كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

فرموديد كه ولايت بر سهم امام (عليه السلام) مشترك است ميان مكلف و حاكم شرعى كه آگاهى از جنبه هاى عمومى و خصوصى دارد، و اين موجب چند سئوال مى شود. 1 ـ چگونه حاكم شرعى بر جنبه هاى عمومى و خصوصى آگاه مى شود و ما چه طور به آگاهى او پى مى بريم آيا مقصود از آن اين مى باشد كه او ضمن به عهده گرفتن مسؤوليّت و نصب نمودن نايب ها او به عهده بگيرد موافقت مكلّف را به نحو اجمال با توجيهاتى كه حاكم شرعى مى نمايد؟ 2 ـ آيا تنها ادعا نمودن حاكم شرعى امر مزبور را براى خودش كفايت مى كند اگر چه اين از متصدى بودن آن به اين امر بدست آيد؟ 3 ـ اگر آگاهى مزبور به دست نيايد آنوقت حكم مكلّف چيست؟ 4 ـ اگر فرض كرديم كه يكى اطلاعاتش بيشتر از آن است و يا احتمال داديم كه اطلاعاتش زيادتر است آيا دادن خمس (حق) بر او معين مى باشد چه بهتر كه جريان اطلاع ذكر شده را جواب روشنى بدهيد؟

سهم امام (عليه السلام) امانت است لازم است آنكه در امانت واجب است به اندازه اى ممكن اداء نمود و كمترين بدست آوردن اطلاع و آگاهى حاكم شرعى به جهت هاى عمومى و خصوصى، ادعا كردن آن براى خودش است اگر چه اين از راه متصدى شدن به اين امر باشد، و گاهى معارضه مى كند با آن وقتى كه تصرفاتش به نحو مطلوب نباشد، همانطورى كه خوب بودن عملكرد آن تاكيد مطلب قبل را مى نمايد و گاهى هم عملكرد حاكم شرع ديگرى كه به نحو بهتر از آن مى باشد معارضه مى نمايد. آنكه بر مكلّف لازم است به اين جهت ها اهميت دهد و به اندازه اى ممكن ملاحظه و مراعات نمايد و آنكه نزديكتر به اداء امانت است آن را اختيار نمايد. آرى دقت و جستجوى بيشترى كه مشقت آور باشد و سخت باشد واجب نيست همانطورى كه دقت و كاوش بيشتر اگر زمان بيشتر ببرد كه تعطيل حق لازم بيايد در اين صورت هم واجب نيست.

در اينجا مصيبت خوانى بر اهل بيت (عليهم السلام) هست كه درباره انبياء (عليهم السلام) و آيات قرانى كه در حق آنها نازل شده سخنرانى مى كند، و به شنوندگان القاء مى كند كه پيامبران (عليهم السلام) خطا كردند، و داستانهاى اسرائيلى را بر صحيح بودن گفتارش دليل مى آورد، و وقتى كه اعتراض از طرف برخى از شنوندگان مى شود، مى گويد تنها پيامبر ما محمّد (صلى الله عليه وآله وسلم)افضل پيامبران است، و شنوندگان هم قبول مى كنند كه پيامبران معصوم نيستند، و كرامات امامان (عليهم السلام) را پيوست مى كند به خطا كردن انبياء رأى حضرتعالى در اين خصوص چيست؟

عقيده اى ما در خصوص انبياء (عليهم السلام) اينست كه آنها معصومند و دامن آنها از آلوده شدن به گناه و بدى پاك و منزه است، و هر چيزى كه بر خلاف اين دلالت كند بايستى تأويل و يا رد گردد، و اسرائيليّات از دروغهائى هست كه اسلام بدان مبتلا شده است، و عقيده اى ما در والا بودن مقام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و امامان (عليهم السلام) جايز نمى كند كه به ديگران طعنه بزنيم، پس آن مرد بايستى از خدا بترسد و يا ساكت شود.

از محضرتان تقاضامنديم كه رأى شريف خودتان را درباره اى خريدن بليط هاى بخت آزمائى كه در انگلستان معروف به (اللوترى) است بيان فرمائيد كه اگر منفعت آن يا قسمتى از منافع آن به آنهائى كه انحراف جنسى دارند خرج شود؟

در سابق حكم آن را گفتيم كه خريدن آن جايز است ولى چون فرض مى شود كه منفعت آن به كسانى كه انحراف جنسى دارند خرج مى شود ظاهر اينست كه شركت نمودن در اين حرام است زيرا كه در آن تقويت و تشويق نمودن به كار خيلى زشت و بد است مگر اينكه خرج نمودن آنان رسمى و آشكارا نباشد به طورى كه شركت كردن در آن تقويت نباشد و خداوند سبحان از نيتها آگاه هست.