كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

همانا بيشتر جوانان مؤمن ما ريشهايشان را به جهت ديندارى و گردن نهادن به دليلهاى شرعى نمى تراشند اما بيشتر بزرگان و پيران مؤمن ما ريشهايشان را بدون ضرورت و عذر شرعى مى تراشند رأى شريفتان در ين باره چيست؟ تا آن رأى مباركتان كه وزين مى باشد تأثير در نفوس نمايد خداوند جزاى خير به حضرتعالى بدهد؟

ريش تراشيدن بر جوانان و پيران حرام است و اى بسا بر بزرگان و پير مردان مسئوليت سنگين تر مى شود چون آنان از احتمالهاى ترس و همانند آن از عذرها بر كنار مى باشند به علاوه كه بزرگان مسئوليت راهنمايى فرزندانشان را به راه نيك و صلاح به عهده دارند و شايد بعضى ها را عذرى باشد كه نمى دانيم.

مردى از منى خودش اسپرى خارج كرده و خواسته كه آن را نگه دارد و وصيت كرده كه اگر او وفات نمود به زنش تلقيح نمايند چون او صاحب فرزندى نشده است ـ پس او وفات نمود و پس از دو ماه به زنش تلقيح كردند و از آن بچه دار شد الف حكم اين وصيت چيست؟ ب ـ آيا براى زن قبول كردن جايز است و يا اينكه لازم است قبول ننمايد؟ جــ آيا فرزند براى مرده و زن آن فرزند شرعى مى شود؟ د ـ حكم ارث بردن ميان آن فرزند و هريك از پدر و مادر چگونه است؟ هـ ـ حكم آن در صورتى كه عدّه اى زن تمام شده باشد و تلقيح پس از عدّه باشد چيست؟

الف ـ اين وصيت نافذ نيست زيرا كه زن با مردن شوهر از عصمت آن خارج مى شود و حرام است كه به زن آب غير شوهرش را تلقيح نمود. بـ ـ واجب است بر زن قبول ننمايد و قبول كردنش حرام است. جـ ـ احتياط وجوبى اينست كه آن فرزند شرعى براى آنها مى باشد، بدين معنى كه واجب است در امر ارث بردن آن از آنها، وارث بردن آنها از آن احتياط نمود، بلى اگر تلقيح از روى غفلت از حرام بودن آن وبا خيال اينكه شرعاً جايز است بوده باشد، آنوقت حكم ولد شبهه جارى مى شود و فرزند شرعى مى باشد هم ارث مى برد وهم از او ارث مى برند. د ـ جواب آن از فرع گذشته معلوم مى شود. هــ براى عدّه اثرى نيست زيرا كه آن بائن است، پس فرق نيست در تمامى آنچه گفته شد ميان اينكه تلقيح پيش از خروج عدّه باشد و يا پس از خارج شدن عدّه باشد.

از محضرتان تقاضامنديم كه رأى شريف خودتان را درباره اى خريدن بليط هاى بخت آزمائى كه در انگلستان معروف به (اللوترى) است بيان فرمائيد كه اگر منفعت آن يا قسمتى از منافع آن به آنهائى كه انحراف جنسى دارند خرج شود؟

در سابق حكم آن را گفتيم كه خريدن آن جايز است ولى چون فرض مى شود كه منفعت آن به كسانى كه انحراف جنسى دارند خرج مى شود ظاهر اينست كه شركت نمودن در اين حرام است زيرا كه در آن تقويت و تشويق نمودن به كار خيلى زشت و بد است مگر اينكه خرج نمودن آنان رسمى و آشكارا نباشد به طورى كه شركت كردن در آن تقويت نباشد و خداوند سبحان از نيتها آگاه هست.

آيا شوهر حق دارد كه همسرش را از معالجه براى نزائيدنش منع نمايد، با اينكه درمان آن بوسيله خانم دكتر مى باشد؟

حق ندارد مانع از علاج براى زائيدنش نمايد اگر نزائيدن براى زن خيلى سخت وحرجى باشد، و اين در صورتى است كه معالجه كردن باعث بيرون شدن از خانه باشد، ولى اگر باعث بيرون شدن از خانه نباشد حق ندارد اصلا مانع شود.