كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

و اگر شغل اولى آن رانندگى در وطنش بود و از شغلش به مسافت سفرى فرستاده كه بهمان رانندگى او مربوط بود حكم آن چيست؟ و آيا براى چند بار مسافرت كردن عدد معينى هست مثلاً سه بار و يا بيشتر مسافرت نمايد كه به او شغلش در سفر گفته شود؟

لابد است كه سفر از او تكرار شود به طورى كه مقتضاى وضع طبيعى متعارف او در زندگيش سفر باشد و حالت مخصوص و استثنائى نباشد و اين هم با آن مى شود كه مسافرتش با بودن در وطنش نزديك و يا زيادتر باشد.

شخصى كه از بانك قرض گرفته در صورتى كه حكم آن را نمى دانست و اكنون هم تمامى آنچه قرض گرفته است به بانك برگردانده باز هم آن زيادى ( سود ) را مى خواهد تكليف اين شخص چيست؟

زيادى را به عنوان اينكه جريمه و ماليات زورى است كه اكنون مى گيرند پرداخت نمايد ( همانند جريمه ها و ماليات هايى كه مى گيرند ) و به قصد سود ندهد.

شخصى مالى را كه تعرف آن ممكن نيست همانند سكّه هاى تكى و يا مالى كه همه از آن دارند را پيدا كند، آيا براى يابنده جايز است كه آن را خودش بردارد ( تملك كند )؟

اگر آن قيمتش از ارزش سه گرم نقره كمتر باشد، مالك شدن به آن عيب ندارد و گرنه واجب است آن را تا مدت يكسال جستجو كند، و پس از آن جايز است كه تصدق كند و جايز است خودش بردارد ولى اگر بعداً مالك پيدا گرديد و به او جريان را خبر مى دهد اگر راضى نشد ضامن است، و اگر تعريف ممكن نباشد، اگر كمتر از قيمت سه گرم نقره باشد تملك آن جايز است، و لى اگر بيشتر باشد احتياط وجوبى اينست كه آن را تصدق دهد.