دینی بر همزیستی مسالمت آمیز و احترام به دیگران تاکید دارد
۱۳۹۸/۰۲/۰۸

معظم له در دیدار سفیر سوئد "یواکیم بر جستروم" سفیر سوئد در سازمان کنفرانس اسلامی و گفتگوی ادیان ، از جامعه بین الملل خواستند برای ریشه کن کردن تمام انواع و اقسام تروریسم و افراطی گری و نابودی کامل این غده سرطانی تلاش جدّی داشته باشند.

ایشان افزودند: تروریسم و افراطی گری مصیبت و فاجعه بسیاری را در تمامی جوامع به وجود آورد و چهره اسلام حقیقی را که قرآن کریم آن را آورده و حضرت نبی اکرم (ص) و اهل بیت (ع) ترسیم کردند، مخدوش کردند.

معظم له بر توجه و اهمیت جامعه بین الملل به ارزش ها و اخلاق نیکو تاکید کرده و گفتند: این امور در ساختن جامعه و خانواده شایسته مؤثر است.

ایشان همچنین به نقش مرجعیت اشاره کرد و گفت: مرجعیت از پیروان خود می خواهد به قوانین، راستگویی، امانت، اخلاص و عدم فتنه انگیزی پایبند باشند.

معظم له افزودند: مرجعیت دینی بر همزیستی مسالمت آمیز و احترام به دیگران با هر دین و تابعیتی که باشند، تاکید دارد.

سفیر سوئد نیز از مرجعیت دینی و توصیه های ایشان و تلاش های مرجعیت دینی در تحقق صلح و کاهش ناآرامی دینی در منطقه تشکر و قدردانی کرد.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

دختر باكره كه شوهر اختيار نكرده است آيا براى او جايز است به اندازه كمى از وسايل آرايش به صورت خود بزند مانند ماتيك و كريشان و سرمه و...تا اينكه جلب توجه نموده و با او ازدواج نمايند؟

اين عمل بخودى خود مانعى ندارد مگر اينكه محذور ديگرى را به بار آورد مانند اينكه هتك حرمت به او شود و يا شهوت انگيز نا محرمان و يا مانند آنها باشد.

آيا در نماز جماعت شرط است كه انسان عدالت پيشنماز را احراز كند و چگونه مى توان احراز كند؟

بلى لازم است كه عدالت پيشنماز به هنگام نماز خواندن پشت سر آن احراز گردد و احراز يا با بيّنه (دو شاهد عادل) است و يا آن اندازه با آن افت و خيز كند كه علم به عدالتش بياورد، و يا به نيكو بودن ظاهر حالش بواسطه اى اينكه خوبى از او ديده شود و بدى از او به كسانى كه رفاقت و معاشرت مى كنند نرسد پى ببرد.

معروف است كه خون بستن عشايرى در ديه نفس براى آن اصل شرعى هست، زيرا كه معلوم است كه كشته شده را شرعاً در بعضى موقع ها ديه هست ولى چه كسى مستحق ديه مى باشد، و به چه كسى ديه بايد پرداخت بشود، و آيا جايز است يك قسمت از ديه را به افراد قبيله داد و يا در مجلس فاتحه صرف كرد؟ و اگر چنانچه به برخى از افراد قبيله سهمى از ديه داده شد، آيا گرفتن آن جايز است مخصوصاً در جايى كه برخى از اولاد ميّت قاصر ( صغير و مجنون ) باشند؟

ديه از آن ورثه ميّت است به غير از برادر و خواهر مادرى كه آنها از ديه ارث نمى برند، و در اين صورت افراد قبيله نمى توانند از وى چيزى بگيرند مگر با رضايت ورثه اى كه ذكر شد، و اگر چنانچه در ميان آنها قاصر ( صغير و مجنون ) باشد رضايت آن كافى نمى باشد، بلكه لازم است كه سهم آن را كنار گذاشت، و جايز است از حصّه و سهم ديگران با رضايت آنها اخذ نمود. و اميد از مؤمنين اين است كه به احكام خداوند متعال پاى بند باشند، و از آنها روگردان نشوند و بسوى حكمهاى جاهليّت بى محتوا رو نياورند كه خداوند عزوجل فرموده است: ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا حكم جاهليت را از تو مى خواهند، و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند فاسقند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند ستمگرند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند كافرند. ( فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم ) پس آنان كه امر او را مخالفت مى كنند بايد بترسند كه فتنه اى دامنشان را بگيرد يا عذاب دردناك به آنها برسد و از لحاظ تهديد خداوند متعال كفايت مى كند كه مؤمنين را باز دارد اينكه فرموده است: ( ان الله لايغير ما لقوم حتّى يغير و اما بانفسهم و اذا اراد الله بقوم سوءًا فلا مردله و ما لهم من دونه من وال ) اما خداوند سرنوشت هيچ قومى ( و ملّتى ) را تغيير نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان هست تغيير دهند، و هنگامى كه اراده سوئى به قومى ( بخاطر اعمالشان ) كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد، و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت. و از خداوند متعال خواستاريم كه توفيق عمل بدانچه او دوست دارد و رضايتش در آنست مرحمت فرمايد و او ارحم الراحمين است.

قاعده اى حلال بودن خوردن گوشت حيوانات صحرايى چيست؟

بخودى خود تمامى صاحبان دندان نيش و تمامى جانوران درنده، و خرس و فيل و خرگوش و ميمون و سوسمار و موش و موش صحرايى حرامند، و احتياط وجوبى اين است كه از حشرات و موش دو پا و جوجه تيغى اجتناب شود، بلكه در خوردن اكتفا شود بر شتر و گاو و گوسفند هر دو اهلى باشند يا وحشى و آهو و غزال سرخ و گوره خر و اُلاغ اهلى و اسب و قاطر، و اين سه اخيرى مكروه است.

آرشیو اخبار