في رحاب شهر رمضان المبارك .. قسم التبليغ بمكتب سماحة المرجع السيد الحكيم (حفظه الله) يقدم الدعم لـ (1150) مبلغاً ينتمون الى (23) بلداً من آسيا وإفريقيا

في رحاب شهر رمضان المبارك ..  قسم التبليغ بمكتب سماحة المرجع السيد الحكيم (حفظه الله) يقدم الدعم لـ (1150) مبلغاً ينتمون الى (23) بلداً من آسيا وإفريقيا
۱۴۰۰/۰۲/۲۶


في إطار برنامج ارسال المبلغين في شهر رمضان المبارك ونشر التبليغ والإرشاد في البلدان المختلفة، قدم قسم التبليغ في مكتب سماحة المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مدّ ظله)، الدعم الى (١١٥٠) مبلغا ينتمون إلى(٢٣) بلدا اسيويا وافريقيا مثل الهند و باكستان و أفغانستان وبنغلاديش وسوريا ونيجريا و السنغال وغيرها، لتسهيل مهمتهم النبيلة في الشهر الفضيل.

 

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

شخصى زن سنّى را به صحيح بودن عقد غير دائمى قانع كرده و عقد ميان آنها جارى شده و پس از مدتى پيش از اينكه زمان عقد مزبور تمام شود، يكى ديگر او را قانع كرده كه عقد مذكور صحيح نيست و آن فسخ شده است و مخالف شرع و فتواى علماى سنّى هست پس او قانع شد به باطل بودن آن عقد، آيا بر او جايز و صحيح است كه عقد دائمى نمايد و يا اينكه عقد دومى باطل مى شود؟

عقد نمودن آن صحيح نيست مگر پس از تمام شدن مدت و يا بذل كردن مدت بر آن، زيرا كه عقد غير دائمى بر آن صحيح بوده بعد از آنكه بودن آن را بدان سانى كه معناى شرعى آن مى باشد قصد كرده است، و تنها منصرف شدن او از قانع شدن به آن آن را باطل نمى كند، و با آن موضوع قاعده الزام درست نمى شود.

نسب: من يك مردى هستم كه فرزندى نصيبم نشده است يك دخترى را به فرزندى گرفتم آيا براى من محرم مى شود با علم به اينكه زنم به او شير نداده است ؟

بر تو محرم نمى شود و فاميل تو نمى شود و از تو ارث نمى برد و تو از آن ارث نمى برى و اگر بزرگ شود نمى توانى به او نگاه كنى.

اموالى كه براى عزاى حضرت سيدالشهداء (عليه السلام) و يا براى بناى عزاخانه و يا آنكه به فقراء و يا براى هر كار خيرى جمع مى شود، پيش از آنكه در محلّش صرف شود، آيا مال عطا كننده است، و يا مال آن جهتى است كه به آن جهت داده شده است، و يا اينكه مال هيچكدام نيست؟

بر آنها حكم صدقه ها و احسانها بار مى شود، پس آن يا از ملك صاحبش خارج است و يا باقى هست در ملك آن، لازم است كه در آن جهت خيريّه اى كه براى آن معين شده است و يا در مثل آن در صورت عدم امكان آن خرج شود و شايد اوّلى بهتر باشد.

آيا جايز است بر سيد هاشمى فقير سهم سادات را بگيرد و از اين طرف به فقيرى كه سيد نيست بدهد و در صورت جايز بودن آيا عطا كردن به اين اندازه لازم است كه مطابق شأن آن باشد يا نه؟

اگر عطاى آن به غير هاشمى از بخششها و هداياى متعارف باشد جايز است و همانند ساير هديّه هايش به دوستان و نزديكانش و صدقه دادنش به فقراء مى باشد، آرى اگر به عنوان اينكه حق بر ذمه اش هست اگر چه احتياطى باشد بدهد هيچ اشكال ندارد مثل اينكه به عنوان ردّ مظالم از طرف خودش پرداخت نمايد.