پایبندی به اخلاق نیکو را سرلوحه خود قرار داده تا جلوه گر اسلام حقیقی که از سیره ائمه معصومین سلام الله علیهم به ما رسیده را به دیگران منعکس کنید

پایبندی به اخلاق نیکو را سرلوحه خود قرار داده تا جلوه گر اسلام حقیقی که از سیره ائمه معصومین سلام الله علیهم به ما رسیده را به دیگران منعکس کنید
۱۳۹۷/۰۲/۱۲

توصیه ایت الله حکیم (مدظله) به دانشجویان دانشگاه پزشکی بابل : پایبندی به اخلاق نیکو را سرلوحه خود قرار داده تا جلوه گر اسلام حقیقی که از سیره ائمه معصومین سلام الله علیهم به ما رسیده را به دیگران منعکس کنید.
روز سه شنبه 14 ماه شعبان 1439 ، مرجع عالیقدر ایت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) گروهی از دانشجویان دانشگاه بابل در کشور عراق را استقبال نمودند، ایشان در ابتدا به مناسبت ولادت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) به دانشجویان تبریک گفتند.
معظم له خواستار رعایت اخلاق نیکو وپایبندی به احکام شرعی را شدند تا جلوه گر اسلام حقیقی که خداوند بر پیغمبر اکرم (ص) نازل کرده وائمه علیهم السلام وپیروان اهل بیت، پیرو آن مسیر بودند، باشند .
ایشان اشاره نمودند هنگامیکه من دانشجویان جوان را که به دین وعقیده اهتمام می ورزند می بینم خوشحال می شوم وبه انها غبطه می خورم واز خداوند متعال ارزوی پیروزی ، توفیق و تحقق آرزوها برای انها خواستار می شوم.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آنكه متداول است مجتهدين ميان بانك شخصى و دولتى فرق مى گذارند با اينكه روشن است در برخى از شهرها اموال بانكها در خود بانكها نمى ماند بلكه هر روز در خزانه اى بانك مركزى جمع مى شود آيا با اين وصف تمامى اموال بانك ها ( حتّى شخصى ها ) در حكم مجهول المالك نمى شود؟

اموال بانكهاى شخصى در آن فرض وقتى در حكم مجهول المالك مى شود كه وديعه گذاردن در بانك مركزى روى اين حساب باشد كه اموال در آنجا قاطى خواهد شد، و مالى كه از بانكهاى شخصى گرفته مى شود در جريان باشد و از دست مسلمانان بگذرد. و پول تازه چاپ شده نباشد، و دانسته شود كه خود اين مال از بانك مركزى گرفته شده است و از شعبه هايش گرفته نشده است و اين ( به حكم مجهول المالك شدن ) در صورتى است كه بانك مركزى تابع دولتى باشد كه ادّعاى ولايت دينى را به خود ننمايد و بر پايه دينى تشكيل نگشته باشد، وگرنه حكم مجهول المالك بر بانكهاى شخصى و دولتى جارى نمى شود مگر اينكه غصب بودن عين آن مال معلوم باشد و صاحبش شناخته نشود.

معروف است كه خون بستن عشايرى در ديه نفس براى آن اصل شرعى هست، زيرا كه معلوم است كه كشته شده را شرعاً در بعضى موقع ها ديه هست ولى چه كسى مستحق ديه مى باشد، و به چه كسى ديه بايد پرداخت بشود، و آيا جايز است يك قسمت از ديه را به افراد قبيله داد و يا در مجلس فاتحه صرف كرد؟ و اگر چنانچه به برخى از افراد قبيله سهمى از ديه داده شد، آيا گرفتن آن جايز است مخصوصاً در جايى كه برخى از اولاد ميّت قاصر ( صغير و مجنون ) باشند؟

ديه از آن ورثه ميّت است به غير از برادر و خواهر مادرى كه آنها از ديه ارث نمى برند، و در اين صورت افراد قبيله نمى توانند از وى چيزى بگيرند مگر با رضايت ورثه اى كه ذكر شد، و اگر چنانچه در ميان آنها قاصر ( صغير و مجنون ) باشد رضايت آن كافى نمى باشد، بلكه لازم است كه سهم آن را كنار گذاشت، و جايز است از حصّه و سهم ديگران با رضايت آنها اخذ نمود. و اميد از مؤمنين اين است كه به احكام خداوند متعال پاى بند باشند، و از آنها روگردان نشوند و بسوى حكمهاى جاهليّت بى محتوا رو نياورند كه خداوند عزوجل فرموده است: ( افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من الله حكما لقوم يوقنون ) آيا حكم جاهليت را از تو مى خواهند، و چه كسى بهتر از خدا براى قومى كه اهل يقين هستند حكم مى كند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الفاسقون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند فاسقند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الظالمون ) و كسانى كه بر طبق آنچه خدا نازل كرده حكم نمى كنند ستمگرند. ( و من لم يحكم بما انزل الله فاولئك هم الكافرون ) و آنها كه به احكامى كه خدا نازل كرده حكم نمى كنند كافرند. ( فليحذر الذين يخالفون عن امره ان تصيبهم فتنة او يصيبهم عذاب اليم ) پس آنان كه امر او را مخالفت مى كنند بايد بترسند كه فتنه اى دامنشان را بگيرد يا عذاب دردناك به آنها برسد و از لحاظ تهديد خداوند متعال كفايت مى كند كه مؤمنين را باز دارد اينكه فرموده است: ( ان الله لايغير ما لقوم حتّى يغير و اما بانفسهم و اذا اراد الله بقوم سوءًا فلا مردله و ما لهم من دونه من وال ) اما خداوند سرنوشت هيچ قومى ( و ملّتى ) را تغيير نمى دهد مگر آنكه آنان آنچه را در خودشان هست تغيير دهند، و هنگامى كه اراده سوئى به قومى ( بخاطر اعمالشان ) كند هيچ چيز مانع آن نخواهد شد، و جز خدا سرپرستى نخواهند داشت. و از خداوند متعال خواستاريم كه توفيق عمل بدانچه او دوست دارد و رضايتش در آنست مرحمت فرمايد و او ارحم الراحمين است.

كسى كه نذر كرده در مسجد معيّنى اعتكاف نمايد، سپس آن مسجد خراب شده حكمش چيست؟

اگر بر او اعتكاف نمودن در همان مسجد خراب شده ممكن باشد واجب است آنجا اعتكاف نمايد، ولى اگر ممكن نباشد پس اگر غرض اوّلى از نذر آباد نمودن همان مسجد است نذر باطل مى شود، و اگر مقصود بجا آوردن اعتكاف است، و مقيّد نمودن به مسجد مذكور براى غرض ديگرى است، آنوقت احتياط وجوبى اينست كه در مسجد ديگر اعتكاف نمايد.

اگر چيز مورد نياز را به صد دينار مى فروشد ولى به مشترى مى گويد كه به صد و ده دينار مى فروشم و سپس ده دينار از او نمى گيرد و صد دينارى كه به همه مى فروشد باقى مى ماند آيا اين معامله جايز است؟ و در صورتى كه به ( 110 ) دينار خريد حكم زيادى چيست؟

فروشنده مى تواند ميان مشتريها تفاوت بگذارد ولى بر او حرام است كه به مشترى دروغ بگويد، و بر او بگويد كه من به ( 110 ) دينار مى فروشم در صورتى كه او به ( 100 ) دينار مى فروشد.

شخصى زن سنّى را به صحيح بودن عقد غير دائمى قانع كرده و عقد ميان آنها جارى شده و پس از مدتى پيش از اينكه زمان عقد مزبور تمام شود، يكى ديگر او را قانع كرده كه عقد مذكور صحيح نيست و آن فسخ شده است و مخالف شرع و فتواى علماى سنّى هست پس او قانع شد به باطل بودن آن عقد، آيا بر او جايز و صحيح است كه عقد دائمى نمايد و يا اينكه عقد دومى باطل مى شود؟

عقد نمودن آن صحيح نيست مگر پس از تمام شدن مدت و يا بذل كردن مدت بر آن، زيرا كه عقد غير دائمى بر آن صحيح بوده بعد از آنكه بودن آن را بدان سانى كه معناى شرعى آن مى باشد قصد كرده است، و تنها منصرف شدن او از قانع شدن به آن آن را باطل نمى كند، و با آن موضوع قاعده الزام درست نمى شود.

آرشیو اخبار