كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اينجا برخى از معلّمين و طلبه علوم دينى هستند كه آنها را پيش آمدهائى وادار كرده كه به بلاد غربى بيايند، و آنان هم در حال ترديد هستند كه آيا به وظيفه شرعى خود در تبليغ و تدريس علوم شرعى ادامه دهند،و يا اينكه از اين كار دست بكشند و شغل ديگرى پيدا كنند، زيرا كه زندگى در اينجا سخت است و با آن حال جمع كردن ميان دو امر سخت مى شود، و حقوق شرعى كه به بعض نماينده هاى مراجع و يا موسسّه هاى اسلامى مى رسد به علل گوناگونى به تمامى طلبه ها نمى رسد، آيا جايز است براى مبلّغ و طالب علوم دينى از وظيفه شرعى خود دست بكشد و به سراغ كار ديگرى برود، و احتياجات منطقه را بر مبلغين ناديده بگيرد؟

( لايكلّف الله نفساً الاوسعها )( ) خداوند هيچ كس را جز به اندازه توانائيش تكليف نمى كند. بلى اهميّت تبليغ در اين شهرها لازم گرفته است كه انسان اگر به مقدار كاملتر نتواند به تبليغ و درس ادامه دهد ولى به اندازه امكان گرچه مرتبه ضيعفش هم باشد بتواند انجام وظيفه نمايد بايستى ادامه دهد، و تعيين مقدار ميسر براى ما مقدور نيست،بلكه انسان بر وضع خودش آشناتر از ديگران است و انّالله وانّاالله راجعون.

ما از محضر شريفتان سئوالى در خصوص شرعى بودن صورتهاى امامان (عليهم السلام) و بالخصوص امام على و حسن و حسين (عليهم السلام) مى نمائيم؟ و استناد مى كنيم به فتواى اخير حضرتعالى كه لطف فرموده بوديد كه آن عبارت از اين بود (ملاقات نمودن با امامان (عليهم السلام) در عالم خواب كه آن را نمى شناسد مگر آنهائى كه صورتهاى حقيقى آنها را ديده باشند و به جمالهاى شريف آنها در حال بيدارى نظر كرده باشند، علاوه بر اين ديدن در حال خواب حجت و دليل شرعى نمى باشد، و ادّعا كننده اى آن هر كسى هم بوده باشد نمى توان اعتماد كرد و صحّه گذاشت) و مقصود از سئوال اين است كه حكم ترسيم نمودن صورتهاى امامان (عليهم السلام) و خريد و فروش آنها چيست؟ و آيا اينها مطابق صورتهاى حقيقى مى باشند؟

صورت هاى ذكر شده از آنها قصد نمى شود مگر تشبيه كردن و آنها صورتهاى حقيقى آنها نمى باشند، و خريد و فروش آنها جايز است، ولى چون كشيدن صورت صاحبان روح حرام است و لذا ترسيم صورتهاى ياد شده حرام است، و لكن نسخه بردارى از آنها و عكس بردارى با وسايل جديد عكس بردارى جايز است.

اگر مجتهد به زن كسى كه ناپديد شده است طلاق داد سپس معلوم شد كه نمرده است و تقصير از طرف آن بوده باشد كه به زنش زنده بودن خودش را خبر نداده است، آيا طلاق فقيه باطل است؟

اگر شرطهاى طلاق همه اش موجود باشد طلاق صحيح مى باشد، و ظاهر شدن زنده بودن او طلاق را باطل نمى كند، بلى اگر در عدّه ظاهر شود مى تواند رجوع كند.