استقبال مرجع عالیقدر تشیع اقای حکیم (مدظله) از رئیس جمهوری اسلامی ایران دکتر شیخ حسن روحانی وهیئت همراه

استقبال مرجع عالیقدر تشیع اقای حکیم (مدظله) از رئیس جمهوری اسلامی ایران دکتر شیخ حسن روحانی وهیئت همراه
۱۳۹۷/۱۲/۲۳

مرجع عالیقدر ایت الله العظمی الحکیم (مدظله) امروز چهارشنبه با رئیس جمهوری اسلامی ایران دکتر شیخ حسن روحانی وهیئت همراه دیدار کردند، که در این دیدار رئیس جمهور خلاصه ای از مذاکرات خود را با دولت عراق بیان نموده اند

اقای حکیم (مدظله) با اشاره بر ضرورت توجه مسئولین به شرایط دشوار اقتصادی، وتأثیر آن بر زندگی مردم، تاکید کردند.

معظم له همچنین با اشاره به اینکه همدردی مسئولین با مردم، موجب صبر وشکیبایی مردم برای تحمل مشکلات وسختی های معیشتی، وهمچنین سبب اعتماد وتشکر وقدردانی مردم از زحمات  مسئولین می شود، تاکید نمودند.

ايشان همچنین بر اهمیت گفتگو سیاسی بین مقامات مسؤول منطقه در حل مشکلات و اختلاف نظر با عقل و صبر و شکیبایی وبرای از بین بردن تنش ها، تاکید نمودند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اميدوارم كه قاعده اى آغاز مسافت را در شهرهاى بزرگ بطور واضح بيان فرمائيد؟ و اينكه از كجا مبداء حساب مى شود آيا كنار محله است، آنوقت جدا شدن محله ها را چگونه تشخيص دهيم؟ و يا به لحاظ خريدهاى روزانه است؟ و يا به جهت تمامى ارتباطات ميان محله ها است؟ مخصوصاً كه احتياجات اهل شهرهاى بزرگ براى بعضى ها پيچيده است مثلاً اى بسا دكتر متخصص در محلّه پيدا نمى شود و يا برخى از لوازمات چرخ ها و ماشين ها در محله مقدم مى باشد و يا به خاطر كمتر بودن رابطه هاى اجتماعى آن ميان اهل يك شهر بزرگ تردد به آن محله ها كمتر مى شود؟ آيا اين و همانند آن باعث مى شود كه آغاز مسافت براى شكست خواندن نماز آخر محلّه را قرار دهيم، اميد است كه قاعده اى اين را به تفصيل بيان فرمائيد؟

مقصود از اين در وضع زندگانى عمومى خودش به آنچه در محله اى خودش هست بسنده كند به طورى كه بيرون رفتن از محلّه يك حالت فوق العاده و استثنائى باشد و همانند سفر كردن باشد، و اين با اشخاص تفاوت مى كند و بعضى از اشخاص هستند كه لوازمات اجتماعى خودش را از تمامى اطراف شهر تهيّه مى كند آنوقت تمامى شهر بر او وطن شمرده مى شود و برخى لوازمات را فقط از محله اى خود فراهم مى نمايد و احتياج در ساير شئون زندگيش به محله هاى ديگر ندارد آنوقت محله اى آن وطنش مى باشد نه محله هاى ديگر و تشخيص با عرف است.

معروف اينست كه پدر شير خورنده فرزندان صاحب شير را نمى تواند ازدواج نمايد،پس چنانچه مادر بزرگ به فرزند دخترش شير دهد حكم اين چنين است كه زن به شوهرش براى هميشه حرام مى شود، گاهى مى شود كه اين جريان اتفاق مى افتد آيا بر مكلّفها به طور واجب كفائى لازم است كه به آنها اين را خبر دهند؟

اگر آنها ندانند كه آيا رضاع محقق شده يا نه (جهل به موضوع باشد) خبر دادن لازم نيست، و اما اگر حكم را ندانند (جهل به حكم باشد) كه رضاع و شير خوردن مذكور زن را حرام مويّد مى نمايد، خبر دادن به آنكسى كه متصدى تبليغ احكام است از آنهائى كه با فقه آشنائى دارند از اهل علم و همانند آنها واجب است، و در واجب بودن به غير از آنها اشكال هست.

آرشیو اخبار