كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

شخصى خانه گرفته و در اختيار يكى از علماء دينى گذاشته كه در آنجا بنشيند بدون اينكه درباره واگذار نمودن ملك آن و يا واگذار ننمودنش چيزى بگويد، سپس آن شخص وفات كرد و چون آن مرد اهل عراق نبود لذا ما از بودن ورثه او و نبودش بى خبريم، و پسر عالم دينى آنجا را خراب كرده و از نو ساخته است، سؤال از اين است: كه آيا نوه عالم دينى را جايز است كه زمين آنجا را تملك نمايد؟ و بازگشت آن زمين و بنايى كه آن مالك است اگر بنام يكى در ثبت اسناد نباشد بر اينست كه دولت آن را ضبط خواهد كرد آيا بنام خودش ثبت نمودن جايز است؟

اگر قرينه ( دليلى ) نباشد كه آن خانه را به عالم دينى كه در آن اسكان داده ملك او كرده است، همان خانه قديمى با آن زمينش از آن مالك اوّلى است كه او گرفته است، و براى كسى جايز نيست كه آن را مالك بشود، بلى جايز است براى هر كسى آن را بنام خود بطور رسمى بنمايد تا اينكه آن را پس از جستجو كردن و يافتن صاحبش و يا ورثه هايش بدهد، زيرا كه اين احسانى است كه به آن اجر داده خواهد شد ولى براى آن شخص لازم است كه از خود اطمينان داشته باشد كه آن را مى تواند به صاحبش نگهدارى نمايد و مال آن را ضايع ننمايد، و به آن شهادت بدهد كه مال فلانى است و وصيت در خصوص آن بنمايد كه مال فلانى است و يا همانند اينها را بتواند بنمايد.

زنى كه نماز و روزه اش را سالها ترك نموده سپس مى خواهد قضا نمايد حكم روزه اش از جهت كفاره و فديه چيست؟

واجب است بر او قضاء و كفاره از هر روز كه شصت مسكين را طعام بدهد و اگر به جهت بيشتر بودن كفاره بر آن نتواند بدهد آن اندازه كه مقدور است بدهد سپس از طرف باقيمانده اى كفاره استغفار كند، و افضل از آن اينكه عوض آن تصدق به اندازه اى توانائيش بنمايد همانطورى كه بر او فديه براى تأخير قضاء كه عبارت از يك كيلو گرم از طعام مانند آرد و خرما است از بابت هر روز واجب مى باشد.

آيا بر وكيل تصرف كردن در زكات فطره كه بر مستحقش بدهد بدون اجازه گرفتن شرعى جايز است؟

با دادن به مستحق ديگر حاجت به اذن گرفتن از حاكم شرعى نيست.