نجل المرجع السيد الحكيم (مد ظله) يشارك المؤمنين في مدينة النعمانية احتفاليتهم بمناسبة عيد الله الاكبر عيد الغدير الأغر

نجل المرجع السيد الحكيم (مد ظله) يشارك المؤمنين في مدينة النعمانية احتفاليتهم بمناسبة عيد الله الاكبر عيد الغدير الأغر
۱۴۰۰/۰۵/۰۸


شارك نجل المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مد< ظله) سماحة العلامة السيد عزالدين الحكيم، اهالي قضاء النعمانية في محافظة الكوت احتفالهم بمناسبة عيد الله الأكبر عيد الغدير الأغر، والقى سماحته (دام عزه) كلمة في المناسبة، التي حضرها جمع غفير من المؤمنين، مبينا فيها أهمية الارتباط بأهل البيت (عليهم السلام) ودور ذلك في نجاة الإنسان في الدنيا والآخرة، وان الارتباط بهم هو الطريق الذي ارتضاه الله تعالى لعباده دون غيره من الطرق.
وفي ختام الاحتفالية ودع سماحته والوفد المرافق له بالاعتزاز والشكر والتقدير لهذه الزيارة والمشاركة المباركة.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

فرموديد كسى كه احتمال مى دهد ديوانه شود كسى را وكيل كند كه زنش را آنوقت طلاق دهد، و برگشت اين بر اين است كه او را ولىّ خود در اين كار قرار مى دهد، آيا اين مخصوص به ديوانگى گاه گاه است يا نه؟ سپس دليل علمى به صحيح بودن اينكه انسان براى خودش ولىّ قرار دهد چيست؟

دليل علمى آن اينست كه انسان از ديگران نسبت به خودش سزاوارتر است، و اين مسئله ارتكازى است و انسان بخودش تسلط دارد، و اين امر تقاضا مى كند: در صورتى كه از تشخيص نظر و صلاح خويش عاجز باشد بتواند براى خودش ولىّ تعيين نمايد، و روشن تر از آن وصّى قرار دادن او است پس از وفاتش در تجهيز آن كه جمعى از علماء فتواى به صحّت آن داده اند، و ما توقف كرديم و نتوانستيم مثل آنها فتوى بدهيم، به جهت اينكه احتمال دارد كه قائم بودن دليل ولايت بر تجهيز كردن، مانع از اين باشد، ولى دليل ولايت بر اينجا نمى آيد، زيرا كه دليلهاى ولايت بر مجنون پس از كامل شدن شامل نمى شود و آن بهترين دليل بر رد مخالفين است، و از اينجا معلوم مى شود كه اگر احتمال جنون دائمى هم بدهد مى تواند ولىّ براى خود قرار دهد، بلى اگر خيانت ولىّ آشكار گردد آنوقت منع تصرف كردن آن در امورات مجنون معين مى گردد.

خداوند متعال فرموده ( ادعونى استجب لكم )( ) مرا بخوانيد تا (دعاى) شما را بپذيرم راست مى فرمايد خداوند على و عظيم من در بيشتر اوقات زندگيم، و در آن زمان با خودم مى گويم كه ( عسى ان تكرهوا شيئاً و هو خيرلكم )( ) چه بسا چيزى را دوست نداشته باشيد حال آن كه خير شما در آن است ولكن در برخى از وقتها به من حالت نااميدى رخ مى دهد و قول خداوند را به ياد مى آورم ( و ما دعا الكافرين الا فى ضلال )( ) و دعاى كافران جز در ضلال (گمراهى) نيست و از خدا طلب مغفرت مى كنم ومى گويم: ( ولا يياس من روح الله الا القوم الكافرون )( ) تنها گروه كافران از رحمت خدا مأيوس مى شوند. و با خود مى گويم ما مسلمانيم واجبات را به غير از (خمس) انجام مى دهيم، و تصميم جدّى گرفته بودم آن را هم بدهم ولى وفات مادرم آن را به تأخير انداخت، عرض مى كنم كه تمامى دعاها را تقريباً مى دانم شرط قبولى دعا نزد خداوندى از بنده اى مسلمان چيست؟ و آيا با نبودن يك شرط از شرايط، دعا و توسّل باطل مى شود، و آيا شرايط دعا در نيّت محقق مى شود، همانطورى كه از داستانهائى كه از بعضى مشايخ ما مى شود ما را در شك مى اندازد كه نيّت هاى ما خالص نيست با اينكه علم داريم و حمد مى كنيم كه نيّت ما تنها خداوند عزّوجل است و آيا سحر دعا را حبس مى كند كه به درجه اى اجابت خداوند متعال نرسد؟

براى سحر اثرى در دعا نمى باشد، و دعا گاهى كه به درجه اى اجابت نمى رسد بخاطر فراهم نشدن شرطهاى قبولى دعا است، و گاهى قبول نمى شود چون مصلحت در قبول شدن دعا نمى باشد، پس براى مؤمن لازم است كه دعا را بيشتر نمايد و شرايط قبول شدن دعا را فراهم كند، و سزاوار نيست كه به جهت تأخير افتادن قبولى دعايش دعا را ترك نمايد.

اجاره با وجه معين تمام شده و عقد رسمى كه از طرف ادارات رسمى هم تأييد شده است جارى شده ولى اكنون مالك وجه اجاره را زيادتر از آنچه قبلاً به آن توافق كرده اند مى خواهد، آيا او چنين حقى را دارد و آيا واجب است آن زيادى هم داده شود؟

مالك زيادى وجه اجاره را در آن سالى كه به آن توافق نموده اند نمى تواند بگيرد. بلى مالك حق دارد كه در سالهاى آينده كه توافق درباره آنها نشده است وجه اجاره را زيادتر بخواهد.