كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

قاعده اى حلال بودن خوردن گوشت حيوانات صحرايى چيست؟

بخودى خود تمامى صاحبان دندان نيش و تمامى جانوران درنده، و خرس و فيل و خرگوش و ميمون و سوسمار و موش و موش صحرايى حرامند، و احتياط وجوبى اين است كه از حشرات و موش دو پا و جوجه تيغى اجتناب شود، بلكه در خوردن اكتفا شود بر شتر و گاو و گوسفند هر دو اهلى باشند يا وحشى و آهو و غزال سرخ و گوره خر و اُلاغ اهلى و اسب و قاطر، و اين سه اخيرى مكروه است.

سر بريدن با كارد استيل كه متعارف است، و آنكه نسبت غير آهن در آن همانطورى كه اهل خبره مى گويند حدود ( 12 تا 14% ) مى شود، و شايد بيشترين آن به ( 25% ) مى رسد و به ( 30% ) نمى رسد مگر خيلى كم، و در كاردى كه ما نمى دانيم آيا قاطى غير آهن دارد يا نه جايز است؟

ظاهر اينست كه آهن متعارف بدون قاطى با غير آهن نمى شود، ولى نسبت مخلوط متفاوت است، پس اگر مخلوط بيشتر از آن اندازه كه در آهن معمولى قاطى مى كنند نباشد مانعى نيست كه با آن ذبح نمايند، و در هر صورت ظاهر اينست كه نسبت قاطى شده اگر در حدود ( 12 ـ 14% ) دوازده تا چهارده درصد باشد مانعى ندارد كه با آن سر ببرند.

اگر كسى غذايى و يا نوشيدنى در يكى از فروشگاههاى غذا و نوشيدنى بخورد و با بنوشد و اين غذا و يا نوشيدنى به لحاظ سمّى بودنش و يا به لحاظ آلوده بودن ظرفها آن را مسموم كند و بميرد، آيا اين از صنف قتل عمد است و يا قتل خطا است؟ و آيا شخص وفات كننده ديه را مستحق مى باشد؟

اگر در رعايت اصول بهداشتى تفريط كند آن وقت در حكم قتل خطا است، و اگر تفريط نكند ديه ندارد و معيار در تفريط اين است كه تفريط كننده احتمال بيشترى بدهد ( توقع داشته باشد ) كه به جهت اين كارش ضررى عايد مى شود، نه اينكه در كارش كوتاه بيايد به لحاظ اينكه در وظيفه اش كه رعايت بهداشت و نظافت و پاكى است سهل انگارى نمايد. همانطورى كه اگر صاحب غذاخورى تفريط نمايد ( مقصر باشد ) و كارمندى كه طعام مى دهد هم تفريط نمايد ديه بر كارمندى كه مباشر است تعلق مى گيرد چون آن طعام را داده است بلى اگر آورنده غذا تفريط كننده بواسطه ندانستنش نباشد و صاحب غذاخورى تفريط كننده باشد ديه به صاحب غذاخورى تعلق مى گيرد.

نظر شرع مقدس را درباره اى شخصى كه بر دو هم بزنى اقدام مى كند و ميان دو برادر و زن و شوهر و پدر و پسر و... جدائى مى اندازد، آيا غيبت آن و بيان حال آن به پيروانش و ديگران جايز است؟ تا از ضررى كه در اثر فرمانبردارى از اوامر آن و تأثّر از انكار آن دامنگير آنان نشود در صورتى كه ما مى دانيم كه او شخص مذهبى نيست ولى با نام دين سخن مى گويد و با زيركى و خوش رفتاريش در ديگران اثر مى گذارد؟

حالتى كه در سئوال گفته شده از سخن چينى است در صورتى كه شخص سخن كسى را به ديگرى كه سبب به هم خوردن ميان آنها مى شود نقل مى كند آن از گناهان كبيره است كه خداوند به آن وعده اى آتش داده است، و ترسانيدن مردم از آن با اظهار چگونگى وضع آن بدون كوچك شمردن و يا عيب جوئى كردن جايز است و گفتن حال آن به قصد نقل واقع قضيّه مى باشد اين در صورتى است كه مخفى باشد و اما اگر آشكارا به اين عمل اقدام نمايد آنوقت متجاهر به فسق (آشكارا معصيت كننده) است غيبتش و كوچك شمردنش و ترسانيدن مردم از او و بد جلوه دادن كارش جايز مى باشد.