وفد مكتب سماحة المرجع السيد الحكيم يحضر مجلس فاتحة الأطفال الأربعة وزيارة منزل والدهم في مدينة البصرة

وفد مكتب سماحة المرجع السيد الحكيم يحضر مجلس فاتحة الأطفال الأربعة وزيارة منزل والدهم في مدينة البصرة
۱۴۰۰/۰۶/۱۲


حضر وفد يمثل مكتب سماحة المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مد ظله)، السبت ١٩-المحرم الحرام -١٤٤٣هـ، مجلس الفاتحة المقام في منزل والد الأطفال الأربعة، االذين وافتهم المنية بسبب حدث مؤسف..
وقدم الوفد تعازي المكتب لوالد المتوفين ومحبيهم، سائلين المولى عزّ وجل ان يرحمهم بواسع رحمته ويسكنهم فسيح جناته، وان يلهم أهلهم وذويهم ومحبيهم الصبر والسلوان إنه ارحم الراحمين وولي المؤمنين.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آنكه از سهم امام (عليه السلام) براى برپائى مجالس دينى و شعائر مذهبى و اقامه اى مجالس حسينى و بناء مسجدها صرف مى شود جايز است يا نه؟

لازم است كه به حاكم شرع مراجعه نموده و از او درخواست اجازه نمود پس از آنكه خصوصيتهاى موارد را تشخيص داد و اجازه داد مانعى ندارد.

در اينجا شبهه اى هست مفاد آن اينست: كسى كه بر امامت پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)با دليل تاريخى استدلال مى كند و آن اينست كه موقعيتى كه اسلام در آن زمان داشت بودن فارسها و روم و منافقين و در كمين نشتگان به اسلام ايجاب مى كرد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) خليفه اى بعد از خود تعيين نمايد و شبهه اينست كه تعيين خليفه به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)بعد از خودش بوده و بدين لحاظ از منصب امامت كنار گذاشته مى شود و آن همانند تعيين نكردن است و خطر باقى مى ماند جواب شبهه چيست؟

وظيفه اى خداوند متعال به موجب حكم عقل از راه لطفش كه ثابت است همانا حفظ نمودن مصلحتها و دورى از مفسده ها در تشريع و قانون گذارى مى باشد، بدين سان كه طريقه كاملى را تشريع نمايد كه مردم را اصلاح نمايد، و به صلاح آنان باشد، و براى اين دليل و حجّت كافى اقامه نمايد، تا اينكه هر كسى كه هلاك شود با وجود دليل و بينّه هلاك شود و زندگى كند هر كه زنده است با برهان و بينهّ زندگى نمايد، و امّا پس از كامل شدن شريعت و صلاح آن، اختيار براى مردم باز است، اگر خواستند شكرانه اى نعمت با پيروى از شريعت مى نمايند و به سعادت مى رسند، و اگر خواستند كفران نعمت با مخالفت كردن به شريعت نموده و هلاك مى گردند، همانطورى كه خداوند فرموده ( انّا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا )( ) ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد (پذيراگردد) يا ناسپاس. و امامت از جمله اى شريعت است، كه خداوند آن را بطورى قرار داده كه اگر به آن عمل شود امر اسلام اصلاح مى گردد، و آنكه به عهده اى او بود اداء كرده است، و آنكه به عهده اى مردم است باقيمانده است، پس اگر به آن عمل كردند امر اسلام اصلاح مى شود، و اگر روگردان شدند آنان پى آمد كارشان را خواهند ديد، و براى آنان حجّتى براى خداوند عالم نيست بلكه حجت براى اوست بر آنان، اما اگر خداوند امامت را از جمله اى شريعت قرار ندهد، آنوقت آنان جرمى ندارند بلكه حجت اينها بر خدا مى باشد و تقصير از ناحيه او مى باشد و مسئوليت از آن او مى شود، در صورتى كه خداوند سبحان از اين (تهمت) به دور و منزه است تعالى عن ذلك علو اكبيرا.

شخصى خانه گرفته و در اختيار يكى از علماء دينى گذاشته كه در آنجا بنشيند بدون اينكه درباره واگذار نمودن ملك آن و يا واگذار ننمودنش چيزى بگويد، سپس آن شخص وفات كرد و چون آن مرد اهل عراق نبود لذا ما از بودن ورثه او و نبودش بى خبريم، و پسر عالم دينى آنجا را خراب كرده و از نو ساخته است، سؤال از اين است: كه آيا نوه عالم دينى را جايز است كه زمين آنجا را تملك نمايد؟ و بازگشت آن زمين و بنايى كه آن مالك است اگر بنام يكى در ثبت اسناد نباشد بر اينست كه دولت آن را ضبط خواهد كرد آيا بنام خودش ثبت نمودن جايز است؟

اگر قرينه ( دليلى ) نباشد كه آن خانه را به عالم دينى كه در آن اسكان داده ملك او كرده است، همان خانه قديمى با آن زمينش از آن مالك اوّلى است كه او گرفته است، و براى كسى جايز نيست كه آن را مالك بشود، بلى جايز است براى هر كسى آن را بنام خود بطور رسمى بنمايد تا اينكه آن را پس از جستجو كردن و يافتن صاحبش و يا ورثه هايش بدهد، زيرا كه اين احسانى است كه به آن اجر داده خواهد شد ولى براى آن شخص لازم است كه از خود اطمينان داشته باشد كه آن را مى تواند به صاحبش نگهدارى نمايد و مال آن را ضايع ننمايد، و به آن شهادت بدهد كه مال فلانى است و وصيت در خصوص آن بنمايد كه مال فلانى است و يا همانند اينها را بتواند بنمايد.