ريش تراشيدن بر جوانان و پيران حرام است و اى بسا بر بزرگان و پير مردان مسئوليت سنگين تر مى شود چون آنان از احتمالهاى ترس و همانند آن از عذرها بر كنار مى باشند به علاوه كه بزرگان مسئوليت راهنمايى فرزندانشان را به راه نيك و صلاح به عهده دارند و شايد بعضى ها را عذرى باشد كه نمى دانيم.
الف ـ اين وصيت نافذ نيست زيرا كه زن با مردن شوهر از عصمت آن خارج مى شود و حرام است كه به زن آب غير شوهرش را تلقيح نمود.
بـ ـ واجب است بر زن قبول ننمايد و قبول كردنش حرام است.
جـ ـ احتياط وجوبى اينست كه آن فرزند شرعى براى آنها مى باشد، بدين معنى كه واجب است در امر ارث بردن آن از آنها، وارث بردن آنها از آن احتياط نمود، بلى اگر تلقيح از روى غفلت از حرام بودن آن وبا خيال اينكه شرعاً جايز است بوده باشد، آنوقت حكم ولد شبهه جارى مى شود و فرزند شرعى مى باشد هم ارث مى برد وهم از او ارث مى برند.
د ـ جواب آن از فرع گذشته معلوم مى شود.
هــ براى عدّه اثرى نيست زيرا كه آن بائن است، پس فرق نيست در تمامى آنچه گفته شد ميان اينكه تلقيح پيش از خروج عدّه باشد و يا پس از خارج شدن عدّه باشد.
در سابق حكم آن را گفتيم كه خريدن آن جايز است ولى چون فرض مى شود كه منفعت آن به كسانى كه انحراف جنسى دارند خرج مى شود ظاهر اينست كه شركت نمودن در اين حرام است زيرا كه در آن تقويت و تشويق نمودن به كار خيلى زشت و بد است مگر اينكه خرج نمودن آنان رسمى و آشكارا نباشد به طورى كه شركت كردن در آن تقويت نباشد و خداوند سبحان از نيتها آگاه هست.
حق ندارد مانع از علاج براى زائيدنش نمايد اگر نزائيدن براى زن خيلى سخت وحرجى باشد، و اين در صورتى است كه معالجه كردن باعث بيرون شدن از خانه باشد، ولى اگر باعث بيرون شدن از خانه نباشد حق ندارد اصلا مانع شود.