دیدار مرجع عالیقدر اقای حکیم (مدظله) با آقای‌ نبیه‌‌بری‌ رئیس‌ مجلس‌ نمایندگان‌ لبنان وهیئت همراه

دیدار مرجع عالیقدر اقای حکیم (مدظله) با آقای‌ نبیه‌‌بری‌ رئیس‌ مجلس‌ نمایندگان‌ لبنان وهیئت همراه
۱۳۹۸/۰۱/۱۴

مرجع عالیقدر جهان تشیع حاج سید محمدسعید حکیم (مدظله) از آقای‌ نبیه‌‌بری‌ رئیس‌ مجلس‌ نمایندگان‌ لبنان وهیئت همراه استقبال کرد

در این دیدار اقای نبیه بری از مهمان نوازی تقدیر وتشكر كرد، ایشان همچنین به مرجعیت ومردم عراق پیروزی بر تروریسم تکفیری را تبریک گفتند، و از نقش مرحعیت دینی در دستیابی به این پیروزی عظیم را ستود.

به نوبه خود اقای حکیم (مدظله) بر اهمیت گسترش فرهنگ گفتگو ، اعتدال و همزیستی میان قشرهای مختلف جامعه که برگرفته شده از فرهنگ اسلامی که نقش بسزایی در حل مشکلات منطقه وکاهش درگیری ها می شود ، تأکید کردند

معظم له همچنین بر اهمیت اتحاد وانسجام ووحدت کلمه  بین دو کشور, برای خدمت به منافع مردم عراق و لبنان, تاکید کردند

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اگر انسان در برخى از جزئهاى دوتا سجده اى سهو دو باره سهو كند آيا بر او واجب است بر آن دو سجده اى سهو بجا بياورد؟

واجب نمى شود بر آن سجده اى سهو براى سهو كردن در سجده اى سهو بلى اگر سهو در نقص سجده باشد احتياط وجوبى اينست كه تدارك سجده اول نمايد اما اگر به زياده باشد باطل نمى كند سجده هاى اوّلى را.

اگر صاحب مال به كاسبى مالى بدهد و بگويد كه در دو سهم آن تصرف كن و يك سوم آن امانت باشد در ذمّه، پس اگر دومى بعد از زمانى در آن يك سوم هم تصرف كند و آن را نزد شخصى وديعه بگذارد و آن شخص انكار نمايد آيا صاحب مال هم در خسارت شريك است؟

از سؤال چنان در مى آيد كه ثلث مال امانت است در دست آنى كه در اول تحويل گرفته است و اگر وديعه گذاشتن نزد شخص سوم خيانت در امانت باشد و يا مخالف شرط مالك باشد واجب است كه از عهده آن بر آيد ولى اگر تفريط نباشد و در آن با مالك مخالفت نكند، ضامن نمى باشد.

شيعه اى اهل بيت (خداوند عزتشان را زياد كند) را مى بينم به هنگام نوشتن نامه و يا تابلو كه در آن نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و نام امام على (عليه السلام) است آن را با لفظ جلاله (نام خدا) تكميل مى نمايند، و اين كار آنها سه گانگى شيعى را تشكيل مى دهد كه مورد اعتراض ديگران مى شود، ما از محضر عالى تقاضا منديم كه به ما توضيح دهيد كه آيا اين كار توهين به خداوند عزوجل نمى شود، زيرا كه او با مخلوق ولواينكه درجه اش بالاتر باشد مقارن و همتا نمى شود، و يا اينكه جريان به نحو ديگر است؟

در نوشته اى ذكر شده اهانت به ذات مقدس الهى نيست زيرا كه نوشته اى نامبرده عبارت از وابسته بودن به خدا است، و آن را تكميل مى كند با ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن، و همانطورى كه كفايت نمودن بنام خداوند متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دوگانگى (ثنويت) مجوس را تشكيل نمى دهد، پس لاحق كردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آنها سه گانگى (ثالوث مقدس) همانند (ثالوث) نصارى را تشكيل نمى دهد. و توهين به حضرت بارى عزوجّل با الحاق دو بنده اى مقّربش به هنگام ذكر او در نزد او به جهت گرامى داشت آنكه او گرامى داشته است نمى شود. و لذا در قران مجيد امر به اطاعت خداوند متعال و پيامبرش در يك سياق تكرار شده و از اطاعت كنندگان به اين هر دو تعريف شده است، همانطورى كه خداوند سبحان به اطاعت خودش و پيامبرش و اولى الأمر در يك رديف امر نموده است و فرموده است: ( اطيعوالله و اطيعوالرسول واولى الامر منكم ).( ) اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر (اوصياى پيامبر) را و فرمود: ( و مانقموا الاّ ان اعناهم الله و رسوله من فضله ).( ) آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل و كرم خود بى نياز ساختند و فرمود: فسيرى الله عملكم و رسوله( ) و خدا و رسولش اعمال شما را مى بينند. و خداوند متعال نيكى به پدر و مادر را در چندين جاى قران مجيد به توحيد لاحق كرده است تمامى اينها به خاطر اهميّت شأن آنكه آن را لاحق كرده است، بدون اينكه از آن توهينى بر او كه عزيز است نام او وارد آيد، و ما از لاحق كردن نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نام خداوند متعال و پيامبر او (صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كردن بر اين است كه ما نام خدا را كه ذكر كرديم براى فهمانيدن اينكه ما يگانه پرست و موحدّيم و ياد آور شديم پيامبر او را كه اشعار كنيم كه ما مسلمانيم و از اميرالمؤمنين هم اسم برديم كه اعلان نمائيم كه ما مؤمنيم و منافق نيستيم، بدان لحاظى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده بر اين كه اگر على (عليه السلام)نمى بود منافقين شناخته نمى شدند، و اينكه على (عليه السلام) را دوست نمى دارد مگر مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق، و طبيعى است كه اين كار منافقين را به غيظ آورده و از آن كار دلتنگ باشند آنوقت ما را متهم به كارهاى بزرگى بنمايند و به ما تهمت زنند چيزهائى را كه ما از آنها برئ هستيم.

آرشیو اخبار