نجل المرجع الديني الكبير السيد الحكيم يحضر مجلس الفاتحة المقام ببغداد في مدينة الحرية على روح الشيخ محمد الماجدي

نجل المرجع الديني الكبير السيد الحكيم يحضر مجلس الفاتحة المقام ببغداد في مدينة الحرية على روح الشيخ محمد الماجدي
۱۳۹۹/۱۲/۰۷


حضر نجل سماحة المرجع الديني الكبير السيد محمد سعيد الحكيم (مد ظله) حجة الاسلام والمسلمين السيد عز الدين الحكيم، يوم امس الاربعاء الحادي عشر من رجب 1442 هـ، مجلس الفاتحة المقام في منطقة العطيفية، على روح معتمد مكتب السيد الحكيم في منطقة الحرية في العاصمة بغداد حجة الاسلام الشيخ محمد الماجدي (رحمه الله)، الذي وافته المنية بعد اصابته بفيروس كورونا.
وقدم السيد عز الدين الحكيم والوفد المرافق له من معتمدي المرجعية ببغداد تعازي سماحة المرجع السيد الحكيم لذوي الفقيد ومحبيه سائلين المولى عزّ وجل ان يرحم الفقيد بواسع رحمته ويسكنه فسيح جناته، وان يلهم أهله وذويه ومحبيه الصبر والسلوان إنه ارحم الراحمين وولي المؤمنين.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا در حلال بودن ماهى مردن آن در تور شكار كافى است؟

لازم است كه از آب زنده بيرون بيايد، و كفايت مى كند كه آن را در تور نگهدارى تا آبش بريزد در صورتى كه آن زنده است بطورى كه در بيرون از آب آن بميرد حلال مى شود.

فرموديد كه احتياط وجوبى در عدّه زن كافرى كه طلاق داده شده بايد سه پاكى را ببيند، با اينكه روايت صحيحى در اين مقام هست كه عدّه آن مثل عدّه كنيز است و با وجودى كه مورد روايت در آنجائيست كه شوهر نصرانى است لكن علت كه آورده است اين است كه آنها مملوك هاى امام هستند اين كشف مى كند كه حكم عموميّت دارد؟

همانا توقف كردن ما از تعدّى كردن از مورد روايت مذكور اينست كه علت تعبدى است نه حقيقى، چون اشكال نيست در اينكه احكام مملوكها با عموميتش بر آنها هم جارى مى شود، و بدين لحاظ كه محقق (قدس سره) روايت را نسبت به شاذ بودن داده است، و در جواهر آمده است كه: ما عمل كننده به روايت نيافتيم بلكه ظاهر عموم و يا صراحت آنها خلاف آن روايت است، حتّى اينكه او بعيد شمرده به صاحب حدائق و مدارك اشكال نمودن و توقف كردن را در آنچه مشهور به آن قائل هستند كه آنها با آزادها مساوى مى باشند، و اين دليلها همه اش در توقف كردن مادر عمل به روايت و اقتصار نمودن به احتياط وجوبى كفايت مى كند.

معناى تعرّب بعد از هجرت كه در باب گناهان كبيره آمده است چيست؟

مقصود از آن سفر به شهرهايست كه مسلمان نمى تواند دين خود را در آنجا نگه دارد، و يا به واجبات اسلام نمى تواند عمل كند.