نجل المرجع السيد الحكيم (مد ظله) يشارك المؤمنين في مدينة النعمانية احتفاليتهم بمناسبة عيد الله الاكبر عيد الغدير الأغر

نجل المرجع السيد الحكيم (مد ظله) يشارك المؤمنين في مدينة النعمانية احتفاليتهم بمناسبة عيد الله الاكبر عيد الغدير الأغر
۱۴۰۰/۰۵/۰۸


شارك نجل المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مد< ظله) سماحة العلامة السيد عزالدين الحكيم، اهالي قضاء النعمانية في محافظة الكوت احتفالهم بمناسبة عيد الله الأكبر عيد الغدير الأغر، والقى سماحته (دام عزه) كلمة في المناسبة، التي حضرها جمع غفير من المؤمنين، مبينا فيها أهمية الارتباط بأهل البيت (عليهم السلام) ودور ذلك في نجاة الإنسان في الدنيا والآخرة، وان الارتباط بهم هو الطريق الذي ارتضاه الله تعالى لعباده دون غيره من الطرق.
وفي ختام الاحتفالية ودع سماحته والوفد المرافق له بالاعتزاز والشكر والتقدير لهذه الزيارة والمشاركة المباركة.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

حكم دخترى كه ازدواج كرده است آيا شهر اهلش در وطن بودن او باقى مى ماند؟

بر او وطن باقى نمى ماند، مگر اينكه وضع حالش جورى باشد كه اعراض از شهر اهلش ننمايد، و ظاهر سؤال مى رساند كه از اين فرض خارج است.

مردى كه مالك زمينهاى زراعى هست با جمعى از كشاورزان توافق كردند كه اصلاح زمين و زراعت آن و چيزهايى كه مربوط به زراعت است به عهده آنها باشد در مقابل قسمتى از زمين براى هر فردى از آنها باشد و اين توافق ميان آنها در حدود سى سال پيش بود و مالك زمين وفات كرد همسرى داشت كه سهم آن را به او مى دادند و پس از زمانى كه از پنج سال بيشتر نمى باشد همسر آن هم وفات كرد، و ديگر براى مرد و همسرش وارثى تا به حال پيدا نشده است و كشاورزان در طول اين مدت در سهم آن مالك بدين سان تصرف مى كردند كه سهم آن را در ترويج شعائر حسينى خرج مى كردند و طعام مى پختند به نام امام حسين (عليه السلام) و مى دادند، و در اين حال اين سؤالات را از حضرتعالى مى نماييم: 1 ـ آيا معامله مزبور صحيح است يا نه؟ 2 ـ سهم مالك به كدام شخصى در اين وقت داده شود؟ 3 ـ آيا تصرفاتى كه در طول اين مدت در سهم مالك شده است شرعى است يا نه؟

1 ـ معامله مذكور صحيح است. 2 ـ سهم مالك در نزد تصرف كنندگان در زمين براى صاحب آن و يا وارث آن امانت مى ماند و واجب است كه بطور جدّى از آنها جستجو شود و لازم است كه سهم آنها به صورت چيزى كه قيمت آن باقى مى ماند همانند طلا و يا پول معتبر نگهدارى شود. 3 ـ تصرفاتى كه ذكر گرديده است شرعى نمى باشد و آنان به مال مزبور ضامن هستند و ذمّه آنان مشغول است به آن تا اينكه وارث را پيدا نموده و رضايت آن را جلب نمايند.

خانه اى كه براى نشستن نيازمندان از ورثه هاى واقف وقف شده است در اثر مرور زمان خراب شده و به چيزى صلاحيّت ندارد غير از اينكه در اثر ويران شدنش به همسايه ها ضرر مى رساند، آيا ممكن است وراث واقف خانه را هموار نمايند تا اينكه از طرف وراث آنجا را جامعى و يا حسينيّه بسازند و يا آنكه مشترى به آن محل آنرا جامع و يا حسينيه بسازد، و آيا ممكن است كه ورثه واقف در مبلغ فروخته شده به شخص ديگرى ( كه از وراث نيست ) تصرف نمايند؟

اگر تعمير كردن خانه ذكر شده بوسيله نيكوكاران از وراث و غير وراث ممكن شد لازم است كه تعمير گردد و اگر اين ممكن نشد خانه مذكور صدقه است به وراث مى توانند آن را بفروشند و مشترى مى تواند هر چه خواست بسازد، بلى لازم است در جايز بودن فروش اينكه تمامى وراثى كه براى آنها وقف شده و آنها موجود هستند رضايت بدهند.

آيا رفتن به مجالسى كه « فصل عشايرى » ناميده مى شود اگر در آن مجلس دروغ و نفاق بوده بطورى كه فصل خصومت و يا ديه دادن بر خلاف موازين شرع باشد جايز است؟

اگر در آن مجالسى كه به دعواها فيصله مى دهند ( فصل عشايرى ) حكمهايى برخلاف احكام شريعت باشد شركت كردن در آن مجلس به عنوان كمك كردن به حكمهاى ياد شده باشد حرام است بلكه از بزرگترين حرامها است خداوند متعال مى فرمايد. ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا آنها كه حكم جاهليت را از تو مى خواهند و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند. و اما اگر شركت كردن در آن مجلس تنها به خاطر اصلاح ميان دو نفر باشد بدون اينكه در نظر داشته باشد كه حكمى برخلاف حكم خداوندى را امضاء نمايد جايز است.