كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرموده است كه عالمهاى امّت من همانند پيامبران بنى اسرائيل است، مقصود از علماء در اين حديث كيانند؟

اين حديث مرسل است، شايد براى آن هم تتمّه هست كه بدست مانرسيده است كه منظور از آن را بيان كند، و آنكه از آن حديث يقينى است دانشمندان اهل بيت (عليهم السلام) است و آنها امامان (عليهم السلام) مى باشند كه به امّت امر شده است به آنان مراجعه نمايند، و دين را از آنان ياد بگيرند، زيرا كه آنها حاملان حقيقى دين همانند انبياء مى باشند، و شامل شدن آن به مجتهدين و فقهائيكه حاملان دين از راه اجتهادى كه در معرض خطا است مشكوك است.

قاعده اى (قبح عقاب بلابيان) كيفر نمودن بدون بيان كردن قبيح است، آيا با آن قاعده اى (وجوب دفع الضرر المتحمل) ضرر احتمالى را بايد دفع نمود معارضه مى نمايد؟

قاعده اى قبح عقاب بلا بيان وارد است بر قاعده اى وجوب دفع الضرر المتحمل و موضوع آن را از ميان برمى دارد زيرا كه موضوع قاعده دفع ضرر متحمل به هنگام شك در تكليف همانا عقاب است، پس با جريان قاعده اى قبح عقاب بدون بيان از عقاب انسان خاطر جمع مى شود، و ديگر موضوعى به قاعده اى دفع ضرر اهتمالى نمى ماند، همانطورى كه در جزء چهارم كتاب ياد شده است ذكر نموده ايم.

آيا براى زن مؤمنه جايز است كه با يكى از مخالفين (اهل تسنن) ازدواج نمايد با عقدى كه موافق مذهبهاى آنها باشد، با ملاحظه اينكه ميراث هم طبق مذهب آنان تقسيم مى شود؟

كراهت دارد كه زن مؤمنه با مخالف ازدواج نمايد، و مهم در صحت ازدواج صحيح واقع شدن عقد است كه ايجاب از يكى آنها و يا از وكيل آنها و قبول از ديگرى بطور صحيح واقع شود، خواه خواننده عقد مؤمن باشد و يا مخالف باشد.

آيا وصيّت مريض در حال مرض وفاتش صحيح است؟ سپس منظور از مرض وفات چيست؟ مرضهايى هست كه زمان آن طول مى كشد مانند سرطان، آيا اين هم از اول ظهورش مرض موت حساب مى شود؟

وصيت نمودن به ثلث در تمامى حالات بدون اختلاف در ميان علماء صحيح است. و فقط جاى سخن در نافذ بودن معاملات قطعى آن است كه در آن به ورثه اجحاف مى شود كه در مرض موت آن را انجام مى دهد، ولى مختار ما اينست كه آنهم نافذ است، و در اين صورت محدود كردن به مرض موت اثر ندارد.