ممثل المرجع الكبير السيد الحكيم يلبي دعوة جمع من اهالي الحلة ويلقي كلمة عن فضل الإمام الحسن (عليه السلام) بمناسبة ولادته المباركة

ممثل المرجع الكبير السيد الحكيم يلبي دعوة جمع من اهالي الحلة ويلقي كلمة عن فضل الإمام الحسن (عليه السلام) بمناسبة ولادته المباركة
۱۴۰۰/۰۲/۰۸


بمناسبة ولادة سبط الرسول (صلى الله عليه واله) الإمام الحسن (عليه السلام)، لبى ممثل المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مدّ ظله) حجة الاسلام والمسلمين السيد عز الدين الحكيم، دعوة شباب حسينية قصر العباس (عليه السلام) في منطقة البكرلي في مدينة الحلة.
والقى سماحة السيد الحيكم كلمة بين فيها فضل الإمام الحسن (عليه السلام)، وما ورد فيه من روايات النبي (صلى الله عليه واله)، مبينا دوره (عليه السلام) في حفظ الدين والمذهب.
كما حث السيد الحيكم المؤمنين على ضرورة احياء المناسبات الدينية في افراحهم واستذكار المواقف التي تنفعنا في ديننا ودنيانا.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اختلافى ميان من كه صاحب كار هستم با كارگرم كه نزد من بيش از يك ماه است كار مى كند بوجود آمده است و آن اختلاف اين است: كارگرم در هر هفته هفت هزار دينار مزد مى گرفت و مدّتى است كه وضع بازار تغيير يافته و خريد و فروش كم است خواستم كه كار را مدّتى تعطيل نمايم كارگرم گفت تكليف من چگونه خواهد شد گفتم وقتى كه دوباره كار را شروع كرديم آن وقت مزد هفتگى را كم خواهم نمود و نگفتم كه تو كارت را بطور هميشه تعطيل كن و او به حسابى كه خودش مى كرد كارش را ادامه داد كه مزد خواهد گرفت در صورتى كه در نظر من كار تعطيل شده است و در صورت شروع دوباره مزد آن را به مزد جديد پرداخت خواهم كرد، ولى پس از چهار روز به خانه من آمد و گفت مزد كارم را مى خواهم گفتم مزدت چقدر است گفت چهار هزار دينار مقابل چهار روز كارم مى باشد من گفتم تو براى من كار مى كنى در صورتى كه من دوباره كار را شروع نكرده ام به او هزار دينار نه به جهت مزدش بلكه به لحاظ مساعدت دادم ( آيا اين حساب مى شود به آن چهار هزار دينار چهار روزى كه من كار را دوباره شروع نكرده ام؟ ) و در صورتى كه حضرتعالى پرداخت اجرت را لازم بدانيد آيا جايز است كه من آن هزار دينار را عوض مزد چهار روز آن قرار دهم با علم به اينكه ما توافق كرده بوديم كه اجرت را كم نماييم ولى اندازه كم كردن را معين نكرده بوديم؟

اگر كارمند در طول اين مدت كارى انجام ندهد چيزى را مستحق نيست و اما اگر با اجازه تو كار كرده باشد اجرت مثل بكارش مى رسد در صورتى كه به مزد اوّلى نرسيده باشد، و اما اگر از مزدى كه در اول تعيين شده بود زيادتر باشد احتياط وجوبى اين است كه مصالحه نمايند.

اميدوارم كه قاعده اى آغاز مسافت را در شهرهاى بزرگ بطور واضح بيان فرمائيد؟ و اينكه از كجا مبداء حساب مى شود آيا كنار محله است، آنوقت جدا شدن محله ها را چگونه تشخيص دهيم؟ و يا به لحاظ خريدهاى روزانه است؟ و يا به جهت تمامى ارتباطات ميان محله ها است؟ مخصوصاً كه احتياجات اهل شهرهاى بزرگ براى بعضى ها پيچيده است مثلاً اى بسا دكتر متخصص در محلّه پيدا نمى شود و يا برخى از لوازمات چرخ ها و ماشين ها در محله مقدم مى باشد و يا به خاطر كمتر بودن رابطه هاى اجتماعى آن ميان اهل يك شهر بزرگ تردد به آن محله ها كمتر مى شود؟ آيا اين و همانند آن باعث مى شود كه آغاز مسافت براى شكست خواندن نماز آخر محلّه را قرار دهيم، اميد است كه قاعده اى اين را به تفصيل بيان فرمائيد؟

مقصود از اين در وضع زندگانى عمومى خودش به آنچه در محله اى خودش هست بسنده كند به طورى كه بيرون رفتن از محلّه يك حالت فوق العاده و استثنائى باشد و همانند سفر كردن باشد، و اين با اشخاص تفاوت مى كند و بعضى از اشخاص هستند كه لوازمات اجتماعى خودش را از تمامى اطراف شهر تهيّه مى كند آنوقت تمامى شهر بر او وطن شمرده مى شود و برخى لوازمات را فقط از محله اى خود فراهم مى نمايد و احتياج در ساير شئون زندگيش به محله هاى ديگر ندارد آنوقت محله اى آن وطنش مى باشد نه محله هاى ديگر و تشخيص با عرف است.