توصیه به ترس از خداوند متعال ، روز حساب و عبرت گرفتن از تاریخ

توصیه به ترس از خداوند متعال ، روز حساب و عبرت گرفتن از تاریخ
۱۳۹۶/۱۲/۲۳

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، روز بیستم جمادی الآخر 1439 هـ ، در استقبال جمعی از دانشجویان دانشگاههای عراق که با هماهنگی بخش امور جوانان دفتر معظم له در نجف اشرف جهت زیارت امیرمومنان و کربلای معلی مشرف شده بودند ، جوانان محترم را از غرور و طغیان در امور دنیا و خوشیهای آن برحذر کرده و آنان را به ترس از خداوند متعال و روز جزای او توصیه کردند ، و با اشاره به عبرت گرفتن از تاریخ معاصر و زمان گذشته بر اهمیت التزام و پایبندی به ارزشهایی که از پیامبر گرامی و ائمه معصومین سلام الله علیهم و البته سیره حضرت فاطمه زهراء علیها سلام که به ما رسیده تاکید نموده و یادآور شدند که این شخصیت بزرگ ، شخصیتی است که این روزها را در سالروز ولادت پربرکت و مطهرش سپری میکنیم و حلقه اتصال بین نبوت و امامت به حساب می آید.
ایشان جوانان آگاه و مومن را به یادآوری سایرین به غفلتها ، و شکرگذاری خداوند متعال بر تمامی نعمتها توصیه نمودند .
در پایان دیدار نیز حضرت آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از دانشجویان عزیز خواستار رساندن سلام و درود وی به بستگان و همکاران آنان شده و یکدیگر را به حق و حقانیت توصیه کرده ، به اخلاق نیک تمسک و پایبندی ورزند و با همدیگر همکاری ، همیاری و تعاون داشته تا وسیله ای برای پیروزی و سربلندی دین و مذهب باشند.

استقبال طلبات التسجيل في الدورة الصيفية العاشرة للشباب المغترب وغيرهم

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا حاتم طائى و كسرى و عنتر از اعراف است؟ و اعراف چيست؟

آنكه از اهل بيت (عليهم السلام) روايت شده اينست كه اعراف پشته اى از مسك است كه به بهشت اشراف دارد، آنجا نشيمنگاه هر امام است با گنهكاران اهل زمانش از شيعه ها كه به انتظار حساب و يا شفاعت مى نشيند كه شايد آنها را هم داخل بهشت بنمايد، و آن همان چيزى است كه بر آن خداوند متعال اشاره مى كند ( لم يدخولها و هم يطعمون )( ) يعنى داخل بهشت نمى شوند در حالى كه اميد آن را دارند.

در تاريخ 17/9/91 مغازه اى را اجاره كردم از مالك آن و در ضمن عقد اجاره با توافق هم شرايطى كرديم كه آنها عبارتند از: 1 ـ من وقتى كه احتياج به مغازه نداشتم نتوانم به كس ديگرى اجاره دهم. 2 ـ حق نداشته باشم كه به سرقفلى بفروشم. 3 ـ ماليات املاك را لازم است كه من خودم در موقع رسيدن وقت مطالبه آن كه در آينده در سال 1995 خواهد بود پرداخت نمايم. و با ناديده گرفتن وفاى من به شرايط ذكر شده مالك از من مى خواهد كه مغازه را تحويل دهم و جهتى ندارد غير از اينكه آن را به كس ديگرى اجاره بدهد، آيا نظر حضرتعالى اين است كه مالك حق دارد كه به تجديد عقد با من ملتزم نباشد به خاطر اينكه با صراحت در ضمن عقد شرط نشده است؟ با اينكه اى بسا استفاده مى شود از جريان ماليات املاك و غير آن كه ملتزم به تجديد قرارداد شده است و علاوه بر اين التزام به تجديد اكنون متعارف است در اجاره دادن محلّها بطورى كه متعارف بودن آن انسان را از شرط كردن ضمن عقد بى نياز مى نمايد؟

يكى از دو طرف لازم نيست به شرطى عمل كنند مگر اينكه در ضمن عقد با صراحت شرط شده باشد، و يا اينكه ضمناً معلوم باشد و قرينه هاى ذكر شده در سؤال اى بسا شاهد به شرط نمودن مذكور مى باشد، ولى ما نمى توانيم بر اين امر يقين كنيم زيرا كه به عرف تجارى جايى كه عقد خوانده شده ( قرارداد بسته شده ) نداريم، پس لازم است كه به اهل خبره هاى عادل رجوع شود همانطورى كه اين هم امكان دارد كه يكى از دو طرف ادعا كند كه قرينه بر خلاف متعارف در ميان مردم بود، و در صورت منازعه لازم است كه به حاكم شرع مراجعه نمايند تا او نزاع را با طريقه شرعى فيصله دهد.

كسى در خيابان كودكى را پيدا كرده كه يك روزه و يا دو روزه بوده است آيا جايز است كه بر او نام بگذارد و بر او شناسنامه به فرزندى خود بگيرد؟ و در صورتى كه جايز نباشد آيا او بدون هويّت و بدون شناسنامه بماند، و آنوقت در اين عصر او چگونه مى تواند زندگى نمايد؟ رأى حضرتعالى در خصوص شخصى كه اولادى بر او متولد نمى شود پسر بچه و يا دختر بچّه اى را به فرزندى خود بگيرد چيست؟

براى او جايز است اين كار را بكند بلكه اين كار اجر و ثوابى هم دارد ولى نبايستى نسب كودك با نسب او مخلوط گردد، و اين را ثابت كند و شاهد بر آن به صورت شرعى بگيرد تا او را از ارث بردن باز دارد و از وارد شدن به زنان هم منع نمايد، و براى شناسنامه اثرى نمى باشد.

در انگلستان بازيچه اى هست كه آن را بليط بخت آزمائى (اللوترى) گفته مى شود كه آن را شركت سهامى چاپ مى كند و در آن صورت چهارده رقم شماره هست و بليط بخت آزمائى را به مبلغ ارزان مى فروشد كه اختيار مى كند شركت كننده در آن بازى عدد شش رقمى را، و اگر آن عدد با شماره هاى پنهانى كه در نظر گرفته شده است مطابق آمد آنوقت شركت كننده به جايزه اى بزرگى كه اى بسا به ميليون ها تومان برسد دست خواهد يافت در صورتى كه شركت اعلان مى كند كه برخى از منفعت هاى مسابقه در كارهاى خيريّه كه نزد آنها هست صرف مى شود، آيا جايز است كه مسلمان يك بليط اين چنينى را بخرد به نيّت اينكه شايد برنده باشد و متعهد مى شود كه اگر برنده شدم قسمتى از آن و يا كلّ آن را در نيكوكاريهاى اسلامى خرج خواهد كرد و اين مال را از دست اينها بدر خواهد آورد؟

ظاهر اينست كه معامله صحيح است و آن از برد و باخت حرام نمى باشد زيرا كه برد و باخت حرام آنست كه به مال مالك نمى شود مگر با برنده بودن همانطورى كه بخت آزمائى اين چنين است اما معامله در اينجا عبارت است از اينكه شركت بليط را به پول كمى مى فروشد و خريدار آن را به پول كم مى گيرد به شرط اينكه اگر شماره اش مطابق آن عدد پنهانى شد كه شركت در نظر گرفته است آنوقت جايزه را بدهند.

آرشیو اخبار