ارتباط با خداوند متعال ، تواضع و رفتار فعالانه با مردم

 ارتباط با خداوند متعال ، تواضع و رفتار فعالانه با مردم
۱۳۹۷/۰۱/۲۸

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، جمعه 19 رجب المرجب 1439 هـ ، در استقبال جمعی از طلاب حوزه علمیه امام جواد علیه السلام در شهر القرنة از استان بصره در جنوب عراق ، عموم طلاب علوم دینی را به ارتباط با خداوند متعال ، اجتناب و دوری از مخالفت او ، تزین به اخلاق عالی ، پرهیزکاری وتقوی  ، تواضع و رفتار فعالانه با عموم مردم و دریافت و فهم درست و عمیق مطالب جهت آگاه نمودن و نزدیک ساختن مردم به احکام الهی دعوت نمود و همانا آن را به دلیل حصول اطمینان و اعتمادی که در آنان به وجود می آید را تاثیر پذیرتر عنوان کردند.
حضرت آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از خداوند متعال توفیق را برای طلاب علوم دینی جهت ادای وظیفه ای که بر دوش گرفته اند خواستار شده ، تکیه و توکل به پروردگار بزرگ را در تمامی امور قرار داده ، سختیهایی که در این مسیر خواهند دید را به بهترین شکل تحمل نمایند و اینکه همگان در راه رضای خداوند متعال بتوانند بار سنگین مسوولیت را به دوش بکشند.

استقبال طلبات التسجيل في الدورة الصيفية العاشرة للشباب المغترب وغيرهم

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

در اينجا شبهه اى هست مفاد آن اينست: كسى كه بر امامت پس از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)با دليل تاريخى استدلال مى كند و آن اينست كه موقعيتى كه اسلام در آن زمان داشت بودن فارسها و روم و منافقين و در كمين نشتگان به اسلام ايجاب مى كرد كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) خليفه اى بعد از خود تعيين نمايد و شبهه اينست كه تعيين خليفه به پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)بعد از خودش بوده و بدين لحاظ از منصب امامت كنار گذاشته مى شود و آن همانند تعيين نكردن است و خطر باقى مى ماند جواب شبهه چيست؟

وظيفه اى خداوند متعال به موجب حكم عقل از راه لطفش كه ثابت است همانا حفظ نمودن مصلحتها و دورى از مفسده ها در تشريع و قانون گذارى مى باشد، بدين سان كه طريقه كاملى را تشريع نمايد كه مردم را اصلاح نمايد، و به صلاح آنان باشد، و براى اين دليل و حجّت كافى اقامه نمايد، تا اينكه هر كسى كه هلاك شود با وجود دليل و بينّه هلاك شود و زندگى كند هر كه زنده است با برهان و بينهّ زندگى نمايد، و امّا پس از كامل شدن شريعت و صلاح آن، اختيار براى مردم باز است، اگر خواستند شكرانه اى نعمت با پيروى از شريعت مى نمايند و به سعادت مى رسند، و اگر خواستند كفران نعمت با مخالفت كردن به شريعت نموده و هلاك مى گردند، همانطورى كه خداوند فرموده ( انّا هديناه السبيل اما شاكرا و اما كفورا )( ) ما راه را به او نشان داديم خواه شاكر باشد (پذيراگردد) يا ناسپاس. و امامت از جمله اى شريعت است، كه خداوند آن را بطورى قرار داده كه اگر به آن عمل شود امر اسلام اصلاح مى گردد، و آنكه به عهده اى او بود اداء كرده است، و آنكه به عهده اى مردم است باقيمانده است، پس اگر به آن عمل كردند امر اسلام اصلاح مى شود، و اگر روگردان شدند آنان پى آمد كارشان را خواهند ديد، و براى آنان حجّتى براى خداوند عالم نيست بلكه حجت براى اوست بر آنان، اما اگر خداوند امامت را از جمله اى شريعت قرار ندهد، آنوقت آنان جرمى ندارند بلكه حجت اينها بر خدا مى باشد و تقصير از ناحيه او مى باشد و مسئوليت از آن او مى شود، در صورتى كه خداوند سبحان از اين (تهمت) به دور و منزه است تعالى عن ذلك علو اكبيرا.

در اينجا بعضى كارمندان دولتى هستند، وقتى كه رجوع كننده به عنوان مثال مى خواهد كه كار آن زودتر از وقت مقرر تمام شود براى آن چيزى مى دهد كه كارش را زودتر انجام دهد، با اين كه مى داند وقتى كه او به كار اين اقدام كرد كار ديگران به واسطه اين عمل به تأخير خواهد افتاد آيا اين عمل عنوان رشوت دهنده و رشوت گيرنده به خود مى گيرد تا اينكه عمل آن حرام باشد و يا اينكه از باب جلو انداختن كار آن كار بيشترى را انجام مى دهد و از جهت اينكه عمل مسلمان محترم است، گرفتن مال براى جلوتر انداختن جايز مى باشد؟

اگر كار رجوع كنندگان كه به تأخير مى افتد از قبيل آزادى زندانيان، ترخيص اجناس از گمرك، و يا دادن گذرنامه باشد آن وقت به تأخير انداختن كار آنها حرام است، ولى اگر كار مراجعين در خصوص تخفيف يا بخشودن ماليات و يا جلب منفعت به سود مراجعين باشد آنوقت در مقابل زودتر به راه انداختن راه آن چيزى گرفتن مانعى ندارد و به تأخير انداختن كار مراجعه كنندگان به واسطه اين كار حرام نمى شود.

اينجا زمينى هست كه مردم منطقه شهادت مى دهند كه اين زمين در گذشته باغ بود و وقف به حضرت زهرا (عليها السلام) و سادات كرام بود ولى دولت دست گذاشت بر آن و مدرسه ساخت، و در اين مدرسه از مدرسين مؤمنين خوب هستند كه مى خواهند تكليف شرعى خود را در اين مدرسه بدانند در صورتى كه نمى توانند به مدرسه ديگرى انتقال يابند زيرا كه دستور آنها با وزارت مى باشد؟ الف: حكم وضو و نماز در اين مدرسه چگونه است؟ ب: حكم بودن آنها و درس دادن آنها در آن مدرسه با اينكه چگونگى وقف را نمى دانند چيست؟

الف ـ وضو و نمازشان صحيح است به شرط اينكه به آنچه بعداً خواهيم گفت عمل نمايند. ب ـ چونكه ظاهر جريان اين است كه زمين وقف شده كه منفعتهاى آن در راه حضرت زهراء (عليها السلام) و سادات معصومين (عليهم السلام) خرج شود احتياط وجوبى اين است كه به اندازه چگونگى منفعت بردن آنها از زمين و مدت منفعت بردنشان با توافق حاكم شرع و يا نايب آن اجرت معين مى كنند و سپس آن را در بزرگداشت امر آنان : خرج مى نمايند كه روشنترين آن برپا نمودن مجالس عزاى آنهاست، و با اين مال همّت آنان با عملشان منفعت رساندن بر مؤمنين باشد تا اينكه اشغال كردن آنها زمينى را كه صدقه است از منفعتهاى صدقه هاى عمومى كه معلوم نيست براى چه چيز خاصّى وقف شده است بوده باشد.

آيا فروختن قبرها در زمينى كه وقف بودن آن معلوم نيست با اينكه از توابع مدفن ( بنيامين بن يعقوب ) مى باشد جايز است؟ با اينكه اهل شهر روالشان بر اين است كه مرده هاى خود را كنار حرم شريف دفن مى كنند؟

اگر منظور از معلوم نبودن وقفيّت اين باشد كه شك هست در اينكه آيا اين زمين وقف است يا مباح است آن وقت جايز است انسان حيازت ( تصرف ) نمايد و سپس آن را بفروشد، مگر اينكه حيازت شده و ديوارى به دور آن كشيده شده باشد كه در آن صورت ظاهر حيازت و ديواركشى اين است كه آن همانند مقام وقف است و تابع آنجاست فروش آن جايز نمى باشد و اگر منظور از ندانستن وقفيّت ندانستن به طرز وقف است، با اينكه اصل وقف بودن معلوم است آن وقت فروختن آن جايز نيست.

آرشیو اخبار