ديدار مرجع عاليقدر تشيع اقای حکيم (مدظله) با دکتر علاءالدين بروجردی وهيئت همراه

ديدار مرجع عاليقدر تشيع اقای حکيم (مدظله) با دکتر علاءالدين بروجردی وهيئت همراه
۱۳۹۸/۰۲/۰۵

مرجع عاليقدر تشيع حاج سيد محمدسعيد حکيم (مدظله) از دکتر علاءالدين بروجردی عضو کميسيون امنيت ملی و سياست خارجی مجلس شورای اسلامی وهيئت همراه استقبال کردند.
معظم له در اين ديدار از اوضاع سيل زدگان در تعدادی از استان های ايران مطلع شدند.
همچنين اقای بروجردی ولادت حضرت صاحب الزمان (عج) را به معظم له تبريک گفته و شرحی از مشارکت هيئت ايرانی در کنفرانس پارلمان کشور های همسايه عراق ارائه داد.
معظم له  بر ضرورت بهره گيری از کنفرانس های بين المللی برای گفتگوی سازنده ای که در جهت منافع ملت های منطقه باشد تاکيد کردند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

شخصى مدتى است كه در نزد يك نفر امانت گذاشته و سپس وفات نموده است و چندين نفر ورثه دارد، و ورثه ها در تقسيم تركه ميّت اختلاف دارند، فرزند بزرگ طبق وصيت نامه كه وصىّ مى باشد ادعا مى كند كه پدرش مالش را به او موقع زنده بودنش بخشوده به شرط اينكه به هر يك از ورثه ها مبلغى پول و يا مقدارى ملك بدهد، ولى ورثه هاى ديگر ادعاى آن را قبول نمى كنند و دليل مى آورند كه در وصيت نامه اين نيامده است، آيا تكليف كسى كه امانت پيش اوست چيست، آيا بر او واجب است كه امانت را بر پسر كه وصى هست بدهد در صورتى كه اطمينان دارد كه وصى به ورثه از آن چيزى نخواهد داد، و او يقين دارد كه صاحب امانت وصيت كرده كه مقدارى حقوق واجب شرعى و خيرات داده شود و او اطمينان دارد كه وصى به جهت عدم ديانتش آن حقوق را پرداخت نخواهد نمود آيا مى تواند آن را از حقوق شرعى حساب نموده و بدون اذن وصىّ به حاكم شرع بدهد يا نه؟

بر امانت ذكر شده حكم ميراث جارى مى شود خواه وصىّ ادّعاى خودش را ثابت بنمايد يا نه، زيرا كه بذل با مردن بذل كننده و پيش از تحويل گرفتن شخصى كه به آن بذل شده است باطل مى شود، همانطورى كه به حقوق شرعى و ثلث هم داخل نمى شود، زيرا كه وصيت كننده آنها را در اموال مخصوصى معيّن نموده است، پس معيّن مى شود كه آن امانت را ميان تمامى ورثه ها مطابق سهم خودشان تقسيم نموده و سهم هر كسى را به خودش داد و نمى توان همه سهام را به فرزند بزرگ داد زيرا كه او به آن امانت ولايت ندارد.

در صورتى كه پدر از ديدار برادرش منع كند چون پدر اختلاف با پسرش دارد آيا اطاعت آن در اين امر لازم است؟

اطاعت آن واجب نيست مگر اينكه در اين ديدار رنجانيدن پدر و يا اهانت به او باشد.

اگر كارمندى در محلى كه از وطنش به اندازه اى مسافت شرعى دور مى باشد به مدت يك سال و يا بيشتر در آنجا كار مى كند و در روزهاى پنجشنبه و جمعه و يا در هر روز به وطنش مسافرت مى كند، آيا حكم نماز و روزه اش چگونه مى باشد؟

اگر طول مسافت هشت فرسخ باشد و در هفته دو بار مسافرت به وطنش نمايد همانطورى كه در فرض اول آمده است آنوقت نمازش را در راه شكسته مى خواند و در محل كار و وطنش تمام مى خواند. اما اگر هر روز مسافرت به وطنش نمايد همانطورى كه فرض دوم اين چنين است نمازش را در راه و محل كار و وطنش تمام مى خواند، ولى اگر ده روز در وطن و يا محل اقامتش بماند گرچه از پيش قصد ماندن نداشته باشد بايد در مسافرت اول در راه قصر نمايد سپس حكمش در راه و وطن و محل كارش تمام است.