ارتباط با خداوند متعال ، تواضع و رفتار فعالانه با مردم

 ارتباط با خداوند متعال ، تواضع و رفتار فعالانه با مردم
۱۳۹۷/۰۱/۲۸

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، جمعه 19 رجب المرجب 1439 هـ ، در استقبال جمعی از طلاب حوزه علمیه امام جواد علیه السلام در شهر القرنة از استان بصره در جنوب عراق ، عموم طلاب علوم دینی را به ارتباط با خداوند متعال ، اجتناب و دوری از مخالفت او ، تزین به اخلاق عالی ، پرهیزکاری وتقوی  ، تواضع و رفتار فعالانه با عموم مردم و دریافت و فهم درست و عمیق مطالب جهت آگاه نمودن و نزدیک ساختن مردم به احکام الهی دعوت نمود و همانا آن را به دلیل حصول اطمینان و اعتمادی که در آنان به وجود می آید را تاثیر پذیرتر عنوان کردند.
حضرت آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از خداوند متعال توفیق را برای طلاب علوم دینی جهت ادای وظیفه ای که بر دوش گرفته اند خواستار شده ، تکیه و توکل به پروردگار بزرگ را در تمامی امور قرار داده ، سختیهایی که در این مسیر خواهند دید را به بهترین شکل تحمل نمایند و اینکه همگان در راه رضای خداوند متعال بتوانند بار سنگین مسوولیت را به دوش بکشند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اميدوارم كه قاعده اى آغاز مسافت را در شهرهاى بزرگ بطور واضح بيان فرمائيد؟ و اينكه از كجا مبداء حساب مى شود آيا كنار محله است، آنوقت جدا شدن محله ها را چگونه تشخيص دهيم؟ و يا به لحاظ خريدهاى روزانه است؟ و يا به جهت تمامى ارتباطات ميان محله ها است؟ مخصوصاً كه احتياجات اهل شهرهاى بزرگ براى بعضى ها پيچيده است مثلاً اى بسا دكتر متخصص در محلّه پيدا نمى شود و يا برخى از لوازمات چرخ ها و ماشين ها در محله مقدم مى باشد و يا به خاطر كمتر بودن رابطه هاى اجتماعى آن ميان اهل يك شهر بزرگ تردد به آن محله ها كمتر مى شود؟ آيا اين و همانند آن باعث مى شود كه آغاز مسافت براى شكست خواندن نماز آخر محلّه را قرار دهيم، اميد است كه قاعده اى اين را به تفصيل بيان فرمائيد؟

مقصود از اين در وضع زندگانى عمومى خودش به آنچه در محله اى خودش هست بسنده كند به طورى كه بيرون رفتن از محلّه يك حالت فوق العاده و استثنائى باشد و همانند سفر كردن باشد، و اين با اشخاص تفاوت مى كند و بعضى از اشخاص هستند كه لوازمات اجتماعى خودش را از تمامى اطراف شهر تهيّه مى كند آنوقت تمامى شهر بر او وطن شمرده مى شود و برخى لوازمات را فقط از محله اى خود فراهم مى نمايد و احتياج در ساير شئون زندگيش به محله هاى ديگر ندارد آنوقت محله اى آن وطنش مى باشد نه محله هاى ديگر و تشخيص با عرف است.

آيا آنكه در نزد مردم متعارف است همانند شرط شرعى مى باشد؟

اين سؤال خيلى روشن نيست. بلى در برقرار شدن شرط، بودن آن بطور متعارف در نزد خريدار و فروشنده در ضمن معامله قصد شده باشد كفايت مى كند و اين به جهت اين است كه ساختار نوع معامله در نزد مردم بر همان روال مى باشد.

آيا زن حق دارد حق خود را درباره نگهدارى كودكى كمتر از دو سال ساقط كند، و اگر چنانچه اين حق را داشته باشد آيا بر ولىّ واجب است او را نگهدارى كند و يا واجب نيست بلكه نگهداريش نيكوكارى مى باشد؟

از حق مادر اينست كه حق نگهدارى خودش را اسقاط نمايد، و از نگهدارى كودك خوددارى كند، زيرا كه او مجبور به اين كار نمى باشد و در اين وقت نگهدارى آن به پدر واجب مى شود، و او مى تواند خودش و يا وكيلش آن را نگهدارى كند، به جهت اينكه به مقتضاى ولايتش عمل نمايد.

به لحاظ آنكه پروردگار عالميان بر گناه كردن و فسق و فجور راضى نيست و به هر چيزى كه انسان را بر اطاعت نكردن از خدا و به بدخلقى سوق دهد راضى نمى شود. ولى در نتيجه شرّ و بدى بيشتر از خير و نيكى مى باشد. پس چرا اين جريان را از دوران اوّل خلقت در بشر قرار داده است؟

خداوند متعال اين جريان را در بشر بطوريكه مجبور باشد قرار نداده است. و فقط در بشر توانائى بر آن گذاشته و او را صاحب اختيار كردن او را قرار داده است و اگر اختيار در بشر نباشد نيكوكار نيكوكار نمى شود و گنهكار گنهكار نمى گردد، و چنانچه نبود وجود اختيار كننده شرّ و بدى و دعوت كننده به راه بد و كوشش كننده براى تحقق آن و تلاش كننده به فراگيرى و عمومى بودن بدى، براى نيكوكاران و دعوت كنندگان به نيكوكارى فضيلتى نمى بوده و هم چنين براى شكيبائى و استقامت برترى نمى بود و جهادگران و از جان گذشتگان در راه خدا را منقبتى ظاهر نمى شد، و هم چنين فضيلت اخلاص و از خود گذشتگى به خاطر او برملاء نمى گشت، و از خود گذشتگى بدانجا كشيد كه خونهاى پاك ريخته شد تا درخت دين آبيارى گردد و توانائيهاى جالبى براى دعوت به خير از خود نشان دادند، و بدين جهت آنان در دنيا مستحق مدح و ثنا و تقدير و تشكر گرديدند، و در آخرت به ثواب فراوانى نايل آمدند، و بهترين درجه هاى مقربين و اعلاى منازل مقربين را حيازت نمودند و به رضوان از خداوند اكبر فايز شدند. اين آنيستكه براى ما شناخت فائده آن ميسور گرديده، گرچه به تمامى اطراف حكمت افعال خداوند جل شانه نمى توانيم پى ببريم ( و اذ قال ربك للملائكة انى جاهل فى الأرض خليفة قالوا اتجعل فيها من يفسد فيها و يسفك الدّماء و نحن نسبح بحمدك و نقدس لك قال انى اعلم ما لاتعلمون ). (به خاطر بيار) هنگامى را كه پروردگارت به فرشتگان گفت: من در روى زمين جانشينى (نماينده اى) قرار خواهم داد (فرشتگان) گفتند (پروردگارا) آيا كسى را در آن قرار مى دهى كه فساد و خونريزى كند؟ ما تسبيح و حمد تو را به جا مى آوريم، و ترا تقديس مى كنيم، پروردگار فرمود: من حقايقى را ميدانم كه شما نمى دانيد. پس منزه است آنكه از افعال آن به خاطر كمال حكمتش سئوال نمى شود، ولى آنان مسؤولند و حمد براى خدائيست كه پرورش دهنده عالميان است ( والحمد لله رب العالمين ) .

آرشیو اخبار