بيانيه دفتر ايت الله العظمى حكيم (مدظله) به مناسبت ارتحال خطیب توانا وروحانی تلاشگر دکتر سید کلب صادق نقوی ـ قدس سره ـ

بيانيه دفتر ايت الله العظمى حكيم (مدظله) به مناسبت ارتحال خطیب توانا وروحانی تلاشگر دکتر سید کلب صادق نقوی ـ قدس سره ـ
۱۳۹۹/۰۹/۱۰

بيانيه دفتر ايت الله العظمى حكيم (مدظله) به مناسبت ارتحال خطیب توانا وروحانی تلاشگر دکتر سید کلب صادق نقوی ـ قدس سره ـ

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

يك نفر مؤمنى مى خواهد از دولت ماشينى بخرد آيا بر او واجب است كه اجازه از حاكم شرع در اول بگيرد به لحاظ اينكه مجهول المالك مى باشد و آيا موقع گرفتن طعام و خواربار از بازار دولتى و هم چنين به هنگام گرفتن زمينهاى دولتى و درمان نمودن در بيمارستانهاى دولتى و خريدن دارو از آنجا و خريدن كتاب از كتاب فروشى ها و نمايشگاههاى دولتى و خريدن لباس از بازارهاى دولتى در همه اينها آيا بر او واجب است كه از حاكم شرع اجازه بگيرد؟

واجب است بر او كه براى تنظيم عمل گرفتن خودش از هر چيزى كه قبلاً به دست مسلمانان رسيده و سپس بدست دولت رسيده است به حاكم شرع رجوع نمايد، بر خلاف موادّى كه دولت خودش آن را خريده و دست مسلمانان به آن نرسيده همانند موادّى كه از ممالك غير اسلامى دولت خريدارى مى كند، و هم چنين چيزهايى كه دولت خودش آنها را پس از اخذ مواد اوليّش از ممالك كفر مى سازد و از آن قسمت است پولهايى كه تازه چاپ شده كه بدست كسى نرسيده است، در همه اين قسمت ها گرفتن آنها از دولت جايز است و احتياج به رجوع كردن به حاكم شرع نيست.

وقتى كه جمعى از مخالفين با نماز جماعت ما نماز مى خوانند و آنها واسطه اى اتصال اقتداء كنندگان به امام مى باشند آيا بودن آنان از جهت فاصله شدن ميان مأموم و امام اشكال مى كنيد؟ و اگر محل اتصال ميان مأموم و امام شخصى باشد كه ما باطل بودن نماز آن را مى دانيم آيا اتصال بوسيله اى آن قطع مى شود؟

اگر نماز خواندن با آنان از موارد تقيه باشد هر چند كه براى بدست آوردن قلبهاى آنان و براى نيكو رفتار نمودن كه به آن امر شده ايم بوده باشد فاصله بودن آنان اشكال نمى رساند، و ظاهر سؤال فرض مذكور را مى رساند، و فاصله بودن يك نفر ميان نمازگزار و ميان آنكه نمازش صحيح است از اندازه اى مجاز تجاوز نكند عيب نمى رساند همانطورى كه در مسأله اى اول از فصل سوم شرايط انعقاد جماعت گفته ايم (كه بايد فاصله از يك متر و ربع زيادتر نباشد)

و زمانى كه حمل به چهار ماهگى رسيد در نتيجه طلاق آماده شد كه حمل خود را ساقط نمايد، و آنكه به سقط جنين مباشرت نمود خانم دكتر بود: 1 ـ آيا ديه بر عهده مادر است و يا بر عهده خانم دكتر مى باشد؟ 2 ـ ديه به چه كسى مى رسد؟ 3 ـ كفارّه اين عمل چيست و كفاره به عهده چه كسى است؟ 4 ـ و اگر جنين به بيشتر از چهار ماه برسد ديه اش چقدر است؟

1 ـ ديه بر عهده خانم دكتر است و مادر در گناه با او شريك است. 2 ـ دو سوم ديه به پدر و يك سوم آن به مادر مى رسد. 3 ـ كفاره به خانم دكتر است اگر او مباشرت به اسقاط جنين نمايد، و آن هم كفاره قتل عمدى است كه آن هم كفاره جمع ميان آزاد كردن بنده و روزه دو ماه پى در پى و طعام دادن به شصت مسكين مى باشد، و اگر يكى از آنها ممكن نباشد عوض آن استغفار مى كند، و بهتر است كه عوض آن بدانچه قدرت دارد تصدق بدهد. 4 ـ اگر روح داخل شود ديه اى آن ديه يك نفر انسان كامل است، كه اگر پسر باشد ديه اش هزار دينار طلا است كه تقريباً مساوى چهار كيلو و ربع كيلو طلا است، و يا ده هزار درهم نقره است كه مساوى سى كيلو است و يا صد شتر و يا دويست تا گاو ( به آن تفصيل سن هايشان ) و يا هزار رأس گوسفند است، و اگر دختر باشد نصف از اينها را مى دهد، و دخول روح در نزديكى ماه پنجم مى باشد.