بیانات دفتر ایت الله العظمی حکیم (مدظله) بمناسبت شهادت جنـاب حجت الاسلام و المسلمین شیـخ محمد جعفر توکلی (ره)

بیانات دفتر ایت الله العظمی حکیم (مدظله) بمناسبت شهادت جنـاب حجت الاسلام و المسلمین شیـخ محمد جعفر توکلی (ره)
۱۳۹۷/۰۴/۰۲

  

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در سوره نساء آيه ( 31 ) فرمايش خداوند متعال اين چنين آمده است: ( ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريما ): اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى شويد پرهيز كنيد گناهان كوچك شما را مى پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم. و در سوره نجم آمده است در آيه ( 32 ) قول حق تعالى ( الذين يجتنبون كبائر الأثم و الفواحش الاّ اللّمم انّ ربك واسع المغفرة... ) همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى كنند جز گناهان صغيره ( كه گاه آلوده آن مى شوند ) آمرزش پروردگار تو گسترده است. آيا بى حجابى همانطورى كه امروزه ما مى بينيم از طرف بيشتر زنان آيا از گناهان كبيره است و يا ( اينكه از ( لمم ) است و همچنين غناء آيا از كباير است و يا اينكه از ( لمم ) است؟ اميدواريم براى ما مثلى بر لَمَمْ بزنيد؟

لَمَمْ را تفسيرهاى گوناگون كرده اند روشن تر آنها عبارت است از اينكه انسان گاه گاهى به چيزى رو مى آورد بدون اينكه كار هميشگى و مداومش باشد، و بنابر آن منظور از آيه كريمه اينست كه مرتكب گناه كبيره بشود بدون اينكه كار هميشگى آن باشد، بلكه در برخى از حالات كه عارض آن مى شود انجام مى دهد و باز مى گردد و دست از آن كار برمى دارد پس منظور اين مى شود كه خداوند سبحان با رحمت فراگيرش مى بخشد آن كسى را كه به گناه كبيره بدان سان مرتكب مى شود، و مراد از لمم گناهان صغيره نمى باشد، همانطورى كه در بعضى از تفسيرها لمم اين چنين آمده است، و بر هر حال گناهان صغيره همان گناهانى است كه وعده آتش در قرآن و اخبار وارد نشده است، بلكه تنها از آن عمل نهى شده است همانند تراشيدن ريش، آرى اصرار كردن بر صغاير بدين معنا كه آن را بجا بياورد در حالى كه آن را سبك مى شمارد و بدون پروا و ترس انجام مى دهد اين هم از گناهان كبيره مى باشد، همانطورى كه غناء هم از گناهان كبيره است، و اما بى حجابى از برخى نصّها ظاهر مى شود كه آن هم از گناهان كبيره است، چونكه به آن هم وعده آتش داده شده است، بلكه در بودن آن از گناهان كبيره در صورت اصرار و سبك شمردن آن سزاوار نيست كه اشكال شود.

مرد سنّى يك زن شيعه را با اجازه پدرش ازدواج كرده، و مرد هم مرد دينى است و اهل بيت (عليهم السلام) را دوست مى دارد، پس از مدتّى ميان زن و شوهر اختلاف و مشكلاتى بوجود آمده و از نيكان براى اصلاح آنها اقدام نمودند، ولى پدر دختر اين اختلافها را كه شنيد، عوض اينكه ميان آنها آشتى دهد به اختلاف دامن زد و طلاق دخترش را خواستار شد، و هيچگونه اصلاح را قبول نكرد، و طلاق هم از ترس پدرش اجبارى شد و زن آن را به مرد از لحاظ دامنه دار نشدن مشكلات تحميل نمود آيا اين طلاق درست مى باشد، و در صورتى كه طلاق خلعى باشد (نمى شود رجوع كرد) آيا خلعى بودنش صحيح است، و اگر صحيح باشد چاره براى رجوع كردن زن و شوهر چيست؟

اگر شوهر را به طلاق دادن مجبور كنند طلاق صحيح نمى شود، و امّا اگر شوهر خودش بخواهد طلاق دهد و به آن راضى باشد اگر چه براى رهائى از پى آمدها و مشكلات باشد آنوقت طلاق صحيح مى شود، ولى خلعى نمى شود اگر زن آماده براى قيام به حقوق همسرى بوده باشد، و در آن صورت شوهر حق دارد كه به زنش رجوع كند اگر در عدّه باشد، و امّا پس از تمام شدن عدّه احتياط وجوبى اين است كه دوباره عقد بخوانند.

آرشیو اخبار