نشست و گفتگوی آیت الله سید ریاض حکیم با سازمان فرانسوی کلیساهای منطقه مدیترانه

نشست و گفتگوی آیت الله سید ریاض حکیم با سازمان فرانسوی کلیساهای منطقه مدیترانه
۱۳۹۶/۰۱/۱۴

وی در این دیدار به نقش مرجعیت دینی در نجف اشرف در استقرار و رسوخ ارزشهای انسانی شرافتمندانه در جامعه اشاره و از آن به عنوان رهنمود زندگی همراه با اطمینان و امنیت یاد کرد ، و بر پایه برابری ، قانون و اجرای آن برای تمامی اقشار به شکلی برابر تاکید نمود و آن را راه مبارزه با بی عدالتی در برابر مظلومان دانست.
سید ریاض حکیم (دام عزه) با بیان اینکه امروز آنچه مورد اهمیت مرجعیت دینی است همان رعایت مصالح عالیه جامعه از راه دعوت به همزیستی مسالمت آمیز و دوری از هرگونه خشونت دانست ، مرجعیت امنیت همگانی است چرا که نگرانی های مظلومان را به دوش گرفته و دردها را احساس میکند .
وی در سخنانی به نیت راه اندازی جوامع تروریستی در جهان که برگرفته و رشد یافته فرهنگ های خاصی در پاکستان و برخی دولتهای منطقه در سالیان قبل و بعد از آن ، سایر سرزمین ها از جمله عراق که پرورش دهنده حزب سابق بعث بوده ، اشاره کرد .
در خصوص تشکیل و راه اندازی نیروهای مردمی الحشد الشعبی عنوان داشت که بعد از انحلال و از بین رفتن سازمان نیروهای نظامی و عدم اعتماد مردم به این سازمان ، همانا مرجعیت دینی هموطنان را با تمامی قومیتها و فرقه ها به دفاع از خود در مسیر سازمانهای دولتی دعوت نموده و مردم نیز به این خواسته مرجعیت دینی لبیک گفته و  داوطلب دفاع از کشور زیر نظر قوانین حکومتی شدند .

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

كسى كه اعمال مستحبّى را به جا مى آورد و حاضر نيست كسى آن را ببيند و يا آن را به ديگران بگويد ولى شخص ديگرى آن را به ديگران مى گويد آيا اين غيبت حساب مى شود يا نه چون آن شخص اجازه نمى دهد كه به ديگران نقل كنند؟

اين از غيبت حرام نيست بلى اگر شخصى از عمل آن آگاه شود و او از آن پنهان دارد و شرط كند بر آن كه فاش نكند آنوقت جايز نيست كه سّر آن را آشكار كند چون امانات مجلسها بايد حفظ شود؟ نه به خاطر اينكه آن از لحاظ غيبت حرام است.

حقيقت شيخى ها را بيان فرمائيد؟ و تفاوت ميان آنان و ميان ساير شيعه اماميّه را توضيح دهيد؟ و من يكى از خانواده شيخى ها هستم و من كه فرقى ميان آنها و باقى شيعه نمى دانم و خود از اين امر آگاهى دارم زيرا كه من كتابهاى شيخيّه را همانند (عقيدة الشيعة) كه مال ميرزا على حائرى است و همچنين كتاب (حياة النفس) مال شيخ احمد احسائى را خوانده ام و فرقى نيافته ام و اميدوارم به طور تفصيل جواب بفرمائيد؟

عقيده فرقه شيعه كه حق هستند هيچ گونه در آن ابهام و پيچيدگى و اشتباهى وجود ندارد زيرا كه عقيده اى آنان از توحيد و ايمان به پيامبر و امامت امامان معصوم شروع مى شود با رعايت اين شرط كه هيچگونه غلّو در امر و شأن امامان ننموده و آنان را بندگان و مخلوق خداوند متعال دانسته با اين مزيّت كه خداوند متعال آنان را امين دين و بندگان خود قرار داده است و آنان حجّت خداوند بر بندگان در امورات دينيشان و خليفه خداوندى در امر دنياى آنان مى باشند و خبر راستين مى دهند و حكم به حق مى نمايند و سلسله و خاندان مبارك و باميمنت آنان يكى پس از ديگرى سپرى شده تا اينكه نوبت زعامت به امام منتظر (سلام الله عليه) رسيده است و خداوند او را از نظرهاى شيعه غايب نموده تا آن زمانيكه اجازه به ظاهر كردن دعوتش و اعلان كلمه اش بدهد و اكنون سفير و واسطه ميان آن و ميان يكى از شيعيانش وجود ندارد و هر كسى ادعّاى خلاف اين كند دروغ و افتراء است وليكن خداوند سبحان مردم را در تاريكى هاى جهالت نگذاشته و آنان را از سرگردانى و گمراهى به نور هدايت بوسيله علماء و مجتهدين پرهيزكار دلالت نموده و مسؤليّت ارشاد مردم را با بيان احكام شريعت و توضيح معالم دينى بعهده آنان گذاشته است و اين مقام و موقعيّت دائر مدار علم و تقوى است در هر كجا باشند و در هر كسى پيدا شوند بدون اينكه موروثى و يا نسبى و يا وابسته به وصيّت و عهد و غير از اينها باشد و اين مقام را در انحصار جمع مخصوصى قرار نميدهند و ملك آنها نمى كنند و هر طور كه ميلشان خواست درباره آن حكم نمى نمايند و بر اين روال طائفه حقّه شيعه در قرنهاى متمادى رفتار نموده اند تا اينكه به ما رسيده است اما طائفه شيخيّه بنظر مى آيد كه مرجعيّت آنان در برابر ضابطه هاى خاصّ انعطاف پذير است و مرجعيّت را طورى مى كنند كه در مدار معيّنى دور بزند و در انحصار جمع مخصوصى باشد و در اختيار غير از آنها قرار نگيرد، و اين امر يست كه اساس و بنياد شرعى ندارد و همانا آن از بدعتهاى نوظهور در قرنهاى اخير است، امّا از جنبه عقايد نسبت بعضى از امور به آنها در زبانها تكرار مى گردد كه با عقايد اماميّه سازگار نمى باشد، و عوامهاى آنان چيزى از عقايد خواصّ شان نمى دانند و خواصّ و علماء آنان اظهار عقيده نمى كنند تا كه تمامى وضع حال آنان بدست آيد و اين پنهان كردن خواصّشان و فرقه گرائى جماعت شيخيّه از بقيّه اى فرقه اماميّه و كناره گيريشان انسان را به شك مياندازد زيرا كه اگر ميان ما و آنان فرقى نبود همانطوريكه آنان ادعّا مى كنند پس چرا آنان خودشان را از ما كنار مى كشند و از فرقه حقّه شيعه جدا مى شوند تا آن اندازه كه فرقه اى داخل فرقه تشكيل مى دهند و فائده اين غير از تضعيف حق و پاره كردن وحدت چه مى تواند بوده باشد، و بدين جهت براى ما دشوار است كه يقين كنيم به مطابق بودن عقايد آنان با عقايد حقّه شيعه كه بدان اشاره گرديد و براى ما ممكن نيست كه با اين سكوت و كناره گيرى و مخفى نمودن عقايد شان بتوانيم درباره معالم دينى آنان بطور مبسوط سخن بگوئيم، و آنان با اين وضعى كه هستند مسؤليّت اين جدا شدن و تفرقه را بايد متحمّل باشند. و از خداوند متعال اصلاح احوال و وحدت كلمه را خواستاريم كه او ارحم الراحمين است .

سئوال كننده زن علويّه است، خواستار نصيحتى از محضر مقدستان هست كه پيشنهاد نصيحتى بنمائيد كه رفتارش مناسب باشد، و براى شما توفيق خواستار است و ذخيره براى اسلام و مسلمين بودن شما را آرزومند است؟

نصيحت ما براى آن ترسيدن از خداى متعال، و آشنا شدن به احكام دينيش و پرهيز نمودن از هواى نفس امر كننده به بدى و از وسوسه هاى شيطان رانده شده مى باشد و خداوند توفيق دهنده و كمك كننده است.

اگر زن به زنا حاضر شود و به عقد خواندن حاضر نشود آيا جايز است با زور و يا با نيرنگ او را به عقد خواندن حاضر نمود؟

جايز نيست او را اكراه و اجبار نمود و در اين صورت عقد صحيح نمى شود، امّا نيرنگ نمودن مقصود از آن معلوم نشد و در هر حال اگر از او قصد بر عقد حاصل شد و عقد را با قصد معناى آن و به اختيار خودش بدون اكراه و اجبار خواند عقد صحيح است جايز است كه بر آن ترتيب اثر داد.

و اگر اينها جايز باشند آيا در حسينيّه هم جايز است؟

آرى جايز است مگر اينكه هتك حرمت به حسينيّه محسوب گردد و يا خلاف شرط وقف كننده باشد و يا مخالف نظر متولّى آن باشد و حكم مسجد هم مثل آن است.

آرشیو اخبار