كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اينجا مصيبت خوانى بر اهل بيت (عليهم السلام) هست كه درباره انبياء (عليهم السلام) و آيات قرانى كه در حق آنها نازل شده سخنرانى مى كند، و به شنوندگان القاء مى كند كه پيامبران (عليهم السلام) خطا كردند، و داستانهاى اسرائيلى را بر صحيح بودن گفتارش دليل مى آورد، و وقتى كه اعتراض از طرف برخى از شنوندگان مى شود، مى گويد تنها پيامبر ما محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم)افضل پيامبران است، و شنوندگان هم قبول مى كنند كه پيامبران معصوم نيستند، و كرامات امامان (عليهم السلام) را پيوست مى كند به خطا كردن انبياء رأى حضرتعالى در اين خصوص چيست؟

عقيده اى ما در خصوص انبياء (عليهم السلام) اينست كه آنها معصومند و دامن آنها از آلوده شدن به گناه و بدى پاك و منزه است، و هر چيزى كه بر خلاف اين دلالت كند بايستى تأويل و يا رد گردد، و اسرائيليّات از دروغهائى هست كه اسلام بدان مبتلا شده است، و عقيده اى ما در والا بودن مقام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان (عليهم السلام) جايز نمى كند كه به ديگران طعنه بزنيم، پس آن مرد بايستى از خدا بترسد و يا ساكت شود.

شخصى در حدود دو سال پيش وفات كرده و دو تا همسر داشت كه يكى پيش از مرد وفات نموده است و آن شخص را از هر دو همسر دو تا دختر هست و به چيزى وصيت نكرده است و از او تنها يك ماشين باقى مانده و در آن وقت قيمتش نزديك به شش ميليون دينار عراقى بود، يكى از ورثه ها با آن ماشين كار مى كرد و راضى نشد كه به ديگرى فروخته شود، و خودش هم قادر نبود كه به قيمت روز و بلكه به كمتر از آن بخرد، و پس از آن زمانى گذشت قيمتها پايين آمد تا به يك ميليون و نيم رسيد، و در اين موقع خواست به اين نرخ جديد بخرد: 1 ـ آيا شخص مذكور تفاوت قيمتها را بايستى پرداخت نمايد، معلوم است كه او باعث تأخير بود. 2 ـ يكى از دختران آن ادّعا مى كند كه پدرش يك چيزى از مورد احتياجش را بخشيده است و آن اكنون از آن بهره بردارى مى نمايد، آيا سخن او را بايد تصديق نمود.

1 ـ شخص مذكور تفاوت قيمتها را تحمّل نمى كند، ولى كرايه ماشين را در آن مدّتى كه نگهداشته است بايستى به ورثه بدهد. ج ـ 2 ـ اگر آن چيز مورد احتياج در زمان زنده بودن پدرش در دست دخترش بود، و آن را همانند مالكها بهره بردارى مى نمود و تنها او استفاده مى كرد آن وقت راست گفته است، و اگر آن چيز در زمان زنده بودن پدر در اختيار و تحت تصرف پدرش بود، و دختر هم از آن بهره بردارى مى كرد همانطورى كه اهل خانه در رفع احتياج پدرشان از آن استفاده مى كردند، و او تنها استفاده كننده از آن چيز در زمان زنده بودن پدرش نبود، بلكه پس از وفات پدرش از آن به تنهايى بهره بردارى كرد و به آن مسلط شد، آن وقت سخن او تصديق نمى شود، مگر اينكه ادعايش را با وجه شرعى ثابت نمايد.