عقد دائمى اوّل كه پيش از تمام شدن مدت عقد موقت واقع شده باطل است، و وطى پس از آن وطى به شبهه است كه به جهت آن گنه كار نمى باشند، ولى زن به مهرى كه معين كرده اند و به آن اتفاق نموده اند مستحق مى باشد، و عقد دوم هم صحيح است و بر آن اشكالى نيست و باز هم زن به مهرى كه معين كرده اند مستحق مى شود پس براى زن دو تا مهر مى باشد.
اين الفاظ پايه اش بر ادعاهائى است كه هيچ دليلى بر آن نمى باشد، و اين ادعاها از معارف اهل بيت (عليهم السلام) آب نخورده (بدست نيامده) است بطوريكه بشود با آن دليل آورد، پس لازم است كه انسان دورى كند از آن كسى كه اين ادعا را مى كند، زيرا كه آنها يا غافل و مغلوب و فريفته شده بر امرش بوده اند و يا گمراه كننده و افتراء گوينده اى مى باشند كه انسان مى ترسد از آنان به دين و مؤمنين صدمه برسد، و اى بسا كار آنها به آنجا مى رسد كه حرامها را حلال و حرمتها را هتك مى كنند، همانطورى كه ديگران از آنها كارشان به آنجا منجّر شد ( انالله و اناالله راجعون ) همانا بر اين ادعّاها پذيرش نيست مگر ميان مردمى كه از معارف اصلى حوزه هاى علميّه به جهت ضعف حوزه و كمتر بودن مبلغّين درست و حسابى محروم مى باشند.
بلى وجوب صله ارحام (ارتباط برقرار نمودن باخويشان) به آنها هم شامل مى شود و سلام و مانند آن كافى است و بيشتر از آن واجب نيست مگر اينكه در ترك آن در نظر عرف بريدن باشد كه در آن صورت احتياط واجب آنست كه آن را ترك ننمايد.