بازدید آیت الله سید ریاض حکیم (دام عزه) از حسینیه ام البنین (علیها سلام) در شهر آبادان

بازدید آیت الله سید ریاض حکیم (دام عزه) از حسینیه ام البنین (علیها سلام) در شهر آبادان
۱۳۹۶/۰۷/۰۱

با هدف مشارکت در احیای مراسم ماه محرم الحرام در استان خوزستان حضرت آیت الله سید ریاض حکیم (دام عزه) فرزند مرجع عالیقدر آیت الله سید محمد سعید حکیم (مدظله) با حضور در حسینیه ام البنین علیها سلام  شهر آبادان ، در عزاداری سید الشهداء امام حسین علیه السلام شرکت نمود.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا نزد حضرتعالى اينست كه پيشنماز اعرابى يعنى بيابان نشين نباشد حتى اگر مؤمن و در دينش موثق باشد؟

اگر دانشمند در دين و آشنا به احكام دين باشد بر آن حكم اعرابى جارى نمى شود بلكه جايز است بر مهاجرين پيشنمازى كنند و آنان كسانى هستند كه دانش دينى داد و در شهرها زندگى مى نمايند، بنابر آنچه در رساله اى عمليّه اى (منهاج الصالحين) گفته ايم.

چگونه تفسير مى كنيد فرمايش پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) را كه مى فرمايد (اطول عمرابن آدم يوم ولدته امّه) طولانى ترين عمر فرزند آدم روزيست كه مادرش زائيده است؟

مقصود از آن اينست كه هر وقتى كه از عمر اولاد آدم روزى بگذرد از عمر آن روزى كم شده است، پس طولانى ترين عمرش روزيست كه مادرش زائيده است.

آيا كف زدن كه رسم شده در مجالس و مناسبات دينى همانند ولادتهاى اهل بيت (عليهم السلام) جايز است؟

كف زدن خود به خود حرام نيست و واجب و مستحب و مكروه هم نيست و حرام مى شود اگر تشويق به حرام باشد و مستحب مى شود اگر آن تشجيع و ترويج بر خير باشد و مورد سئوال هم همانطور است.

تعريف لهو حرام از نظر شرعى چيست اميدواريم قاعده اى بر اين و هم چنين حدّ طرب حرام را بيان فرمائيد؟

لهو حرام هر آن چيزيست كه ساختار آن بر خوش گذرانى لهوى است كه انسان را از موقعيت جدّى و واقعيّت فعلى خارج مى كند و بسوى عبثى كه مبنى بر توجه به باطن نفس و بيدار كردن غريزه هاى آن و تحريك احساسات آن با نواختن موسيقى مى كند، تا رغبت آن را در زياد كردن شادمانى و غمگينى و فخر و دلدادگى و غير از آنها را بر طبق خواسته هايشان اشباع نمايد،و اما طرب آنهم حالت نفسانى است كه از بكار بردن آلات لهو بوجود مى آيد به طورى كه به سبك سرى روح منجر مى شود و آن را به هماهنگى غرايز مى كشاند و ميل آن را در زياد نمودن شادمانى و غمگينى و عشق ورزى و غير از اينها كه گذشت سيراب مى نمايد.

در رساله اى عمليّه منهاج الصالحين در مسأله اى (258) اين چنين فرموده ايد و اگر تشهد فراموش شده پس از ركوع يادش آمد نمازش را ادامه مى دهد و قضاى آن مواجب است و در مسأله اى قضاى اجزاء فراموش شده فرموده ايد كه و اما تشهد اوّل اگر فراموش كند و يا قسمتى از آن را فراموش كند و بعد از ركوع يادش بيايد سجده اى سهو كفايت مى كند ميان اين دو فتوى چطور بايد جمع كرد؟

كفايت نمودن به سجده اى سهو برگشت آن به اين است كه قضاى تشهد فراموش شده با تشهدى كه در ضمن سجده سهو است بجا مى آيد پس آن در حقيقت قضا است به تشهد فراموش شده كه تداخل مى كند با تشهدى كه در ضمن سجده سهو است نه اينكه قضا ساقط مى شود و تمامى سجده اى سهو از آن خارج است و به سبب سهو واجب مى باشد اين همان چيزى است كه جمع كردن ميان دليل ها آن را تقاضا مى كند، و شايد كه عوض كردن عبارت و رفع ابهام بهتر باشد.