مرجع عالیقدر حاج سید محمد سعید حکیم (مدّ ظله) دانشجویان را به طلب علم و همراهی با فرهنگ علمی ویژه تخصص کاری شان دعوت کردند

مرجع عالیقدر حاج سید محمد سعید حکیم (مدّ ظله)  دانشجویان را به طلب علم و همراهی با فرهنگ علمی ویژه تخصص کاری شان دعوت کردند
۱۳۹۷/۰۵/۱۳

مرجع عالیقدر حاج سید محمد سعید حکیم (مدّظله)  دانشجویان را به طلب علم و همراهی با فرهنگ علمی ویژه تخصص کاری شان دعوت کردند و از آنان خواستند برای خدمت به جامعه و کشور خود با جدیت، دقت و انگیزه ذاتی تلاش کنند و به اخلاق نیکو که برگرفته از سیره اهل بیت (علیهم السلام) است، آراسته شوند.
معظم له بر ضرورت پایبندی به ارزش های ثابت اسلامی از جمله حفظ پیوندهای خانوادگی و عدم تلف کردن وقت وبا ارتباط خداوند متعال، قرآن و راه استوار او تاکید کردند
ایشان این بینانات را در دیدار با جمعی از دانشجویان دانشگاه پزشکی ذی قار در جنوب کشور عراق بیان نموده اند.
در پایان معظم له برای دانشجویان موفقیت در خدمت به مردم و تخلّق به اخلاق معصومین (علیهم السلام) را از خداوند منّان خواستار شد.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در تاريخ 17/9/91 مغازه اى را اجاره كردم از مالك آن و در ضمن عقد اجاره با توافق هم شرايطى كرديم كه آنها عبارتند از: 1 ـ من وقتى كه احتياج به مغازه نداشتم نتوانم به كس ديگرى اجاره دهم. 2 ـ حق نداشته باشم كه به سرقفلى بفروشم. 3 ـ ماليات املاك را لازم است كه من خودم در موقع رسيدن وقت مطالبه آن كه در آينده در سال 1995 خواهد بود پرداخت نمايم. و با ناديده گرفتن وفاى من به شرايط ذكر شده مالك از من مى خواهد كه مغازه را تحويل دهم و جهتى ندارد غير از اينكه آن را به كس ديگرى اجاره بدهد، آيا نظر حضرتعالى اين است كه مالك حق دارد كه به تجديد عقد با من ملتزم نباشد به خاطر اينكه با صراحت در ضمن عقد شرط نشده است؟ با اينكه اى بسا استفاده مى شود از جريان ماليات املاك و غير آن كه ملتزم به تجديد قرارداد شده است و علاوه بر اين التزام به تجديد اكنون متعارف است در اجاره دادن محلّها بطورى كه متعارف بودن آن انسان را از شرط كردن ضمن عقد بى نياز مى نمايد؟

يكى از دو طرف لازم نيست به شرطى عمل كنند مگر اينكه در ضمن عقد با صراحت شرط شده باشد، و يا اينكه ضمناً معلوم باشد و قرينه هاى ذكر شده در سؤال اى بسا شاهد به شرط نمودن مذكور مى باشد، ولى ما نمى توانيم بر اين امر يقين كنيم زيرا كه به عرف تجارى جايى كه عقد خوانده شده ( قرارداد بسته شده ) نداريم، پس لازم است كه به اهل خبره هاى عادل رجوع شود همانطورى كه اين هم امكان دارد كه يكى از دو طرف ادعا كند كه قرينه بر خلاف متعارف در ميان مردم بود، و در صورت منازعه لازم است كه به حاكم شرع مراجعه نمايند تا او نزاع را با طريقه شرعى فيصله دهد.

آيا دعاى كميل از انشاء امام على (عليه السلام) است همانطوريكه مشهور است و يا اينكه از انشاء خضر (عليه السلام) است همانطورى كه در روايتى كه بواسطه كميل اين چنين نقل شده است؟

ظاهر اينست كه در اين خصوص روايتى كه جريانرا خوب روشن كند نيست غير از اينكه گمان قوى اينست كه آن از گفتار اميرالمؤمنين (عليه السلام) و يا حضرت پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)مى باشد، كه خضر از آنها ياد گرفته است، زيرا كه در آن از آيه قران كريم استفاده شده و شاهد آورده شده است، و روال آن دعا و بلاغتش مناسبت دارد كه آن از اهل بيت عصمت صادر شده باشد.

و در پرسش گذشته اگر شروع به ساختن خانه نمايد و تا سر سال تمام نشود آيا وجهى كه براى ساختن خرج كرده است خمس دارد يا نه؟

بلى واجب است خمس آنكه خرج كرده است بدهد بلكه واجب است بر آن خمس زمين اگر آباد كرده باشد آن را با ساختن به قيمت آن به هنگام دادن خمس بلى حق دارد وجهى را كه به هنگام متروكه و غير آباد بودن داده است و مخارجى كه موقع خريدن كرده است كسر نمايد.

شخصى خانه گرفته و در اختيار يكى از علماء دينى گذاشته كه در آنجا بنشيند بدون اينكه درباره واگذار نمودن ملك آن و يا واگذار ننمودنش چيزى بگويد، سپس آن شخص وفات كرد و چون آن مرد اهل عراق نبود لذا ما از بودن ورثه او و نبودش بى خبريم، و پسر عالم دينى آنجا را خراب كرده و از نو ساخته است، سؤال از اين است: كه آيا نوه عالم دينى را جايز است كه زمين آنجا را تملك نمايد؟ و بازگشت آن زمين و بنايى كه آن مالك است اگر بنام يكى در ثبت اسناد نباشد بر اينست كه دولت آن را ضبط خواهد كرد آيا بنام خودش ثبت نمودن جايز است؟

اگر قرينه ( دليلى ) نباشد كه آن خانه را به عالم دينى كه در آن اسكان داده ملك او كرده است، همان خانه قديمى با آن زمينش از آن مالك اوّلى است كه او گرفته است، و براى كسى جايز نيست كه آن را مالك بشود، بلى جايز است براى هر كسى آن را بنام خود بطور رسمى بنمايد تا اينكه آن را پس از جستجو كردن و يافتن صاحبش و يا ورثه هايش بدهد، زيرا كه اين احسانى است كه به آن اجر داده خواهد شد ولى براى آن شخص لازم است كه از خود اطمينان داشته باشد كه آن را مى تواند به صاحبش نگهدارى نمايد و مال آن را ضايع ننمايد، و به آن شهادت بدهد كه مال فلانى است و وصيت در خصوص آن بنمايد كه مال فلانى است و يا همانند اينها را بتواند بنمايد.

آرشیو اخبار