ارتباط با اهل بیت علیهم السلام ، تثبیت و متبلور نمودن عقیده واقعی در نفس انسانی

ارتباط با اهل بیت علیهم السلام ، تثبیت و متبلور نمودن عقیده واقعی در نفس انسانی
۱۳۹۶/۱۲/۲۱

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، در استقبال جمعی از مبلغان حوزه علمیه شهر مقدس قم ، مبلغین محترم حوزه های علمیه را به ارتباط با اهل بیت علیهم السلام ، میراث فرهنگی ـ معرفتی آنان ، عقیده واقعی و حقیقی ، دعوت ، تثبیت و متبلور نمودن آن در نفوس مردم ، چه در گفتار و چه در کردار توصیه نمودند .
ایشان به ضرورت ادای وظیفه یک مبلغ به صورت کامل و به بهترین وجه ممکن جهت خدمت به دین ، مومنان و همراه با تواضع و متمرکز شدن بر کار و عمل خویش با توجه به درس و تبلیغ و سعی در احیای امر اهل بیت علیهم السلام در علم و عمل ، تاکید کردند.
حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) در پایان دیدار قبولی زیارت و توفیق در راستای رضای باری تعالی را از خداوند متعال خواستار شدند .

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

دانشجوى در قسمت معمارى هندسى هستم چهار سال پى در پى به تحصيل ادامه دادم و موفق شدم به تخصصم آيا در درس خواندم به من چيزى هست، و مرا خداوند اجرى عطا خواهد نمود با توجه به اين كه مشقت و رنج كشيده و سالهاى بسيارى در اين راه قدم برداشتم و خانواده ام به من كمك كردند، ولى من به بعض احكام شرعى جاهل بودم، رأى شما در اين خصوص چيست؟

براى هر مسلمانى لازم است كه در درجه اوّل به امورات دينى خودش اهميّت دهد و در جلو شما فرصتى براى ياد گرفتن امورات دينى خودت بود و امّا اجر وثواب در خصوص گرفتن تخصص بستگى به نيّت دارد، اگر نيّت تو تنها به جهت بدست آوردن تخصص مذكور بود همانطورى كه بيشتر دانشجوها براى بدست آوردن تخصص تلاش مى نمايند آنوقت بر آن مستحق اجر نمى باشى.

اگر پدر و مادر فرزند خودشان را از بجا آوردن برخى از عملهاى مستحبّى منع كنند به جهت اينكه عملهاى عبادتى است آيا اطاعت آنها واجب است؟

آنكه از اطاعت آنها واجب است آن اندازه است كه به آنها نيكى (برّ) نموده و رفتار خوبى با آنها نمايد و غير از اين واجب نيست.

آيا در داخل حرمها و عتبات مقدّسه صلوات بر محمّد و آل محمّد (عليهم السلام)را بلند گفتن همانطورى كه عوامها در حرم حضرت امام حسين (عليه السلام) و غير از آن صلوات بلندى مى فرستند جايز است؟ و آيا آن مصداق به قول خداوند متعال نمى شود كه فرمود: ( لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهر واله... )( ) صداهاى خودتان را فراتر از صداى پيامبر نكنيد و در برابر او سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد)؟

مستحب است كه در فرستادن صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) صدايش را بلند نمايد همانطورى كه در حديث صحيح از ابى عبدالله الصادق (عليه السلام) آمده است كه فرمود (قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) ارفعوا اصواتكم باالصّلاة علّى فانها تذهب بالنفاق) پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود صداهايتان را هنگام صلوات فرستادن بر من بلند كنيد كه آن نفاق را از بين مى برد، امّا آيه كريمه همانا آن در خصوص بلند كردن صدائى كه با ادب منافات دارد، و به مبناى اهانت است وارد شده است، همانطورى كه روايت شده از بعض اهل جفاء كه آنها آمدند حضرت را صدا مى كردند در حالى كه او در خانه و اينها در بيرون بودند، مى گفتند: يا محمّد بيرون شو پيش ما بيا، و اين پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را ناراحت مى كرد آيه نازل شد تا آنها را از اين كار باز دارد و آيه به آنجائى كه احترام كردن به او است و بزرگداشت از خداوند متعال است، و يا مى خواهد واجبى را انجام دهد را شامل نمى شود، همانطورى كه در حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)صبح و شام صدا را با اذان گفتن بلند مى كردند، و شاعران و گويندگان در مجالس با حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در مدح او شعر مى گفتند و سخنرانى مى كردند، و صدايشان را در موقع جنگ و همانند آن از مناسباتى كه مقتضى بر آن بود بلند مى كردند، پس آنكه در مشاهد مشرفه صداهايشان را با صلوات فرستادن بر او بلند مى نمايند از افضل نزديكى ها (قربات) است، مگر اينكه از رسيدن ضرر به گوينده و يا به ديگرى از مؤمنين بترسند آنوقت به خاطر اين زيان حرام مى شود، نه به جهت بلند كردن صدا.

عرف رايج كه ( ادعا كننده بايستى شاهد بياورد و انكار كننده سوگند بخورد ) اگر چنانچه متهم به جرم بگويد كه من نكرده ام بر طبق قانون بايستى سوگند ياد كند، ولى اگر متّهم سنّش كوچك باشد، و تبرئه كردن خودش مورد اطمينان نگردد، ادعا كننده بخواهد كس ديگرى كه مورد اطمينان است، به جاى انكار كننده سوگند ياد كند تا جايگزين سوگند متهم باشد، آيا اين از نظر شرع مقدس جايز است؟ و اگر آن شخص سوم از سخن متهم يقين پيدا كند و عوض آن قسم بخورد سپس بعد از مدّتى دروغ متهم آشكار گردد آيا بر شخص سوگند خورنده كفّاره واجب مى شود، و حكم شرعى در اين موضوع چيست بيان فرماييد؟

خواستن سوگند از انكار كننده از شئون حاكم شرعى است، و براى هيچ كس حق سوگند دادن نيست، در صورتى كه منظور پايان دادن به نزاع باشد، بلى براى مدّعى از انكار كننده خواستن سوگند به خاطر اينكه اطمينان نمايد عيب ندارد، و انكار كننده مى تواند خواسته آن را قبول كند ولى بر آن واجب نيست بلكه جايز است، پس بنابر آن جايز نيست براى ادعا كننده در حالت ياد شده سوگند خواستن مگر از لحاظ اينكه اطمينان بدست آورد، و واجب نيست قبول كردن خواسته او بلكه جايز است، همانطورى كه سوگند خورنده را سوگند جايز نيست مگر با يقين و گرنه گنهكار مى شود، ولى بر سوگند مذكور كفّاره نيست.

آرشیو اخبار