تاکید بر اهمیت زیارت مراقد و مزارهای مقدسه

تاکید بر اهمیت زیارت مراقد و مزارهای مقدسه
۱۳۹۶/۰۸/۲۲

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، روز دوشنبه 23 صفر 1439هـ ، در استقبال هیئتی از حوزه امام حسین علیه السلام در شهر وینزر (Windsor)کانادا ، بر اهمیت احیای مناسبات دینی و زیارت مراقد مقدسه و مزارهای شریفه جهت سرمایه گذاری برای ارتباط و یادآوری پروردگار متعال ، رسول اکرم صلی الله علیه و آله ، شریعت الهی و اولیای صالحین و استفاده از روش و سنت مبارکشان تاکید نمودند .
حضرت آیت الله العظمی حکیم (مدظله) توفیق پیش آمده از سوی خداوند متعال برای حضور در اینچنین مناسبتها و زیارتهای مبارکی که سبب همبستگی ، وحدت و ازبین بردن فاصله ها و اختلافات بین یکدیگر و یادآور ریشه ها ، مقدسات ، شریعت و اخلاق برگرفته از قرآن کریم و سیره معصومین سلام الله علیهم اجمعین است ، را قدردان باشیم .
ایشان در پایان دیدار از ایزد منان توفیق زیارت و دیدارهای مجدد ، و حضور میهمانان را در سالهای آینده با عدد و افراد بیشتری را خواستار شده و خواهان رساندن سلام و دعای وی به بستگان خویش شدند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در سوره نساء آيه ( 31 ) فرمايش خداوند متعال اين چنين آمده است: ( ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم و ندخلكم مدخلا كريما ): اگر از گناهان بزرگى كه از آن نهى مى شويد پرهيز كنيد گناهان كوچك شما را مى پوشانيم و شما را در جايگاه خوبى وارد مى سازيم. و در سوره نجم آمده است در آيه ( 32 ) قول حق تعالى ( الذين يجتنبون كبائر الأثم و الفواحش الاّ اللّمم انّ ربك واسع المغفرة... ) همانها كه از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى كنند جز گناهان صغيره ( كه گاه آلوده آن مى شوند ) آمرزش پروردگار تو گسترده است. آيا بى حجابى همانطورى كه امروزه ما مى بينيم از طرف بيشتر زنان آيا از گناهان كبيره است و يا ( اينكه از ( لمم ) است و همچنين غناء آيا از كباير است و يا اينكه از ( لمم ) است؟ اميدواريم براى ما مثلى بر لَمَمْ بزنيد؟

لَمَمْ را تفسيرهاى گوناگون كرده اند روشن تر آنها عبارت است از اينكه انسان گاه گاهى به چيزى رو مى آورد بدون اينكه كار هميشگى و مداومش باشد، و بنابر آن منظور از آيه كريمه اينست كه مرتكب گناه كبيره بشود بدون اينكه كار هميشگى آن باشد، بلكه در برخى از حالات كه عارض آن مى شود انجام مى دهد و باز مى گردد و دست از آن كار برمى دارد پس منظور اين مى شود كه خداوند سبحان با رحمت فراگيرش مى بخشد آن كسى را كه به گناه كبيره بدان سان مرتكب مى شود، و مراد از لمم گناهان صغيره نمى باشد، همانطورى كه در بعضى از تفسيرها لمم اين چنين آمده است، و بر هر حال گناهان صغيره همان گناهانى است كه وعده آتش در قرآن و اخبار وارد نشده است، بلكه تنها از آن عمل نهى شده است همانند تراشيدن ريش، آرى اصرار كردن بر صغاير بدين معنا كه آن را بجا بياورد در حالى كه آن را سبك مى شمارد و بدون پروا و ترس انجام مى دهد اين هم از گناهان كبيره مى باشد، همانطورى كه غناء هم از گناهان كبيره است، و اما بى حجابى از برخى نصّها ظاهر مى شود كه آن هم از گناهان كبيره است، چونكه به آن هم وعده آتش داده شده است، بلكه در بودن آن از گناهان كبيره در صورت اصرار و سبك شمردن آن سزاوار نيست كه اشكال شود.

بعضى از مجتهدين نظرشان اينست كه به هر كسى از حقوق به اندازه اى شأن آن داده مى شود دليل اين نظر و قول چيست؟

منظور از اين دادن حقوق به آن به اندازه اى شأن آن كه به آن احتياج دارد مى باشد چون آن در اين صورت مستحق به زكات و سهم سادات (خدا شرف آنان را بيافزايد) مى باشد امّا سهم امام (عليه السلام) آن را ضابطه اى ديگرى است كه آن را حاكم شرعى كه امين برآنست تشخيص مى دهد. و از خداوند سبحان خواستاريم كه قيام كنندگان به اين امر خطير را به رعايت ضابطه هاى شرعى و تعدّى نكردن از آن ضابطه ها موفق و استوار نمايد تا از عهده اى مسئوليتى كه دارند بيايند و امانت و واجبى كه بر عهده آنها گذاشته شده اداء نمايند تنها توفيق دهنده خداوند متعال است.

اميدواريم كه براى ما مصداق مجنون (ديوانه) را بيان فرمائيد زيرا كه برخى از ديوانه ها بعض چيزها را مى فهمند و بعضى را نمى فهمند، و يا اينكه روشنتر بگوئيم بعضى تصرفاتش موافق با كار صاحبان عقل است و برخى موافق نيست و آنكه براى بعضى از اهل علم پيش آمد مى كند اينست كه مرد ديوانه و يا زن ديوانه را كه حالات ذكر شده را دارند مى آورند، آيا ازدواج نمودن آنان صحيح است اگر مختصرى معناى ازدواج و مقصود از آن را بفهمند؟ و آيا ولايت پدر و يا پدر پدر كافى است و يا اينكه فقيه و يا وكيلش در امور حسبيّه هم بايستى اجازه دهند؟ و در صورتى كه پدر نداشته باشند از كدامين شخص وكالت گرفته مى شود، و اگر كمى مى فهمد كه اين عالم آمده است تا او را ازدواج نمايد آيا گرفتن وكالت از آنها با ياد دادن عالم و گفتن آنكه عالم مى گويد كفايت مى كند، و طبيعى هست كه عالم هم احراز نمى كند كه ديوانه معناى وكالت را دانست يا نه، و نسبت به دو تا ديوانه كه هيچ چيز را نمى فهمند چگونه عقد به آنها جارى مى شود؟

معيار در بار شدن احكام ديوانگى از آنها قصد كردن به آن طورى كه در نزد صاحبان عقل معتبر است محقق نمى شود، و اين امر نسبت به كارها متفاوت است، بلى لازم است كه درك كردن او چيزى را بايستى آنچه را كه صلاح او هست و يا صلاح او نيست را درك نمايد و بفهمد، پس اگر معناى ازدواج را مى فهمد ولى اختيار كردن او و يا اختيار نكردنش آن را وابسته بر ملاحظه مصلحتش به طورى كه صاحبان عقل مى نمايند نباشد آنوقت به عمل او اعتبارى نيست، بلكه لازم است به ولىّ او كه پدر و پدر پدرش مراجعه نمود اگر ديوانگى آن از دوران كودكيش باشد احتياط وجوبى اينست كه ولايت ميان حاكم شرعى و ولىّ عرفى آن كه در نسب به او نزديكتر است مشترك مى باشد، و در اين وقت اگر ولىّ درك كرد كه او احتياج به ازدواج دارد مى تواند خودش اجراء صيغه ازدواج بنمايد، و مى تواند به اجراء صيغه خود ديوانه و يا وكيل آن اگر چنانچه معناى انشاء ازدواج و وكيل كردن را مى داند كفايت كند.

آرشیو اخبار