مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) بر الگوگیری درست از معصومین (علیهم السلام) در داخل نکردن مسائل دور از شأن فاجعه کربلا در نهضت سید الشهداء (علیه السلام) تأکید کردند.

مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) بر الگوگیری درست از معصومین (علیهم السلام) در داخل نکردن مسائل دور از شأن فاجعه کربلا در نهضت سید الشهداء (علیه السلام) تأکید کردند.
۱۳۹۷/۰۶/۳۱

مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) در دیدار با ادیبان عرصه حماسه کربلا و صاحبان منابر و عزاداران دسته های حسینی بر الگوگیری درست از معصومین (علیهم السلام) در داخل نکردن مسائل دور از شأن فاجعه کربلا در نهضت سید الشهداء (علیه السلام) تأکید کردند.
حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) در دیدار با صدها نفر از مداحان، شاعران، ادیبان و عزاداران دسته‌جات حسینی در شهر نجف اشرف، بر ضرورت الگوگیری از حضرات معصومین (سلام الله علیهم اجمعین) در یادآوری نهضت حضرت سید الشهداء امام حسین (علیه السلام) و عدم دخالت دادن امور دیگر در آن به شکل کامل طی ایام عزاداری ماه محرم الحرام تأکید کردند.
ایشان همچنین حاضرین را به عدم از بین بردن فرصت مهیا شده در ایام عزادارای عاشورا بوسیله پرداختن به امور دور از شأن قیام امام حسین (علیه السلام) سفارش کردند. ایشان با اشاره به این عزاداری ها به عنوان وسیله شناخت شیعیان در جهان، و برکات برگزاری این مجالس عزاداری، خاطر نشان کردند به برکت این مجالس که اهل بیت آن را استوار و محکم کردند، خداوند بلاهای حتمی که از هر جهت ما را فرا گرفته بود از ما دور کرد. به همین خاطر این ایام عزاداری نعمتی از سوی خدا برای ما و بهاری برای شیعه است و نباید این فرصت مبارک را که تمام انبیاء و رسولان و امامان (سلام الله علیهم) یکی پس از دیگری تا حضرت حجت بن الحسن (عج) در آن به عزاداری و گریه مشغول شدند از دست بدهیم همان طور که حضرت مهدی (عج) خطاب به جد شهیدش می فرماید: «لاندبنک صباحا و مساء و لابکین علیک بدل الدموع دما...» (هر صبح و شام قطعا بر تو خواهم گریست و جای اشک، بر تو خون گریه خواهم کرد!)
مرجع عالی قدر حضرت آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) در پایان سخنان خود پس از دعای توفیق و استواری در راه حق برای حاضران، تمام مومنین را به اقامه مراسم عزاداری برای حضرت سید الشهداء امام حسین (علیه السلام) سفارش و تأکید کردند: «شاعران وظیفه دارند در رثای امام حسین (علیه السلام) و عظمت مصیبت های سرشار از ظلم و قتل و شکنجه که به ایشان و اهل بیت و یاران شان (علیهم السلام) روا داشته شد، گریه و زاری کنند چنان که رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم/ پدر و مادرم به فدایش باد) برای حضرت سید الشهداء گریه و زاری کردند. پس از ایشان نیز اهل بیت (علیهم السلام)، که هم تراز قرآن هستند و مثل آنان مثل کشتی نوح است که هر کس سوار آن شد نجات یافت و هر کس از آن دوری کرد، غرق و نابود شد، نیز چنین کردند. آنان همواره بر گریه بر سرور آزادگان جهان و برپایی مجالس عزاداری و اقامه ماتم برای حضرت امام حسین (علیه السلام)، و نه بر اموری که جای آن در مکان هایی غیر از مجالس عزاداری عاشورا است، تأکید داشتند.»

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در حال نازا بودن ـ عقيم بودن ـ دكترها به يافتن علّت اين در مى آيند و اوّل از مرد شروع مى كنند، اگر سالم باشد آنوقت به بررسى از زن مى پردازند آيا جايز است بر مرد كشف عورت نموده و منى خود را به آنها بدهد تا آزمايش نمايند، و در بعضى اوقات به طريق استمناء منى را اخذ مى كنند آيا جايز است منى مرد و زن را بگيرند و آن را در جايگاه معينى بگذارند، سپس به رحم زن داخل نمايند، و آيا جايز است از حيوان منى دار از دنبلانش منى بواسطه عمل جراحى گرفته شود و با اُوُل زن آميخته نموده و آن را در جايگاه مخصوصى نگاه دارند و بعد از گذشتن مدتّى به زن تلقيح نمايند يا نه؟

1 ـ اگر نازائى يك نوعى سبب حرج شود آن وقت كشف عورت جايز مى باشد، و جايز نيست از راه استمناء منى گرفتن مگر اينكه چاره به آن منحصر باشد. 2 ـ مانعى نيست كه آب مرد و زن را در جايگاه مخصوصى نگه بدارند سپس آن را در رحم زن داخل نمايند. 3 ـ باز هم مانعى نيست كه از خصيه اى حيوان منى دار منى بواسطه عمل جراحى اخذ نمايند و با اُوُل زن آميخته نموده سپس آن را در رحم زن داخل نمايند.

شخصى مدتى است كه در نزد يك نفر امانت گذاشته و سپس وفات نموده است و چندين نفر ورثه دارد، و ورثه ها در تقسيم تركه ميّت اختلاف دارند، فرزند بزرگ طبق وصيت نامه كه وصىّ مى باشد ادعا مى كند كه پدرش مالش را به او موقع زنده بودنش بخشوده به شرط اينكه به هر يك از ورثه ها مبلغى پول و يا مقدارى ملك بدهد، ولى ورثه هاى ديگر ادعاى آن را قبول نمى كنند و دليل مى آورند كه در وصيت نامه اين نيامده است، آيا تكليف كسى كه امانت پيش اوست چيست، آيا بر او واجب است كه امانت را بر پسر كه وصى هست بدهد در صورتى كه اطمينان دارد كه وصى به ورثه از آن چيزى نخواهد داد، و او يقين دارد كه صاحب امانت وصيت كرده كه مقدارى حقوق واجب شرعى و خيرات داده شود و او اطمينان دارد كه وصى به جهت عدم ديانتش آن حقوق را پرداخت نخواهد نمود آيا مى تواند آن را از حقوق شرعى حساب نموده و بدون اذن وصىّ به حاكم شرع بدهد يا نه؟

بر امانت ذكر شده حكم ميراث جارى مى شود خواه وصىّ ادّعاى خودش را ثابت بنمايد يا نه، زيرا كه بذل با مردن بذل كننده و پيش از تحويل گرفتن شخصى كه به آن بذل شده است باطل مى شود، همانطورى كه به حقوق شرعى و ثلث هم داخل نمى شود، زيرا كه وصيت كننده آنها را در اموال مخصوصى معيّن نموده است، پس معيّن مى شود كه آن امانت را ميان تمامى ورثه ها مطابق سهم خودشان تقسيم نموده و سهم هر كسى را به خودش داد و نمى توان همه سهام را به فرزند بزرگ داد زيرا كه او به آن امانت ولايت ندارد.

قاعده اى (قبح عقاب بلابيان) كيفر نمودن بدون بيان كردن قبيح است، آيا با آن قاعده اى (وجوب دفع الضرر المتحمل) ضرر احتمالى را بايد دفع نمود معارضه مى نمايد؟

قاعده اى قبح عقاب بلا بيان وارد است بر قاعده اى وجوب دفع الضرر المتحمل و موضوع آن را از ميان برمى دارد زيرا كه موضوع قاعده دفع ضرر متحمل به هنگام شك در تكليف همانا عقاب است، پس با جريان قاعده اى قبح عقاب بدون بيان از عقاب انسان خاطر جمع مى شود، و ديگر موضوعى به قاعده اى دفع ضرر اهتمالى نمى ماند، همانطورى كه در جزء چهارم كتاب ياد شده است ذكر نموده ايم.

پسر بچّه يا دختر بچّه وقتى كه در حضانت و نگهدارى مادرش بطور كامل باشد اگر مادر مسافرت طولانى نمايد حق حضانت او در حال مسافرت به جدّه (مادر مادر) و يا به ديگرى منتقل مى شود و تا چه حدّى از سنّ دختر و پسر حق حضانت ادامه پيدا مى كند و آيا پدر سزاوارتر است به حضانت آنها از مادر و جدّه به هنگامى كه براى كودك مربّيه آماده كند، و آيا حضانت او در صورت مسلمان نبودن تربيت دهنده با احتمال اينكه تربيت او در ببار آمدن كودك اثر بگذارد و آن را از دين اسلام خارج نمايد باز هم نفوذ دارد؟

حق حضانت (نگهدارى) حق مادر است تا پايان مدت شيردهى، و هنگاميكه كودك از شير باز شد حق به پدر منتقل مى شود و به جدّه و غير آن انتقال نمى يابد و همچنين اگر مادر فرزندش را ترك نمايد و مسافرت كند باز هم به پدر منتقل مى شود آرى براى پدر ملاحظه مصلحت كودك لازم است، و بايستى براى آن نگهدارى و حضانت را بطورى آماده كند كه به بدن و دين كودك ضرر نرساند، ولى اين باعث نمى شود كه حضانت به ديگرى منتقل شود، به طورى كه بر ديگرى حق باشد.

آرشیو اخبار