دیدار مرجع عالیقدر اقای حکیم (مدظله) با آقای‌ نبیه‌‌بری‌ رئیس‌ مجلس‌ نمایندگان‌ لبنان وهیئت همراه

دیدار مرجع عالیقدر اقای حکیم (مدظله) با آقای‌ نبیه‌‌بری‌ رئیس‌ مجلس‌ نمایندگان‌ لبنان وهیئت همراه
۱۳۹۸/۰۱/۱۴

مرجع عالیقدر جهان تشیع حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) از آقای‌ نبیه‌‌بری‌ رئیس‌ مجلس‌ نمایندگان‌ لبنان وهیئت همراه استقبال کرد

در این دیدار اقای نبیه بری از مهمان نوازی تقدیر وتشكر كرد، ایشان همچنین به مرجعیت ومردم عراق پیروزی بر تروریسم تکفیری را تبریک گفتند، و از نقش مرحعیت دینی در دستیابی به این پیروزی عظیم را ستود.

به نوبه خود اقای حکیم (مدظله) بر اهمیت گسترش فرهنگ گفتگو ، اعتدال و همزیستی میان قشرهای مختلف جامعه که برگرفته شده از فرهنگ اسلامی که نقش بسزایی در حل مشکلات منطقه وکاهش درگیری ها می شود ، تأکید کردند

معظم له همچنین بر اهمیت اتحاد وانسجام ووحدت کلمه  بین دو کشور, برای خدمت به منافع مردم عراق و لبنان, تاکید کردند

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

دختر باكرى كه از خانواده اش كه فاسد هست روگردان است، به طورى كه پدر بى تفاوت است كه آنچه دخترش مى كند، آيا در اين حال جايز است بدون اجازه پدر بر او عقد خوانده شود يا نه؟

جايز نيست مگر اينكه پدر از مقتضاى ولايتش سوء استفاده كند و رعايت مصلحت دخترش را ننمايد، بلكه به مصلحت مادّى و يا توهّمى خودش فكر كند، بدون اينكه به امر دخترش اهميت دهد، و اين موضوعى است كه قاعده و ضابطه ندارد.

شخصى پنجاه هزار ريال وام گرفته و پنجاه هزار ريال ارث به او رسيده است از تركه مرحوم پدرش سپس آن را به برادرش هبه كرده بشرط اينكه خانه اى براى او براى نشستن بدهد و برادرش آن را گرفته و پس از دو ماه يك خانه اى كه قيمتش (100000) ريال است بخشوده و به تصرفش داده است ولى او مدت يكسال در آن خانه سكونت نكرده است آيا به اين خانه خمس واجب مى شود يا نه؟

خمس به آن خانه واجب نيست زيرا كه پنجاه هزار ريالى كه از ارث رسيده از منفعت نمى باشد (و ما در مسئله 45 آنرا ذكر كرده ايم كه از مؤنه اى تحصيل منفعت نمى باشد) و به جهت اينكه پنجاه هزار ريال ديگر هم كه وام گرفته است آنهم منفعت نيست، بلى اگر از آن وام اگر مقدارى را پرداخت نموده باشد به اندازه اى پرداخت شده خمس واجب مى شود.

آيا مفهوم غناء در نظر حضرتعالى به عرف باز مى گردد و تشخيص آن با عرف است؟

غناء آن آواز خوانى است كه مشتمل به بر گرداندن صدا و كشيدن آن است به سبك مخصوصى كه در نزد اهل فسق و خوش گذرانها مى باشد. و منظور از آن اين نيست كه در حال حاضر طرب آور باشد تا اينكه آواز خوانى كه در نزد اهل فسق و عياشها است حلال باشد، بلكه هر آنچه ساختار آن بر خوشگذرانى لهوى است بوسيله اى بدر رفتن از موقعيت جدّى و واقعيت حاضر به سوى نوعى از بيهوده كه ساختار آن هم توجه دادن به خواسته هاى نفسانى و بيدار كردن غرائز آن و برانگيختن مشاعر آن با آواز خوانى غنائى است مى باشد در حالى كه رغبت آن را براى بيشتر بودن شادمانى و يا غمگينى و يا فخر نمودن و يا عشق ورزيدن... برطبق غرضهاى گوناگون اشباع و سير مى نمايد.