ميزان آنكه در سابق گفته شد كه آيا ناحيه از مركز استقلال دارد يا نه؟ و اما حدّ ترخص آنست كه مسافر از اهل شهر مخفى شود و ديده نشود و با نشنيدن اذان هم شناخته مى شود.
ظاهر از آيه اينست كه زنان پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) مأمور شدند كه از قاطى شدن ( أختلاط ) با بيگانه ها خوددارى نمايند، همانطورى كه مردان هم مأمور شدند كه با آنها قاطى نباشند، و اگر چنانچه خواستند به منزل آنها بروند، و يا اينكه از آنها چيزى بخواهند لازم است كه ميان آنان و زنان پرده باشد كه خود را بوسيله آن پوشش نمايند.
اگر قرينه ( دليلى ) نباشد كه آن خانه را به عالم دينى كه در آن اسكان داده ملك او كرده است، همان خانه قديمى با آن زمينش از آن مالك اوّلى است كه او گرفته است، و براى كسى جايز نيست كه آن را مالك بشود، بلى جايز است براى هر كسى آن را بنام خود بطور رسمى بنمايد تا اينكه آن را پس از جستجو كردن و يافتن صاحبش و يا ورثه هايش بدهد، زيرا كه اين احسانى است كه به آن اجر داده خواهد شد ولى براى آن شخص لازم است كه از خود اطمينان داشته باشد كه آن را مى تواند به صاحبش نگهدارى نمايد و مال آن را ضايع ننمايد، و به آن شهادت بدهد كه مال فلانى است و وصيت در خصوص آن بنمايد كه مال فلانى است و يا همانند اينها را بتواند بنمايد.