استقبال آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از مجمع فقهی اهل تسنن عراق

استقبال آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از مجمع فقهی اهل تسنن عراق
۱۳۹۵/۰۹/۲۷

مرجع عالیقدر جهان تشیع حضرت آیت الله العظمی سید محمد سعید حکیم (مدظله) ، صاحبان فضیلت ، خرد و متفکران علوم دینی و سایرین را به استفاده حداکثری از جایگاه خویش در نشر فرهنگ بخشش و همزیستی مسالمت آمیز مبتنی بر احترام متقابل ، و دوری از هرگونه خشونت و درگیری های قومی ـ مذهبی دعوت نمودند ، ایشان این توصیه ها را در استقبال از هیأت مجمع فقهی اهل تسنن عراق در روز شنبه 27 ربیع الاول 1439هـ ، بیان نمودند .
ایشان همچنین توصیه کردند که همگان به مصلحت عراق و ملت آن پایبند بوده ، از هرگونه مصلحت اندیشی لحظه ای دوری کرده ، در برابر مخاطرات پیش رو باهم و در کنار هم قرار گرفته ، و در مبارزه با فساد از هرگونه دیپلماسی پرهیز نموده و باهم متحد باشند .
از سوی دیگر نیز میهمانان تشکر فراوان خویش را نسبت به مقام مرجعیت دینی در خصوص ایجاد فرصتی برای گفتگو و شنیدن نصیحتها و رهنمودها ابراز داشته و از خداوند متعال توفیق خدمت به این کشور مصیبت دیده از دست بیگانگان را خواستار شدند .

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) فرمود ( انما اقضى بينكم بالبينات والأيمان و بعضكم الحن بحجته من بعض، فايّما رجل قطعت له من مال اخيه شيئاً فانما قطعت له به قطعة من النار ) الوسائل باب: من ابواب كيفية الحكم و احكام الدعوى) همانا من ميان شما بوسيله شاهدها و سوگندها قضاوت مى كنم و برخى از شما زيركتر از بعض ديگر است، پس هر آنكسى كه از مال برادرش بريده (داده) شود همانند آنست كه قطعه اى از آتش به او بريده (داده) شده است، آيا ما از اين حديث استفاده مى كنيم پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) كه آراسته با وحى و عصمت بود امكان دارد كه در جريانى كه به آن شاهد اقامه شده، ولى مخالف با واقع است بر خلاف واقع حكم كند همانند اينكه چهار شاهد عادل به زنا نمودن شهادت بدهند در صورتى كه شاهدها اشتباه نموده اند؟

بلى ممكن است اين، و آن با عصمت منافات ندارد، زيرا كه وظيفه اى واقعى همانا حكم كردن به طريقه اى ياد شده است، بلى خداوند سبحان گاهى مصلحت را در اظهار حق مى بيند روزنه اى باز مى كند كه خطاى شاهدها پيش از صدور حكم معلوم شود.

در ميان مردم و عرف عشايرى اصطلاح ( نهوة ) معروف است و معناى آن اين است كه اگر بيگانه خواستگارى دخترى را بنمايد و يكى از خويشان آن را نهى كند و خودش خواستگار باشد بايستى دختر را به آن بدهند، و به اين جريان عشاير اهميت خاصّى قائلند و آن حرام است از نظر شرعى ولى مردم عوام بر آن تشريفات و قانونهايى مى گذارند و اگر يك نفر از خويشان جلو بيايد و نهى كند اگر چه آن شخص ديوانه و يا سفيه و يا عقب مانده و يا شرابخوار و... باشد بايستى كه دختر قبول نمايد آيا عمل آن شخص شرعاً جايز است، و آيا عقد ازدواج با فاميل اگر چه دختر مجبور به اين عمل باشد صحيح است ، به لحاظ اينكه خواستگار ثروتمند و يا صاحب مقام و... مى باشد؟

ازدواج بدون رضايت دختر باطل و حرام است و با اين ازدواج نزديكى كردن زنا و سفاح است، و اما با رضايت دختر ازدواج در تمامى حالات صحيح است و ( نهوة ) اثر ندارد بلكه آن حرام است شرعاً بلى در حالت ياد شده اگر دختر را از بيگانه كسى خواستگارى كند كه دلش نمى خواهد با آن ازدواج نمايد، براى فاميل آن جايز است كه پيشقدم شود به خواستگارى آن و دختر هم به آن راضى باشد آن وقت ازدواج اينها صحيح است، و اگر به آن هم راضى نباشد آن فاميل بايستى دست بردارد و امر ازدواج را به خود دختر و پدرش بگذارد كه هر كس را انتخاب كردند ازدواج نمايند و اين داخل در عنوان ( نهوة ) نمى باشد.

شيعه اى اهل بيت (خداوند عزتشان را زياد كند) را مى بينم به هنگام نوشتن نامه و يا تابلو كه در آن نام پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و نام امام على (عليه السلام) است آن را با لفظ جلاله (نام خدا) تكميل مى نمايند، و اين كار آنها سه گانگى شيعى را تشكيل مى دهد كه مورد اعتراض ديگران مى شود، ما از محضر عالى تقاضا منديم كه به ما توضيح دهيد كه آيا اين كار توهين به خداوند عزوجل نمى شود، زيرا كه او با مخلوق ولواينكه درجه اش بالاتر باشد مقارن و همتا نمى شود، و يا اينكه جريان به نحو ديگر است؟

در نوشته اى ذكر شده اهانت به ذات مقدس الهى نيست زيرا كه نوشته اى نامبرده عبارت از وابسته بودن به خدا است، و آن را تكميل مى كند با ذكر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) و اهل بيت آن، و همانطورى كه كفايت نمودن بنام خداوند متعال و پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم) دوگانگى (ثنويت) مجوس را تشكيل نمى دهد، پس لاحق كردن اميرالمؤمنين (عليه السلام) به آنها سه گانگى (ثالوث مقدس) همانند (ثالوث) نصارى را تشكيل نمى دهد. و توهين به حضرت بارى عزوجّل با الحاق دو بنده اى مقّربش به هنگام ذكر او در نزد او به جهت گرامى داشت آنكه او گرامى داشته است نمى شود. و لذا در قران مجيد امر به اطاعت خداوند متعال و پيامبرش در يك سياق تكرار شده و از اطاعت كنندگان به اين هر دو تعريف شده است، همانطورى كه خداوند سبحان به اطاعت خودش و پيامبرش و اولى الأمر در يك رديف امر نموده است و فرموده است: ( اطيعوالله و اطيعوالرسول واولى الامر منكم ).( ) اطاعت كنيد خدا را، و اطاعت كنيد پيامبر خدا و اولوالأمر (اوصياى پيامبر) را و فرمود: ( و مانقموا الاّ ان اعناهم الله و رسوله من فضله ).( ) آنها فقط از اين انتقام مى گيرند كه خداوند و رسولش، آنان را به فضل و كرم خود بى نياز ساختند و فرمود: فسيرى الله عملكم و رسوله( ) و خدا و رسولش اعمال شما را مى بينند. و خداوند متعال نيكى به پدر و مادر را در چندين جاى قران مجيد به توحيد لاحق كرده است تمامى اينها به خاطر اهميّت شأن آنكه آن را لاحق كرده است، بدون اينكه از آن توهينى بر او كه عزيز است نام او وارد آيد، و ما از لاحق كردن نام اميرالمؤمنين (عليه السلام) به نام خداوند متعال و پيامبر او (صلى الله عليه وآله وسلم) تأكيد كردن بر اين است كه ما نام خدا را كه ذكر كرديم براى فهمانيدن اينكه ما يگانه پرست و موحدّيم و ياد آور شديم پيامبر او را كه اشعار كنيم كه ما مسلمانيم و از اميرالمؤمنين هم اسم برديم كه اعلان نمائيم كه ما مؤمنيم و منافق نيستيم، بدان لحاظى كه از پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) روايت شده بر اين كه اگر على (عليه السلام)نمى بود منافقين شناخته نمى شدند، و اينكه على (عليه السلام) را دوست نمى دارد مگر مؤمن و دشمن نمى دارد مگر منافق، و طبيعى است كه اين كار منافقين را به غيظ آورده و از آن كار دلتنگ باشند آنوقت ما را متهم به كارهاى بزرگى بنمايند و به ما تهمت زنند چيزهائى را كه ما از آنها برئ هستيم.

آرشیو اخبار