كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا در مراسم ازدواج و يا در انتقال به خانه تازه مهمانى دادن بهتر است و يا اينكه دادن گوشت به فقراء خوب است؟

رساندن طعام به فقراء بهتر است، و اى بسا كه جمع كردن ميان مهمانى و ميان رساندن گوشت به فقراء با دعوت كردن آنها به مهمانى ممكن باشد.

اشياء متعددى از شخصى خريدم كه از پدرش دزدى كرده بود، و من مى دانستم آن را سپس آنها را فروختم و اكنون مى خواهم مال را به صاحب اصلى برگردانم، ولى من نمى دانم كه آيا آن اشيائى كه فروختم موجود هست يا نه من چه كنم، و از اينكه به مالك خبر دهم مى ترسم كه ضررى بر من و يا پسرش برسد، آيا مى توانم آن مال را به عنوان هدّيه و يا قرض و يا بدون عنوانى به او بدهم و آيا اين مال را فرزندش به من مديون مى ماند كه از او هر وقت خواستم باز پس گيرم يا نه؟

اگر همانند اشياء ذكر شده را مى توان بدست آورد، واجب است كه مثل آنها را بدهى و اگر اشياء مخصوصى باشند واجب است قيمت موقع غصب آن را باملاحظه تفاوت نرخ روز بنا بر احتياط وجوبى بدهى، و عوضى كه مى خواهى بدهى به هر نحوى كه ممكن باشد بدست صاحب اصلى برسد مى توانى برسانى، ومالى كه آن را به فرزند دزدش داده اى در عهده او باقى مى ماند جايز است بر تو كه از آن بگيرى.

كسى كه كارش در سفر است و فرستاده شد به محل ديگرى كه آنهم سفر است و مربوط به كار اولش است حكم نماز و روزه اى آن نسبت به عمل دومش چگونه است؟

اما در قسم اول، پس سفر دوم در حكم سفر اول نمى شود مگر اينكه مثل آن كار باز هم براى آن شخص كارش شمرده شود همانند راننده در ميان دو شهر كه براى كرايه كشى به شهر سومى مى رود و اگر اينطور نباشد به سفر اوليش لاحق نمى شود. و اما قسم دوم، پس سفر دوم حكم آن قصر كردن و افطار نمودن است همانند نظامى كه كارش در غير شهر خودش هست كه آن شهر را براى خود جايگاه قرار داده است پس از آنجا بيرون مى رود براى انجام دادن خدمات نظاميش به شهر سومى (در اين سفر دوم بايد قصر و افطار نمايد)

اگر كسى بخواهد روزنامه اى را انتشار دهد كه فقط مخصوص به اعلانها باشد حكم سئوالهاى مندرجه در ذيل چيست؟ 1 ـ نشر اعلانى كه اهتمال مى دهد راست باشد و يا دروغ باشد در صورتى كه صاحب اعلان متن آن را خودش نوشته باشد؟ 2 ـ نشر اعلانى كه صاحبش متن آن را نوشته ولى ناشر مى داند كه بعض آن و يا همه اى آن دروغ است ؟ 3 ـ نشر اعلانى كه صاحبش نوشته ولى اعلان شده حرام است. همانند محل شراب فروشى است؟ 4 ـ نشر اعلانى كه ناشر متن آن را مى نويسد ولى صاحب اعلان مضمون آن را داده است و ناشر مى داند كه قسمتى از آن و يا همه اش دروغ است؟

جواب اين سئوالات از لابلاى اين نقطه ها معلوم مى شود: ـ اگر روزنامه خودش خبر مى دهد از مضمون اعلان براى آن خبر دادن از آنچه شك در راست بودن آن مى نمايد حرام است، تا چه رسد بر اين كه بداند آن دروغ است. ـ و باز هم بر آن حرام مى شود در حال ياد شده نشر اعلانى كه مضمون آن توهين و يا ضرر رساندن به مؤمن باشد و يا ترويج حرامى و يا باطلى بنمايد. ـ اگر جهت خود آگاهى باشد كه خود آن خبر مى دهد از مضمون آن پس جايز نيست روزنامه اعلانى را نشر كند كه در آن ترويج باطل يا حرام يا ضرر رساندن به مؤمن يا توهين بر او يا كمك به فريب دادن باشد، خواه آنى كه در اعلان هست راست باشد يا دروغ باشد، و غير از اين حالات نشر اعلان جايز است.