في رحاب شهر رمضان المبارك .. قسم التبليغ بمكتب سماحة المرجع السيد الحكيم (حفظه الله) يقدم الدعم لـ (1150) مبلغاً ينتمون الى (23) بلداً من آسيا وإفريقيا

في رحاب شهر رمضان المبارك ..  قسم التبليغ بمكتب سماحة المرجع السيد الحكيم (حفظه الله) يقدم الدعم لـ (1150) مبلغاً ينتمون الى (23) بلداً من آسيا وإفريقيا
۱۴۰۰/۰۲/۲۶


في إطار برنامج ارسال المبلغين في شهر رمضان المبارك ونشر التبليغ والإرشاد في البلدان المختلفة، قدم قسم التبليغ في مكتب سماحة المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مدّ ظله)، الدعم الى (١١٥٠) مبلغا ينتمون إلى(٢٣) بلدا اسيويا وافريقيا مثل الهند و باكستان و أفغانستان وبنغلاديش وسوريا ونيجريا و السنغال وغيرها، لتسهيل مهمتهم النبيلة في الشهر الفضيل.

 

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

شخصى در حدود دو سال پيش وفات كرده و دو تا همسر داشت كه يكى پيش از مرد وفات نموده است و آن شخص را از هر دو همسر دو تا دختر هست و به چيزى وصيت نكرده است و از او تنها يك ماشين باقى مانده و در آن وقت قيمتش نزديك به شش ميليون دينار عراقى بود، يكى از ورثه ها با آن ماشين كار مى كرد و راضى نشد كه به ديگرى فروخته شود، و خودش هم قادر نبود كه به قيمت روز و بلكه به كمتر از آن بخرد، و پس از آن زمانى گذشت قيمتها پايين آمد تا به يك ميليون و نيم رسيد، و در اين موقع خواست به اين نرخ جديد بخرد: 1 ـ آيا شخص مذكور تفاوت قيمتها را بايستى پرداخت نمايد، معلوم است كه او باعث تأخير بود. 2 ـ يكى از دختران آن ادّعا مى كند كه پدرش يك چيزى از مورد احتياجش را بخشيده است و آن اكنون از آن بهره بردارى مى نمايد، آيا سخن او را بايد تصديق نمود.

1 ـ شخص مذكور تفاوت قيمتها را تحمّل نمى كند، ولى كرايه ماشين را در آن مدّتى كه نگهداشته است بايستى به ورثه بدهد. ج ـ 2 ـ اگر آن چيز مورد احتياج در زمان زنده بودن پدرش در دست دخترش بود، و آن را همانند مالكها بهره بردارى مى نمود و تنها او استفاده مى كرد آن وقت راست گفته است، و اگر آن چيز در زمان زنده بودن پدر در اختيار و تحت تصرف پدرش بود، و دختر هم از آن بهره بردارى مى كرد همانطورى كه اهل خانه در رفع احتياج پدرشان از آن استفاده مى كردند، و او تنها استفاده كننده از آن چيز در زمان زنده بودن پدرش نبود، بلكه پس از وفات پدرش از آن به تنهايى بهره بردارى كرد و به آن مسلط شد، آن وقت سخن او تصديق نمى شود، مگر اينكه ادعايش را با وجه شرعى ثابت نمايد.

از مسلّمات مذهب ما اينست كه امامت با نصّى از طرف خداوند متعال است، و زمانى كه ما سيره اى پيامبر محمد (صلى الله عليه وآله وسلم)را بررسى مى كنيم در مى يابيم كه آيات ولايت و طاعت پس از هجرت به مدينه نازل گرديده است، آيا اين يعنى امامت او را خداوند متعال بعد از هجرت قرار داده است، يا اينكه او از زمان بعثت امام بود؟ و آيا دليل بر اين چيست؟

امامت اميرالمؤمنين (عليهم السلام) از ازل در علم خداوند تبارك و تعالى بود، امّا رساندن آن پس از بعثت در مواقع پيش آمدن شرايط مناسب عملى گرديد. و شايد اوّلين باريكه پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) امامت اميرالمؤمنين (عليه السلام) را ابلاغ فرمود، در حديث الدار در مكّه معظمه به هنگام نزول قول خداوند تبارك و تعالى (وانذر عشيرتك الاقربين) سوره شعراء آيه 214 و خويشاوندان نزديك را انذار كن مطابق آنچه مضمون مصادر حديث مذكور است در آن زمان بود.